آمدگان و رفتگان
مهدي محمدي
رويدادها معمولا پيش از آنكه اتفاق بيفتند «پيش بيني» و پس از آنكه اتفاق مي افتند، «تبيين» مي شوند. پيش بيني يك رويداد در گرو اطلاع از همان عللي است كه پس از وقوع، به كار تبيين آن مي آيند. وقتي ابري سياه و حجيم در آسمان ظاهر مي شود، شما «پيش بيني» مي كنيد كه به زودي باران خواهد باريد و وقتي باران باريد، يكي از بهترين اشكال «تبيين» آن، همين است كه بگوييد اين باران محصول تخليه يك ابر باردار بوده است. (اين نحوه تبيين، تبيين يا سبب يابي فاعلي ناميده مي شود.)
حادثه اي كه روز اول اسفند رخ داد بي گمان محتاج تبيين و سبب يابي است، همان كاري كه اين روزها بسياري به آن مشغولند. اغلب پيش بيني هاي گروهي كه تا همين چندي پيش اصلاح طلبان ناميده مي شدند- و اكنون آشكارا بايد به دنبال عنواني ديگر براي آنها گشت- درباره جوانب مختلف اين انتخابات نادرست از آب درآمده است. البته اين اول بار نيست كه چنين اتفاقي مي افتد. حدود يك سال پيش، در آستانه انتخابات دوره دوم شوراها نيز ماجرايي كم و بيش با همين حال و هوا رخ داد و اصلاح طلبان تنها كاري كه نكردند درس گرفتن از آن بود كه از اين پس با حزم و احتياطي افزون تر سخن بگويند و منظر خويش از عقل را به جاي تمام عقول ننشانند. پيروزي اصولگرايان در انتخابات شوراها محصول مشاركتي حداقلي در شهرهاي بزرگ و مشاركتي متوسط در سطح كشور بود. اين رفتار مردم در آن برهه اگر نه قابل پيش بيني، لااقل به خوبي قابل «درك» و «تبيين» بود. همه مي دانستند كه چه اتفاقي افتاده است. شوراهاي دوره اول- خصوصا در شهرهاي بزرگ- در اواخر عمر خود تبديل به بلاهايي هولناك و مصائبي عظيم شده بودند. خيري از آنها كه به مردم نمي رسيد سهل است، از شر رساندن هم هيچ مضايقه نمي كردند. كاملا طبيعي بود كه شهروندان تشنه خدمت، خسته از اين همه دعواي بي حاصل كه همه به نام آنها صورت مي گرفت و ديگران از آن كامياب مي شدند، روي خوش به انتخابات نشان ندهند. اصلاح طلبان اما- دوباره به اتفاق- آن «نه» بلند را كه مردم در انتخابات شوراها بر سرشان فرياد كردند به پاي نظام نوشتند و پاك از ياد بردند كه تا چند روز قبل از برگزاري انتخابات آن را «رفراندوم» و آوردگاهي مطمئن براي تعيين وزن سياسي گروه هاي مختلف ناميده بودند. (همان كاري كه از زاويه اي ديگر پيش از انتخابات اخير مجلس انجام دادند.) راقم اين سطور از ياد نمي برد كه در نمايشگاه مطبوعات امسال كه به فاصله چند ماه از انتخابات شوراها برگزار شد، بعضي اصلاح طلبان- شهروند و سياستمدار، هردو- چگونه با حرارت انتخابات شوراها را بارزترين نشانه از دست رفتن سرمايه مقبوليت- و بلكه مشروعيت- مردمي نظام قلمداد مي كردند و وقتي در پاسخ آنها گفته مي شد كه اين ناكامي محصول بي عملي و رسوايي اصلاح طلبان در شوراهاي دوره اول است، به عنوان پاسخي دندان شكن ما را به انتخابات مجلس هفتم ارجاع مي دادند كه: «منتظر باشيد، «نه» بزرگتري هم در راه است!»
اكنون كه اين سطور را مي نويسم- و نمي دانم آن عزيزاني كه در نمايشگاه مطبوعات طرف بحثشان بودم آن را خواهند خواند يا نه- تكليف انتخابات مجلس هفتم روشن شده و همگان از دوست و دشمن فهميده اند كه نه فقط «نه»اي در كار نيست بلكه دوباره مردم به رغم دلخوري هايي كه به حق از بعضي مسئولان دارند، عهد خود با انقلاب و رهبرشان را تجديد كرده اند. اين بار هم همچون انتخابات پيشين شوراها اصول گرايان پيروز شده اند. اما برخلاف آن انتخابات اين پيروزي دراثر يك مشاركت «حداكثري و معقول» حاصل آمده است. اكنون بايد بر عقلاي اصلاح طلب- اين اصطلاح اخير را بايد با احتياطي فزون از حد به كار برد- معلوم شده باشد كه اگر ميان مردم و آنها عقد محبتي هم بوده، ديگر آن عقد كاملاً گسسته و مردم با ديگراني كه آنها را صادق تر يافته اند، پيوسته اند. درشتي كردن با مردمي كه جز حق نمي گويند و جز حق خود نمي خواهند، فرجامي غير از اين نخواهد داشت.
مردم تا چشم گشوده اند اصلاح طلبان را جماعت پرمدعا و كم كاري ديده اند كه هميشه طلبكار خلق خدا بوده اند و نفس وجود خود را منتي بر سر مردم مي دانسته اند. بايد به مردم حق داد كه ديگر از افتخار كردن به اين پهلوان پنبه ها خسته شده باشند و پي كساني بروند كه در كنار هر صد سخني كه مي گويند نيم عمل هم بكنند و خود را بدهكار مردم و موظف به خدمت رساندن به آنها بدانند، صرفنظر از اينكه مردم چنين مطالبه اي از آنها دارند يا نه.
اول اسفند در يادها خواهد ماند. مرد و زن ايراني خود آگاهي و ديگر آگاهي خود را از نو بازيافتند و پيش چشم ناظران به تماشا گذاشتند. تا امروز نخبگان اصولگرا پيش روي مردم دويده اند تا به اينجا برسند. از اين پس اما بايد دوشادوش مردم پيش بروند سخت مراقب باشند كه مبادا اين قافله پرشتاب بگذرد و آنها جا بمانند.
بسم رب النور