تجديد وضو (گفت و شنود)
گفت: مگر شائول موفاز، وزير جنگ رژيم صهيونيستي تهديد نكرده بود كه
به تأسيسات اتمي ايران حمله خواهد كرد؟!
گفتم: يك غلطي كرده بود كه پاسخ دندان
شكني هم دريافت كرد.
گفت: ولي ديشب راديو اسرائيل در يك عقب نشيني آشكار اعلام
كرد كه شائول چنين حرفي نزده و روزنامه اسرائيلي «هاآرتص» اظهارات شائول را اشتباه
نقل كرده است!
گفتم: شيري با خروسي رفيق شده و به صحرا رفته بودند، وقتي شب فرا
رسيد، خروس بالاي درختي رفته و خوابيد و شير هم كه از كسي ترس و واهمه نداشت، پاي
درخت دراز كشيد. نزديك صبح خروس به عادت هميشگي شروع به خواندن كرد و روباهي كه از
آن حوالي مي گذشت در طمع افتاده و به خروس گفت؛ حالا كه با اين صداي خوش اذان مي
گويي، بيا پايين تا به امامت تو نماز جماعت بخوانيم و ثواب ببريم. خروس گفت؛ بنده
فقط مؤذن هستم و امام جماعت پاي درخت خوابيده، او را بيدار كن تا نماز جماعت
بخوانيم. در همين حال شير غرشي كرد و روباه پا به فرار گذاشت، خروس داد زد؛ آهاي !
آقا روباهه كجا مي روي؟... مگر نمي خواستي نمازجماعت بخواني؟ روباه گفت، چيزي نيست،
مي روم يك تجديد وضويي بكنم و برگردم!
بسم رب النور