بي آبرويان پرمدعا !
بي آبرويان پرمدعا ! - سيد ياسر جبرائيلي
![]()
اصلاح طلبان مي گويند كه اخلاق مدارند، ولي چشم ما چيزهايي مي بيند كه با آنچه گوش مي شنود مطابقت ندارد. ديروز اين مدعيان اخلاق گاف بزرگي دادند. يك روزنامه متعلق به اين جريان همزمان در صفحات اول و آخر و مياني خود فرياد ادب و اخلاق سرداد و در صفحه 11، در قالب يك كاريكاتور، اهانتي به ملت ايران كرد كه تاكنون سابقه نداشته است. آن كاريكاتور را نمي توان توصيف كرد، چرا كه عفت قلم لكه دار مي شود. اينها تاكنون ملت ايران را لشكر قابلمه به دست خوانده بودند، روزنامه اعتماد ملي روز دوشنبه همين هفته جمعي «گوسفند»! در مقابل تلويزيون كشيده بود، اما انتظار نمي رفت كه اينگونه بي شرمانه به ملت اهانت كنند...
فرق
شارلاتانيسم مدرن با شارلاتانيسم سابق در اين است كه قديمي ترهايشان مظلومي
را گير مي آوردند و تا مي خورد او را مي زدند؛ بعد فغان و فريادشان بلند
مي شد كه «اي داد... اي فرياد... كمك كنيد كه بيچاره شديم!» كاري مي كردند
كه آن مظلوم واقعاً به خود شك كند كه كتك خورده يا كتك زده است. جماعت بي
خبر از ماجرا هم مي ريختند سر مظلوم و از او انتقام مي گرفتند!
شارلاتان
هاي مدرن اما دايره اهدافشان بسيار گسترده تر از زورگويي به يك يا چند نفر
است. اينها خيال حكومت بر مردم به شكل «قانوني» را دارند و چون با اصول
جهاني و همه جايي و همگاني قانون، آزادي، اخلاق و حقوق انساني ميانه اي
ندارند، اين بار بايد حساب اين مفاهيم را برسند. اينان حتي زحمت تظاهر به
اين اصول را هم به خود نمي دهند، بلكه اين واژگان را از درون تهي كرده و
آنگونه كه خود مي خواهند تعريفش مي كنند؛ تا كسي فرياد آزادي و عدالت سر مي
دهد، دشمن آزادي و حقش مي خوانند و به جرم «آزادي ستيزي» محاكمه اش مي
كنند. حقوق ملتي را زيرپا مي گذارند و همان ملت را «ناقص حقوق بشر» مي
خوانند. چرا؟ چون صاحبان بلامعارض زرد و زور و ابزار تزويرند و...
آزادي
و حقوق بشر و دموكراسي همه بي آبرو شده اند و امروز نوبت «اخلاق» است.
وقتي مظلومي از همين ملت برخاست و فرياد برآورد كه اي ملت! بدانيد كه اينها
اموالتان را به تاراج برده اند، پرچم اخلاق و ادب را بالا بردند و گفتند و
نوشتند كه «ادب مرد به ز دولت اوست». دوستي در جايي به كنايه و در پاسخ
اين هوچي گري ها نوشته بود: «سعي كنيد اخلاق اسلامي را رعايت كنيد، اما
اعمال اسلامي مهم نيست! مثلا اگر كسي فاسد بود، اگر كسي زمين خوار بود،
بداخلاقي نيست، اما فقط اگر نام دزد فاش شد، حركت ضد اخلاقيست!»
شارلاتان
ها در خلوت خود از اين بازي با واژه اخلاق چه لذتي مي برند؛ از اينكه از
يك سو خادمان ملت را بي ادب مي خوانند و از ديگر سو كاريكاتور مي كشند و در
آن «كثافت» بر سر همين ملت مي ريزند! اما اينها ملت ايران را باز اشتباهي
گرفته اند. اينجا نمي توان اخلاق را ديگرگونه تعريف كرد و آبرويش را برد،
اين شارلاتان ها هستند كه بايد در انتظار بي آبرويي باشند...
بسم رب النور