همين كه رسانه هاي غربي و به ويژه آمريكايي، پس از فاجعه ديروز در شهرهاي كربلا و كاظمين، اعلام كردند كه اين اقدام تروريستي به منظور دامن زدن به اختلافات قومي صورت گرفته، نشان مي دهد كه كاسه اي زير نيم كاسه است. به همين دليل ادعاي رسانه هاي غربي را بايد به شدت مورد ترديد قرارداد.
خيلي راحت، مي توان پاي القاعده و بازماندگان حكومت بعثي و طرفداران صدام را وسط كشيد و با مطرح كردن نقش آنان در اين فاجعه، خون صدها نفر را پايمال كرد و فضاي پرابهام كنوني را به تدريج به فراموشي سپرد.
به نظر مي رسد آنچه در كشور عراق در جريان است، تداوم همان روندي است كه از اولين روز هاي سال 1382 آغاز شد و تلاش آمريكا و انگليس براي تثبيت پايه هاي قدرت خود در اين كشور، همچنان ادامه دارد.
آمريكا و انگليس، سرزميني همچون عراق را كه هم اهميت سوق الجيشي دارد و هم از سرمايه بزرگي به نام نفت برخوردار است، لقمه اي چرب و نرم مي دانند و حاضر نيستند از آن دست بكشند. ممكن است گفته شود غربي ها براي بهره گيري از موقعيت استراتژيك عراق، نياز به فضاي امن دارند و خرد سياسي اقتضا نمي كند كه آنها خود، عامل بروز ناامني دراين سرزمين باشند. اين تحليل به ظاهر درست، مي تواند قابل خدشه باشد. زيرا اگر چه در شرايط معمولي، امنيت و آرامش مي تواند امتيازي براي آمريكا و انگليس باشد، اما فراموش نكنيم كه اين دو كشور، رقيباني در اروپا دارند كه حاضر نيستند فقط تماشاچي چپاول عراق از سوي آنها باشند. اروپايي ها در حال حاضر، به فشار خود براي خروج اشغالگران از عراق ادامه مي دهند و طبعاً اگر واشنگتن و لندن بتوانند فضا را هر چه ناامن تر معرفي كنند، حضورشان را آسانتر توجيه خواهند كرد.
از سوي ديگر، آمريكايي ها نياز دارند افكار عمومي عراق به نفع آنان تغيير جهت دهد. حضوراشغالگر- حتي اگر چهره اي مهربان هم داشته باشد- تحقيرآميز است و غيرت ملي، آن را نمي پذيرد. به همين دليل است كه آمريكايي ها از يك سو با اعمال تروريستي و خشن، امنيت شهروندان را برهم مي ريزند و سپس با نشانه رفتن انگشت اتهام به سوي اقوام و قبايل داخل عراق، چنين وانمود مي كنند كه اگر سربازان اشغالگر حضور نداشته باشند، وضع از اين هم بدتر خواهد شد. همچنين ايجاد محيط رعب و وحشت، از جهت ديگري نيز براي آمريكا و انگليس مفيد است. و آن سرگرم كردن مردم عراق به اين مسائل و غارت ثروت ملي آنان است.
برخي مطبوعات داخلي در نهايت ساده لوحي، اين ادعاي رسانه هاي غربي را كه اختلافات قومي و مذهبي، عامل انفجارهاي ديروز است، پوشش داده اند. در اينكه در عراق، اقوام مختلفي زندگي مي كنند ترديدي نيست، اما تاريخ گذشته اين كشور، كمتر نشاني از اين دارد كه بين اهل سنت و تشيع، جنگ و نزاعي بر سر اعتقادات شان درگرفته باشد. به بيان ديگر، سني و شيعه، معمولاً همزيستي مسالمت آميزي داشته اند و اگر چه، حكومت، غالباً در دست اهل تسنن بوده و به همين دليل تضييقاتي براي شيعيان وجود داشته، اما از آنجا كه مردم سني و شيعه، هرگونه اختلاف را به نفع دشمنان اسلام مي دانسته اند، از آن اجتناب كرده اند و در اين ميان نقش علماي بزرگ شيعه و نيز روحانيون اهل سنت، كاملاً مؤثر بوده است.
آمريكايي ها- و به ويژه پل برمر حاكم عراق- بارها در برابر اين پرسش كه چرا قادر به امنيت داخلي عراق نيست، ايران و سوريه را متهم كرده است. لابد اين بار هم در كمال وقاحت، چنين اتهامي را تكرار خواهد كرد و اگر اين بار از او سؤال كنند پس چرا در فاجعه عاشورا، ايراني ها خود، قرباني شدند، آن را بي پاسخ خواهد گذاشت. مروري بر اظهارات حاكمان آمريكايي عراق، نشان مي دهد اظهار عجز آنها براي تامين امنيت عراق، اگر چه يك واقعيت غيرقابل انكار است، اما نكته مهمي را نيز در خود مستتر دارد و آن اينكه، آمريكايي ها فعلاً قصد ايجاد امنيت ندارند زيرا برقراري امنيت، مستلزم خروج آنها از مناطق اشغال شده است.
در يك فرض نزديك به محال هم، تصور مي كنيم كه انفجار ديروز كربلا و كاظمين، توسط القاعده صورت گرفته است و يا طرفداران صدام، مبادرت به آن كرده اند. در چنين فرضي هم، آمريكا و انگليس متهمان اصلي اند. زيرا گروه القاعده را خود آمريكايي ها راه انداخته اند، خيمه شب بازي هاي آنها براي دست داشتن القاعده در انفجارها و رفتارهاي تروريستي، واقعيت را به فراموشي نمي سپارد. وانگهي، صدام، هم اكنون در دست آمريكاست و با اطلاعاتي كه از اين ناحيه به دست آمده، يافتن طرفداران آن فرد مفلوك، از چهار تا سرباز بي رمق هم بر مي آيد.
اما نبايد از نكته مهمي نيز غافل ماند. آمريكا و انگليس، در پي آنند كه مسئله اي به نام اختلافات قومي در عراق را دامن بزنند. اين موضوع، اگر چه در حال حاضر، مسئله قابل ملاحظه اي در عراق نيست و نمي تواند وحدت ملي اين سرزمين را برهم بزند، اما مي تواند به مثابه يك توطئه ميان مدت يا دراز مدت، طراحي شود. طبعاً آمريكا و انگليس، از اينكه در يك كشور اسلامي مجاور ايران حكومتي برخاسته از مردم، مستقر شود به شدت نگرانند و ترجيح مي دهند حكومت يكپارچه و مستقل بر آن حاكم نشود. به همين دليل، توطئه تجزيه خاك اين سرزمين به عنوان يك احتمال جدي مي تواند مطرح باشد. زمينه چنين توطئه اي را ايجاداختلافات قومي فراهم مي كند.
مردم عراق- اعم از شيعه و سني يا عرب و كرد- بايد در برابر اين توطئه كاملاً هشيار باشند. نيز، رسانه هاي جمعي كشور ما بايد از افتادن به دامي كه تبليغات غرب براي آنها تدارك ديده، پرهيز كنند. غربي ها بيش از هرچيز، نيازمند در دست گرفتن افكار عمومي براي نقشه هاي خود هستند. اين سلاح را رايگان به آنها ندهيم.
محمد مهاجري