به بهانه رونمايي از اولين فيلم ديجيتالي سينماي ايران در جشنواره فجر
ملك سليمان؛ نويدبخش سينماي درخشان آينده

تقي دژاكام
سينماي «شهريار بحراني» سينماي دلنشيني است. سينمايي است كه تماشاگر را تا حد زيادي راضي مي كند. نه به اين صورت كه خوب شد كه يك فيلم ديگر هم ديدم، بلكه به اين صورت كه اگر اين فيلم را نمي ديدم ضرر مي كردم. اين دل نشيني و اقناع شايد معلول عوامل زيادي باشد؛ از فيلمنامه اي كه چفت و بست محكمي دارد و روي آن كار شده است تا روحيه جمعي و مشورت پذيري كارگردان و از همه مهم تر، انتخاب كادري كه همخواني فراواني با هم دارند؛ از صدابردار و فيلمبردار، و طراح صحنه و ساير عوامل فني و البته بازيگران.
شهريار بحراني اين بار هم به سراغ يك سوژه سنگين تاريخي رفته است. او از «مريم مقدس» نشان داد كه در مديريت و به سامان رساندن چنين پروژه هايي تا چه حد تسلط و توانايي دارد. ما البته به خاطر موانعي كه بر سر راه ساخت سريال امام حسين(ع) او پيش آمد كه امكان تماشاي آن را از دست داديم. اما ساخت پروژه عظيم ملك سليمان بار ديگر بر توانايي، تسلط و مديريت او صحه گذاشت و نشان داد كه هر كار بزرگي از بحراني ساخته است.
ملك سليمان علاوه بر اين كه يكي از عظيم ترين طرح هاي سينمايي تاريخي كشورمان محسوب مي شود، يك ويژگي منحصر به فرد ديگر هم دارد. و آن اين كه براي نخستين بار فيلم به صورت ديجيتالي ساخته شده است. حميد قديريان كه مسئوليت اين نوآوري را در ملك سليمان دارد هنرمندي است كه پيش تر هم ابتكارات بسياري را در اين زمينه در سينما از او شاهد بوده ايم. از جمله طراحي بهشت بر روي شيشه در فيلم سينمايي «گذرگاه» و ساخت قالب هايي ويژه در فيلم سينمايي «عمليات كركوك» كه همگي براي اولين بار و با ذوق و سليقه او از صنعت سينماي ايران فراهم و اجرا شد. و حالا او يك تجربه جديد در ساخت و اجراي فيلم ديجيتال را براي سينماي ايران به ارمغان آورده است. كه مي توانيم با افتخار سرمان را بالا بياوريم و به اين دستاورد و استفاده صحيح از آن افتخار كنيم.
ملك سليمان البته يك ويژگي برجسته ديگر هم دارد كه نه در فيلم هاي امسالي كه (حداقل تا پايان روز پنجم) و نه در چند سال اخير سابقه نداشته است. كه همان موسيقي فاخر و تاثيرگذار آن باشد. البته سازنده موسيقي متن اين فيلم ايراني نيست، بلكه آقاي پانك چان است كه ظاهرا هنگ كنگي است. تلفيق موسيقي مذهبي و حماسي و كلاسيك و همخواني آن با فيلمنامه، از آن اثري به يادماندني ساخته است.
حميد خضوعي ابيانه نيز در كار فيلمبرداري و استفاده از تكنيك هاي بصري خارق العاده عمل كرده است. به گونه اي كه برخي منتقدان با كمي اغراق ملك سليمان را در حقيقت اثري از حميد خضوعي دانسته اند تا شهريار بحراني. و اين تأييدي بر جمله ابتداي اين متن است كه «بحراني» در انتخاب و به كارگيري درست عوامل فني و انساني فيلم هايش استاد است. به طوري كه حذف يا تغيير هر كدام از اين عوامل ملك سليمان را از چشم تماشاگر مي انداخت. البته در انتخاب بازيگر كارگردان ترجيح داده است، از بازيگران شاخص استفاده نكند. اما تجربه مريم مقدس نشان داد كه اين تصميم تغييري در نتيجه و جذابيت فيلم و حتي فروش آن نمي گذارد. و در حقيقت اين افراد غيرشاخص به چهره هايي در سينماي ايران تبديل شده اند. از جمله خانم الهام حميدي.
فيلم از زمان مأموريت رسالت حضرت سليمان نبي(ع) شروع مي شود و در آغاز تشكيل و استقرار حكومت توسط وي به پايان مي رسد. چيزي كه گفته مي شود در «ملك سليمان2» به آن پرداخته خواهد شد كه قرار است آن را بخش خصوصي بسازد، نه بنياد فارابي.
بحراني تعمد داشته است تا به مفاهيم و مضامين مهم اعتقادي و حتي سياسي هم در فيلم بپردازد تا موضوع داستان فراگيرتر، بهره گيري و عبرت از آن كه يك دستور موكد قرآني است، ملموس تر شود. مفاهيمي چون عدالت، سرمايه داري و تلاش علماي يهود و ظلم آنان به بني اسرائيل، نقش رهبري و پررنگ كردن آن در كنار تقوا به عنوان دو عنصر اساسي در ايجاد وحشت بين حزب شيطان و اعتقاد به مهدويت مضاميني است كه با هوشمندي به آن ها پرداخته شده است.
بنا به گفته كارگردان و تهيه كننده فيلم، دقيقا 5 ميليارد تومان (يا 5 ميليون دلار) هزينه ساخت اين سريال در مدت 5 سال شده است. اگر به خاطر بياوريم، هزينه هاي ميلياردي در برخي سريال ها و فيلم هايي كه از لحاظ كمي تعداد تماشاگران نامشان در تاريخ سينماي ايران ثبت شده است، درمي يابيم كه سرمايه گذاري فرهنگي در اين مورد دقيق عمل شده است. به خصوص اگر بازتاب بين المللي فيلم و مخاطبان جهاني و پيام فراگير انساني را در نظر بگيريم، و به نظر مي رسد اگر مسئولان دولتي به جاي اختصاص بودجه براي فيلم هايي كه تصويري سياه و نااميدكننده از كشور ارائه مي دهند يا تمام هم و غم فيلم به شكم و شهوت اختصاص داشته باشد.(همان گونه كه متأسفانه در بسياري از فيلم هاي جشنواره امسال شاهد بوديم) بودجه هاي مزبور را به امثال چنين فيلم هايي كه به انتشار نور و فضيلت و معنويت و پيام هاي انساني پردازند، اختصاص دهند، مي توان اميدوار بود كه همان طور كه جوانان ما در عرصه هاي علوم تجربي پله هاي موفقيت هاي جهاني را طي كرده اند، در عرصه فرهنگسازي و جامعه سازي نيز، آينده درخشاني را نيز شاهد باشيم. چنين باد.