بازتاب نژاد پرستي در هاليوود
بازتاب نژاد پرستي در هاليوود
سعيد مستغائي
از همان زمان که غرب صليبي/صهيوني از طريق غارت منابع مالي و
انساني شرق، صاحب گنجينه هاي مادي و معنوي گرديد، گروهي از آنها که خود را مالک
تمام ثروت هاي عالم برميشمردند و براي آينده بشريت نقشه هاي شومي در سر داشتند، هم
مسلکان خويش را انسان هاي درجه اول و برتر دانسته و ساير آدمها را درجه دو و زير
دست به حساب آوردند. اساسا از همين نگاه بود که استعمار پديد آمد و فجايعي به دنبال
آن در تاريخ رخ داد که تا امروز همچنان ، آتش استبداد و استثمار را در عالم زنده
نگاه داشته است. از همان زمان که ملکه انگليس مي خواست آفتاب در مستعمراتش غروب
نکند و پرتقالي ها و فرانسوي ها تحت عنوان يافتن سرزمين هاي جديد ، قاره هاي ديگر
را به خاک و خون کشاندند که هنوز داغش در ذهن بوميان پنج قاره دنيا باقي مانده از
استراليا و نيوزيلند گرفته تا چين و هندوستان تا آنگولا و آفريقاي جنوبي و تا کبک
کانادا.
تا بالاخره خشن ترين و بدسابقه ترين دزدان دريايي که توسط همان کانون
هاي صليبي/صهيوني حمايت مي شدند، به سواحل قاره نو رسيدند و درپي آنها پيوريتن هايي
که به دنبال انجام تکليف آخرالزماني خويش براي تشکيل اسرائيل بزرگ بودند، آمريکاي
کنوني را بنياد گذاردند. به اين ترتيب تاريخي بدنام آغاز گرديد، مملو از نسل کشي
بوميان و سرخپوستان تا يکي ديگر از فاجعه بارترين نقاط تاريخ 200 سال اخير يعني به
بردگي کشيدن سياهپوستان آفريقا رقم بخورد و بالاخره تا جنگ هاي مختلفي مانند جنگ
ويتنام و همين آتش امروز در عراق و افغانستان و سوريه.
همه جنايات فوق بازتابي
از همان نگاه آخرالزماني و نژادپرستانه بود که ملت هاي ديگر را در برابر نژاد خود
درجه دوم تلقي مي کرد. جناياتي که زماني تحت عنوان از ميان بردن شياطين صورت گرفت،
دوراني زير لواي بيرون راندن کنعانيان به نسل کشي سرخپوستان کشيد، زماني ديگر به
عنوان پاک نمودن روح پليد سياهپوستان و دوراني با نام آزادي سرزمينهاي ديگر از
چنگال کمونيسم و امروز در زير لواي بسط دموکراسي و حقوق بشر و مبارزه با تروريسم!
انجام مي پذيرد.
از همين ديدگاه خودبزرگ بينانه بود که اشراف زادگي و برتري هاي
نژادي و آپارتايد در دنيا متولد شد و براساس تفکر مخرب صهيوني به بسط نژادپرستي در
دنيا پرداخت.
اين نگرش از همان نخستين روزهاي به وجود آمدن سينما در فيلم هاي
توليدي غرب و هاليوود جاي گرفت و هنوز حتي در اين عصر پرغوغاي حقوق بشري به انحاء
مختلف ادامه دارد. طبيعي هم بوده و هست ، زيرا هاليوود و کمپانيهايش اغلب توسط
همان نژادپرستاني تاسيس شد که هولوکاست سرخپوستان را به راه انداخته بودند (بخشي از
اين پيشينه شرم آور را مي توان در دسته اي از فيلم هاي همين سينما ديد؛ رجوع نماييد
به کل فيلم هايي که تحت عنوان وسترن، به درگيري سفيدپوستان براي تسخير زمين هاي آبا
و اجدادي سرخپوستان پرداختند و آنها را برپرده سينما قومي شرور و خبيث جلوه دادند
که خوبشان، آن به شمار ميرفت که مرده بود! از آن جمله بسياري از آثار جان فورد و
جرج شرمن و ادوارد ديمتريک و ... را مي توان مثال آورد.) و پس از آن سياهپوستان را
از قعر آفريقا به بردگي کشاندند(گوشه اي از اين جنايت را نيز ميتوان در فيلم
"آميستاد" استيون اسپيلبرگ ديد).
شايد بتوان فيلم "تولد يک ملت" ديويد وارک
گريفيث را نخستين فيلم نژاد پرستانه تاريخ سينما ناميد (در اين فيلم، سياهپوستان،
آدم هاي خبيثي معرفي شده و برخورد نژاد پرستانه فرقه مخوف کوکلوکس کلان با آنها و
سوزاندنشان در آتش، امري مقدس و آزاديبخش تلقي مي گردد!) و به دنيال آن آثار بسياري
با جذابيت هاي مختلف برپرده سينما رفت و در مراسم گوناگون همچون اسکار هم جايزه
گرفت، تا وجهه و اعتبار هنري هم بيابند. از فيلم "بربادرفته" که در آن برده داري
امري طبيعي و عادي در زندگي نمايانده مي شد گرفته تا فيلم "خدمتکار" که نامزد
دريافت اسکار 2012 بود و در آن همچنان سياهپوستان انسانهايي درجه دو و در نهايت به
عنوان يک خدمتکار خوب و باوفا نمايانده مي شدند. اينکه سفيد پوستان بايستي ارباب
باشند و سياه پوستان به آنان خدمت کنند و آن سياهپوستي از همه بهتر و انسانتر است
که به اربابانش، صادقانه تر خدمت بکند.
از همين رو "هتي مک دانل" همان خدمه
باوفاي سياهپوست و چاق خانواده اوهارا، به عنوان بهترين بازيگر زن نقش مکمل، اولين
جايزه اسکار را صدقه سري اربابان مهربان سفيدپوست، براي سياهپوستان آمريکا به
ارمغان آورد (نکته جالب اينکه در سال 2012 هم فيلم "خدمتکار" در همان رشته بازيگر
نقش مکمل زن ، اسکار را براي يک سياهپوست گمنام به نام اکتاويو اسپنسر به ارمغان
آورد). در فيلم " بربادرفته" اشلي ويلکز، همان جوان سمپاتيک که به خاطر همسري
ملاني، تا آخر درخواست اسکارلت را بي پاسخ گذارد، در کنار رت باتلر و ساير شخصيت
هاي اصلي و مثبت فيلم ، در واقع سرکردگان کوکلوکس کلانها بودند که سياه پوستان
سرکش را به مجازات مرگ ، سربه نيست مي نمودند!
همين امروز هم با يک نگاه اجمالي
، مي توان همان نوع نگاه نژادپرستانه و برده داري را در فيلمهاي توليدي سينماي
آمريکا مشاهده کرد. هنوز هم اربابان سفيدپوست ، باهوش و متمدن نشان داده مي شوند و
رنگين پوستان و مردم جهان سوم ، بي فرهنگ و وحشي. ممالک شرقي ، عقب مانده و کثيف و
سياه نمايانده ميشوند و غرب ، بهشت آمال و آرزوها.
اما از همان اوان پيدايش
هاليوود ، وجه اصلي نژادپرستي فيلم ها ، جنبه ضد اسلامي آنها بود که در بعد ضد
عربيت نمود پيدا مي کرد. همواره در فيلم هاي هاليوودي ، مسلمانان با شکل و شمايل
عربي، افرادي خبيث و شرور و شارلاتان و حقير نمايش داده مي شدند. اين نگاه
نژادپرستانه که در اينجا وجهه اي ايدئولوژيک مي يافت ، اساس محور حرکت غالب صهيوني
را در سينماي غرب و آمريکا، لو مي داد.
از همان فيلم سال 1897 تامس آلوا اديسون
به نام "رقص هفت زن محجبه" تا فيلم "عرب مسخره" ژرژ ملي يس ( يکي ديگر از پدران
سينما ) در همان سال گرفته تا امروز و آثاري همچون غير قابل تصور(گرگور جردن) و
طلاي سياه (ژان ژاک آنو) و ماجراهاي تن تن (استيون اسپيلبرگ) و "قلمرو" (پيتر برگ)
و "مجموعه دروغ ها"(ريدلي اسکات) و "سيريانا" (استيون گيگن) و "محفظه رنج" ( کاترين
بيگلو ) و ... و سريال هايي مانند 24 و ...و ديگر توليد اين گونه فيلم ها و سريال
ها، آن قدر زياد شده که در سال 2007 "برژينسکي" مشاور امنيت ملي جيمي کارتر (رئيس
جمهور اسبق آمريکا) در بخشي از مقاله مفصلش تحت عنوان"اين پارانويا را متوقف کنيد"
در روزنامه واشينگتن پست و در اعتراض به اين موج ضد اسلامي نوشت :
"... برنامه
هايي که در آن تروريست ها با چهره هاي «ريش دار» به عنوان کانون افراد شرور نمايش
داده مي شوند ، اثرات عمومي آن تقويت احساس خطر ناشناخته اما مخفي است که ميگويد
به نحو رو به افزايشي زندگي آمريکاييها را تهديد مي کند. صنعت فيلم سازي نيز در
اين خصوص اقدام کرده است.در سريالهاي تلويزيوني و فيلم ها، شخصيت هاي اهريمني با
قيافه و چهره هاي عربي(اسلامي) که گاهي با وضعيت ظاهري مذهبي، برجسته مي گردند،
نشان داده مي شوند که از اضطراب و نگراني افکار عمومي بهره برداري کرده و ترس از
اسلام را بر ميانگيزد.کليشه صورتهاي اعراب(مسلمان ها) به ويژه در کاريکاتورهاي
روزنامه ها، به نحو غم انگيزي يادآور تبليغات ضد يهودي نازي هاست. اخيراً حتي برخي
سازمانها و تشکل هاي دانشجويي دانشگاهها درگير چنين تبليغي شده اند که ظاهراً نسبت
به خطرات ارتباط ميان برانگيختن نژادپرستي و انزجار مذهبي و برانگيختن جنايات بي
سابقه هولوکاست بي خبرند..."
ادامه دارد
بسم رب النور