شاخك هاي معيوب
درباب اظهارات سفير آمريكايي امارات
شاخك هاي معيوب
محمد امين آبادي
سفير امارات متحده عربي در آمريكا در پاسخ به پرسشي درباره حمله نظامي به ايران گفته است «ما يقينا و مطمئناً با حمله نظامي به ايران موافق هستيم» وي افزوده است. «امارات كشوري است كه بيشترين تهديد را از جانب ايران احساس مي كند و هيچ كشوري در منطقه به جز ايران، مردم امارات را تهديد نمي كند. امارات قادر به زندگي با ايران هسته اي نيست.» البته جناب سفير توضيح نداده است كه چطور شيوخ امارات قادر به زندگي با رژيم اسراييل كه داراي 200 كلاهك هسته اي است و اساس و موجوديت آن مبتني بر تهديد كشورهاي مسلمان منطقه است، مي باشد.
ما دراين نوشتار به دنبال پاسخ به اين سؤال هستيم كه حمله به ايران چه سودي براي امارات مي تواند داشته باشد كه سفير اين كشور در آمريكا با ذوق زدگي تمام مي گويد «ما با حمله به ايران صددرصد موافقيم».
ايران و عراق به همراه كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس كه امارات نيز جزو آن است مجموعه امنيتي منطقه اي خليج فارس را تشكيل مي دهند كه اين مجموعه خود زيرمجموعه اي از مجموعه امنيتي منطقه خاورميانه به حساب مي آيد.
مجموعه امنيتي منطقه اي عبارتست از «گروهي از دولت ها كه نگراني اصلي امنيتي آنها تا اندازه اي به يكديگر گره خورده است كه امنيت ملي آنها را به صورت منطقي نمي توان جداي از يكديگر مورد توجه قرار داد».
اين تعريف به زبان ساده تر گوياي اين واقعيت است كه در يك منطقه مثل خليج فارس در صورت وقوع كوچكترين بي ثباتي، در وهله اول اين خود كشورهاي منطقه هستند كه تحت تاثير قرار مي گيرند و كشورهايي كه به لحاظ شرايط داخلي از جمله وضعيت اقتصادي، نظامي، فرهنگي و مولفه هاي قدرت ملي در شرايط آسيب پذيرتري هستند، در صورت بروز اين بي ثباتي لطمات و خسارات بيشتري متحمل مي شوند.
حال با اين مقدمه نگاهي مي اندازيم به وضعيت سياسي، اقتصادي و فرهنگي كشور امارات.
شيخ نشين امارات از 7 جزيره كوچك تشكيل شده كه هيچگونه مرز زميني مشتركي با هم ندارند. بر پايه قانون اساسي امارات مصوب 1971 كه هنوز بحث و مشاجره پيرامون آن بين شيوخ جزاير پايان نيافته است، مركزيت سياسي كشور در ابوظبي، مركزيت تجاري در دوبي و مركزيت فرهنگي در شارجه قرار دارد. اين شيوخ داراي اختلافات عديده اي با يكديگر هستند. اختلاف بر سر تمركز قدرت سياسي در ابوظبي، اختلاف بر سر فرماندهي به اصطلاح ارتش امارات. هماهنگ نبودن شيوخ در سياست خارجي، دفاعي و اقتصادي مشترك، اختلافات شديد قبيله اي، سنتي و نژادي و رقابت و حسادتي كه بين جزاير وجود دارد.
جمعيت امارات 8/4 ميليون نفر است كه تنها 19 درصد آن بومي امارات هستند و 81 درصد بقيه را ايراني ها، اعراب و آسيايي ها تشكيل مي دهند. 75 درصد نيروي كار اين كشور خارجي و اكثريت كارشناسان نيز در بخش هاي مختلف غيراماراتي هستند.
حال با اين اوصاف بد نيست نگاهي به مولفه هاي قدرت ملي در كشور امارات بيندازيم و طبق آن اظهارات سفير امارات را در آمريكا مورد ارزيابي قرار دهيم.
1- نيروي نظامي؛ امارات همواره علاقمند بوده است كه به دنيا چنين القاء كند كه داراي يك ارتش قوي و با ساختاري مدرن و كارآمد است. به نوشته روزنامه نيويورك تايمز، آمريكا در سال 2008 ميلادي بيش از 48 ميليارد دلار انواع جنگنده و تسليحات مختلف به كشورهاي در حال توسعه فروخته است.
كه امارات با 9/7 ميليارد دلار در مقام اول قراردارد. آژانس همكاري امنيتي وابسته به وزارت دفاع آمريكا نيز در گزارشي اعلام كرد امارات در سال مالي 2009 درصدر فهرست كشورهاي واردكننده سلاح از آمريكا قرار دارد. همچنين براساس گزارشي كه موسسه مطالعات صلح بين المللي مستقر در استكهلم سوئد آن را منتشر كرده است، امارات متحده عربي براساس آمار پس از چين و هند سومين خريدار سلاح هاي نظامي جهان در فاصله سال هاي 2004 تا 2008 بوده است.
حال بايد پرسيد آيا خريدهاي گسترده نظامي كمكي به افزايش توانمندي نظامي در شرايط حساس براي دفاع از امنيت ملي امارات مي كند پاسخ به اين سوال منفي است. اين سلاح ها هرگز در اين سال ها مورد استفاده قرار نگرفته اند؛ و تنها فايده آن اتلاف بودجه ملي امارات و برگشت دلارهاي نفتي خليج فارس به مركز نظام سرمايه داري است.
تجربه كويت پيش روي شيوخ امارات قراردارد. اميرنشين كويت در فاصله سال هاي 1971 تا سال 1991 كه مورد حمله ديكتاتور عراق قرار گرفت 500 ميليارد دلار صرف خريدهاي نظامي گسترده و انباشت آنها در انبارهاي اسلحه خود كرد، به اميد اين كه روزي براي دفاع از خود از اين سلاح ها استفاده كند. در حالي كه عراق توانست در ظرف كمتر از پنج ساعت كل كويت را بدون كمترين مقاومتي به اشغال خود درآورد.
2- جمعيت؛ كثرت جمعيت يكي ازمولفه هاي قدرت ملي به شمار مي آيد كه كشورها در مواقع حساس با بسيج جمعيت جوان و آماده خود از امنيت ملي خويش دفاع مي كنند چنان كه ذكر آن رفت 81 درصد جمعيت امارات را خارجي ها تشكيل مي دهند كه هيچ گونه دلبستگي به اين سرزمين ندارند جمعيت بومي اين كشور كمتر از 800 هزار نفر است كه از اين تعداد نيز اگر زنان، كودكان و افراد مسن اگر كسر شوند. در واقع چيزي باقي نمي ماند تا بتواند از بلندپروازي هاي شيوخ امارات دفاع كند.
3- فرهنگ، هويت و روحيه سلحشوري: وجود يك فرهنگ غني، قوي و ريشه دار كه بتواند مردمان يك سرزمين را زير يك پرچم حفظ كند بي شك از مولفه هاي اصلي قدرت ملي كشورها محسوب مي شود. كشورهايي كه از اين هويت قوي و ريشه دار برخوردار هستند در كوران حوادث خود را حفظ مي كنند. هويت غني ايراني اسلامي يكي از دلايل اصلي حفظ ايران در مقابل هجوم هاي گسترده اي بوده است كه در طول تاريخ از سوي بيگانگان به اين سرزمين وارد شده است. امارات متحده عربي 40 سال است كه تشكيل شده و 50 سال پيش مردمان اين سرزمين بيابانگرد بودند و زندگي قبيله اي و عشيره اي خود را داشتند و تمام هويتشان در قبيله و عشيره خود، خلاصه مي شد. تعلق خاطر به جزاير امارات به طوري كه مردم اين كشور در شرايط بحراني از جان خود براي حفظ آن بگذرند وجود ندارد چون بخش سنتي جامعه به قبيله و عشيره خود در جزاير وفا دارند و بخش مدرن نيز كه بيشتر به دنبال تجارت و بازرگاني و سود سهام خود هستند و در صورت وقوع بي ثباتي خود، خانواده سرمايه هاي خود را از اين سرزمين خارج خواهند كرد.
4- اقتصاد امارات مبتني بر توليد و صادرات نيست اقتصاد اين كشور يك اقتصاد بادكنكي است و به شدت تحت تاثير عوامل بيروني و غيرقابل كنترل توسط شيوخ امارات قرار دارد. صادرات مجدد كالا، بورس بازي و جذب سرمايه هاي خارجي اساس اقتصاد اين كشور را تشكيل مي دهد. 297 هزار سرمايه گذار از 140 كشور جهان در بورس دوبي سرمايه گذاري كرده اند. سرمايه جايي جذب مي شود كه امنيت بر آن حاكم باشد خروج سرمايه گذاران و افت شاخص هاي بورس هاي امارات چيزي كه در اين يكي دو سال اخير شاهد آن بوده ايم كابوس دائمي است كه شيخك هاي امارات را آزار مي دهد.
5- مساحت: كشورهايي كه وسعت زيادي دارند مي توانند در صورت بروز جنگ در عمق خاك خود با دشمن مقابله كنند. چيزي كه امارات به كلي فاقد آن است. هيچ يك از 7 جزيره مرز مشترك زميني با يكديگر ندارند و از اين لحاظ شايد به سختي بتوان نام كشور را به آن اطلاق كرد. يك هواپيماي جنگي وقتي از فرودگاه ابوظبي بلند مي شود تا بخواهد اوج بگيرد؛ از آسمان اين كشور خارج شده است. به هيچ وجه امكان مانور براي ارتش چند هزار نفره اين شيخ نشين كه اكثر آنها هم مزدور و سابقه جنگيدن هم ندارند، وجود ندارد. حال اجازه بدهيد به گفته سفير امارات برگرديم «ما صددرصد با حمله به ايران موافقيم» گوينده اين سخن قطعاً در شرايط عادي نبوده است، چون هر انساني با كمترين بهره هوشي نيز درك خواهد كرد در صورت بروز جنگ در منطقه خليج فارس اولين كشوري كه از آن لطمات شديدي خواهد ديد امارات است.
كوچكترين بي ثباتي در خليج فارس به سقوط آزاد بورس دوبي منجر خواهدشد كافيست يك بار و فقط يك بار ديوار صوتي در دوبي يا ابوظبي شكسته شود و پنجره هاي شيشه اي تالارهاي بورس اين كشور فرو بريزد.
تركيدن اقتصاد بادكنكي امارات و فرار سرمايه ها و سرمايه گذاران پايان اين ماجرا خواهد بود.شايد گفته شود امارات با آمريكا يا هر كشور ديگري همراهي مي كند تا در اين حماقت محض غنايمي به دست آورد. در پاسخ بايد گفت برخي مقامات امارات بايد از تجربه تنبيه گرجستان توسط روسيه در سال گذشته ميلادي درس عبرت بگيرند. دولت نارنجي گرجستان نيز به اربابان آمريكايي خود دلخوش كرده بود ولي در حساسترين لحظه آمريكا پشت گرجستان را خالي كرد.
امارات نه ارتشي دارد، نه وسعتي و نه فرهنگ ريشه داري و نه مردماني كه دلبسته به اين خاك بي حاصل باشند. دشمني با ايران و احياناً همراهي در حماقت حمله به اين كشور بزرگ به هيچ وجه نه به نفع امارات و نه به نفع هيچ يك از كشورهاي منطقه نيست. كشورهاي منطقه خليج فارس مي توانند خود مسائل و مشكلات خود را در تفاهم و همراهي كامل حل و فصل كنند. جمهوري اسلامي ايران در طول حيات خود هيچ گونه تهديدي براي كشورهاي منطقه ايجاد نكرده است. تهديدهاي واقعي رژيم جعلي اسرائيل و حضور قدرت هاي فرامنطقه اي و كوبيدن بر طبل نظاميگري در اين منطقه بوده است. چرا مسئله اي به اين واضحي را عده اي از شيوخ و حكام عرب منطقه نمي فهمند جاي سؤال دارد. شايد اشكال از شاخك هاي معيوب آنها باشد كه جاي دشمن واقعي و دشمن فرضي خودساخته را برايشان وارونه كرده است. البته مقامات رسمي امارات اظهارات سفير آمريكايي خود را تكذيب كردند و نشان دادند در اين شيخ نشين هم سياستمداران عاقل پيدا مي شود.
بسم رب النور