فرهنگ بي فرهنگ
شاگرد مكتب ماكياولي
فرهنگ بي فرهنگ
روح الله امين آبادي- قسمت دوم
در شماره پيشين اين مقاله به سير فعاليت هاي مهاجراني در
دهه اول انقلاب، دوران سازندگي و اوايل دولت اصلاحات پرداخته شد و اينكه
چطور مهاجراني سوار بر امواج سياسي كشور از دولتي به دولتي و از گفتماني به
گفتماني ديگر گام گذاشت. در اين قسمت به خيانت هاي اين شاگرد مكتب
ماكياولي در دوران وزارت فرهنگ و ارشاد وي پرداخته مي شود.
تحصن مسجد اعظم قم
هرچند
مهاجراني به لطايف الحيلي كه محمدرضا سرشار از آن به «تطميع» برخي
نمايندگان و «تلاش عده اي از وزراي كابينه آقاي خاتمي درمجلس» ياد مي كند
توانست در برابر 121 راي مخالف، به ساختمان ميدان بهارستان بازگردد اما
ادامه همان سياست هاي پيشين موجب خيزش عظيم مردم انقلابي درسراسر كشور به
ويژه تحصن طلاب و فقهاي حوزه علميه قم درمسجد اعظم حرم حضرت معصومه (س) و
با حضور شخصيت ها و علمايي چون آيت الله نوري همداني، آيت الله مشكيني، آيت
الله جوادي آملي و... گرديد.
سال 78 شاهد تحصن عظيم علما و طلاب
حوزه علميه قم عليه سياست هاي فرهنگي دولت بود. مهاجراني به عنوان وزير
فرهنگ و ارشاد اسلامي در نوك پيكان انتقادات قرارگرفته بود. حضرت آيه الله
جوادي آملي با حضور در مسجد اعظم قم درجمع طلاب به شدت از مهاجراني انتقاد
كرد.
درجريان تحصص گروهي از طلاب و روحانيون قم دراعتراض به
كاريكاتور نيك آهنگ كوثر در روزنامه آزاد آيت الله جوادي آملي نيز به جمع
علماي حامي تحصن پيوست و در سخنراني خود سياست هاي فرهنگي دولت خاتمي و
وزير ارشاد او عطاء الله مهاجراني را به باد انتقاد گرفت. آيت الله جوادي
كه در دومين روز تحصن به مسجد اعظم قم آمده بود از متحصنين خواست كه از
حضور شبانه روزي خود در مسجد اعظم استفاده كرده و همچون ايام اعتكاف، روزه
بگيرند. موضع گيري تند آيت الله جوادي عليه سياست فرهنگي دولت اصلاحات با
واكنش تند مهاجراني مواجه شد و نخستين سكاندار فرهنگي دولت خاتمي از
انتقادات تند وي عليه عملكرد خود به شدت گلايه كرده و به او و ساير علما و
روحانيون حاضر در تحصن توهين روا داشت.
استعفا
اوايل
مهر ماه 1379 آفتاب يزد از قول الشرق الاوسط به نقل از يك منبع نزديك به
دولت ايران خبر داد كه «مهاجراني درماه مارس گذشته به دليل حملات شديد جناح
ضد اصلاحات عليه او و نيش و كنايه اي كه متوجه او بود، استعفاي خود را به
خاتمي تسليم كرد. اما خاتمي به او گفته بود: با هم آمده ايم و با هم خواهيم
رفت!» همان روزها رسول منتجب نيا، عضو مجمع روحانيون مبارز در گفتگويي با
خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: «بسياري از انتقادهايي كه نسبت به دكتر
مهاجراني صورت مي گيرد، متوجه نقاط قوت اوست نه فقط ضعف وي.
به
عبارت ديگر انتقاد از شعارهاي دولت و رئيس جمهوري است نه عملكرد وزير يا
وزارت ارشاد.» وي افزود: «در زماني كه آقاي خاتمي، تصدي وزارت ارشاد را
برعهده داشت، در همان مدت محدود، چنين تهاجم همه جانبه اي به ايشان نيز
صورت گرفته و چنين ابراز مي داشتند كه وزارت ارشاد يعني كانال ورود دشمن و
تهاجم فرهنگي» از طرفي روزنامه انتخاب از قول كوزه گر، نماينده شهريار
درمجلس كه وي را به عنوان «دوست نزديك مهاجراني» معرفي كرده بود، نوشت:«من
مهاجراني را مرد استعفا نمي بينم.»
چند روز بعد و دريازدهم مهر ماه
روزنامه ايران به نقل از روزنامه الحيات خبر از استعفاي مهاجراني داد و
نوشت مهاجراني تا دو هفته آينده كنار خواهد رفت. اين روزنامه همان روز از
قول يكي از نمايندگان نيز اين خبر را نقل كرده و گزارش داد كه در صورت
استعفاي مهاجراني، وي به عنوان دبيركل حزب كارگزاران سازندگي انتخاب خواهد
شد. ايران، پست بعدي مهاجراني را نيز معاونت رئيس جمهوري در سازمان
ايرانگردي و جهانگردي معرفي كرده بود. روزنامه انتخاب نيز به نقل خبر
استعفاي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي پرداخت ليكن نوشت كه او پس از وزارت،
معاون اول رئيس جمهوري خواهد شد.
به هرحال روز چهاردهم همان سال روزنامه آفتاب يزد از قول مهاجراني آورد:«استعفا نداده ام»
سيزدهم
مهر، روزنامه ايران مصاحبه اي با محمد علي ابطحي رئيس دفتر رياست جمهوري
را منتشر كرده بود كه نكات مهمي داشت. ابطحي درپاسخ به سوالي درباره خاتمي
گفته بود:«ايشان يك سلسله نگراني كلي و در واقع دل نگراني هايي دارند، نسبت
به اينكه آيا روشي كه انتخاب كرده اند، جامعه را به سرمنزل مقصود مي رساند
يا خير؟ و اينكه موانع و مشكلاتي كه پيش روي آقاي خاتمي است تا چه زماني
قرار است تداوم داشته باشد؟ به هر حال ايشان نگران عدم تحقق شعارها و
برنامه هايي است كه به مردم اعلام كرده است.»
چند روز استعفاي
مهاجراني، وزيري كه رئيس جمهور ديدگاه فرهنگي او را نزديك ترين ديدگاه به
انديشه خود معرفي كرده و حتي او را به سخنگويي دولت برگزيده بود، نگراني
هاي خاتمي را مشخص تر كرد، مهاجراني، همان كه از استيضاح محافظه كاران در
مجلس پنجم نيز جان به در برد و همواره استعفا را بدسليقگي مي دانست، درحالي
كه كمتر از يك سال به پايان دوره رياست جمهوري خاتمي باقي مانده بود،
مجبور به ترك كابينه شده بود.
درچرايي استعفاي مهاجراني از وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامي گمانه هاي مختلفي زده شد كه هاشم آغاجري يكي از
همكاران مهاجراني درگروه تاريخ دانشگاه تربيت مدرس و از اعضاي سازمان
مجاهدين انقلاب اسلامي درمورد چرايي اين استعفا گفت:«علت استعفاي ايشان هم
كه به صورت غير رسمي مطرح شده اين است كه مقام معظم رهبري از عملكرد
مهاجراني در راس وزارت خانه ارشاد، راضي نبوده اند، بنابر اين وي هم از چند
ماه پيش استعفاي خود را تقديم كرد. ولي آقاي خاتمي اين استعفا را نپذيرفت.
زيرا بحث ديگري درباره سوء استفاده از سود سپرده هاي حجاج، مطرح بود و
زمزمه هايي به گوش مي رسيد كه به محض خروج مهاجراني از هيئت دولت،پرونده اي
با همين اتهام، براي وي به جريان خواهد افتاد. به همين دليل هم خاتمي، دست
نگه داشت تا مهاجراني بماند و به آن سرنوشت، دچار نشود.»
استعفاي
مهاجراني بعد از اعتراض هاي مكرر رهبر معظم انقلاب، علما و مراجع تقليد از
مديريت فرهنگي وي صورت گرفت ولي در اين ميان واكنش تعدادي از حاميان
مهاجراني جالب بود.
درحاليكه رهبر معظم انقلاب بارها از وجود تهاجم
فرهنگي و «فرهنگ وارداتي غرب» و درعين حال از عدم پذيرش برخي مسئولان سخن
به ميان آوردند، مهاجراني برخلاف هشدارهاي رهبري، صريحاً وجود هر نوع توطئه
فرهنگي عليه نظام جمهوري اسلامي را نفي و آن را محصول نوعي «توهم» مي
دانست كه اين نگاه، بارها از سوي رهبري تخطئه و مورد انتقاد شديد قرار
گرفت.
معظم له آن هنگام كه عرصه فرهنگ را جولانگه عده اي يافتند كه
آشكارا با بي اعتنايي به بنيان هاي ارزشي ملت، اسب ترواي خويش را به سمت
نابودي آن مي تازند؛ تصريح كردند: من از بعضي از بخش هاي دولتي گله دارم و
چندبار گفته ام، معتقدم كم كاري مي شود.در محيط كار فرهنگ ما به عنوان
اسلام، خيلي كم كاري شده است... آقاي مهاجراني ظاهراً در اين جلسه نيستند،
خودشان را راحت كردند. فرق نمي كند باشند يا نباشند... الآن نمايش هايي
مرتب در سالن هاي وابسته به وزارت ارشاد نمايش داده مي شود، بعضي ها صددرصد
ضددين است، ضدانقلاب است. اگر در كنار اين همه، چند نمونه تاتر و فيلم
اسلامي مي ساختند كه اين مبلغ اسلام است من اعتراض نمي كردم. من از وزارت
ارشاد راضي نيستم.»
مهاجراني كه در جلسه استيضاح گفته بود به محض
اشاره رهبر معظم انقلاب و يا رئيس مجلس شوراي اسلامي (ناطق نوري) استعفا
خواهد داد در مقابل اعتراضات مكرر علما ازجمله رهبر معظم انقلاب ايستاد و
حتي رئيس جمهور نيز سياست هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را سياست هاي
دولت خواند و گفت ما بايد با هم برويم. در شرايطي كه مهاجراني مي گفت طبعم
با استعفا سازگار نيست بالاخره اعتراض ها نتيجه داد و وي سكان اداره وزارت
فرهنگ را به مسجد جامعي سپرد و در حاشيه جلسه مجلس شوراي اسلامي و به
خبرنگاران گفت: «سعي مي كنم كه سياست هاي وزارت ارشاد با سياست هاي مقام
معظم رهبري مغايرت نداشته باشد و سعي مي كنيم نگراني هاي ايشان را برطرف
كنيم.»
درحالي كه مهاجراني به دفعات گفته بود كه وزارت ارشاد را
آخرين پست سياسي خود مي داند بر پست رياست مركز گفت و گوي تمدن ها تكيه زد
تا در چارچوب كارهاي فرهنگي سياست هاي خود را اعمال كند.
وي گفته
بود: «مطمئن باشيد كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آخرين حلقه سلسله كار
اجرايي و سياسي اينجانب است. نه رياست جمهوري و نه وكالت و نه رياست ديگري
هيچگونه جذابيتي برايم ندارد.»
شايد رياست مركز پرطمطراق و نيز با سرمايه گفت و گوي تمدن ها چندان لقمه گلوگيري نبود كه در قاموس مهاجراني بشود به حسابش آورد.
تساهل و تسامح سياسي يك بام و دو هوا
تساهل و تسامح معادل كلمه انگليسي تولرانس tolerance از ريشه لاتيني tolero به معناي تحمل كردن و اجازه دادن است.
اين واژه در لغت به معناي سهل انگاري و اغماض است و گاه به معناي مدارا، رفق، سعه صدر، بردباري و رواداري هم به كار رفته است.
تساهل
و تسامح در فرهنگ غربي از لوازم مدرنيته و شيوه اي كارساز براي تنظيم
رفتارهاي ديني، اخلاقي و سياسي به شمار مي آيد و معناي آن اجازه دادن
آگاهانه به اعمال و عقايدي است كه مورد پذيرش و پسند افراد نباشد.
اساس
سياست هاي فرهنگي دولت هفتم و هشتم بر تساهل و تسامح قرار گرفته بود و
مهاجراني به عنوان شخصي كه بيشترين هماهنگي را با اين سياست داشت در مقام
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فضا را براي هتاكان به دين و مذهب باز كرد.
حمله
به احكام اسلامي و ايجاد ترديد و تشكيك در آن ها توسط مطبوعات دوم خردادي
بدون هيچ محدوديتي در موارد گسترده اي در سايه تساهل و تسامح عملياتي شد.
برخي
احكام مثل قصاص، مجازات هايي خشن، غيرانساني و موهن كه هيچ نتيجه اي در
كاهش جنايت ندارند، معرفي شدند. حكم مرتد، منافي حقوق انساني قلمداد شد كه
دفاع از آن دفاع از مقدسات نيست.
از اين ها كه بگذريم سياست تساهل و
تسامح نيز با رويكردي دوگانه به اجرا درآمد. نشرياتي كه از سياست هاي دولت
وقت انتقاد مي كردند با بي مهري مواجه شده و عرصه بر آن ها چنان تنگ مي شد
كه از گفتن و نوشتن پشيمان گردند.
اين سياست يك بام و دو هوا در آن دوره حتي شامل حال چند نشريه دوم خردادي نيز واقع شد.
سيدمرتضي نبوي نماينده دور پنجم مجلس شوراي اسلامي از حوزه تهران در جلسه استيضاح مهاجراني خطاب به وي مي گويد:
«راستي
جناب عالي همه جا اهل تساهل و تسامح نيستيد و سياست يك بام و دو هوا در
ارشاد رايج است. نشريه اي كه كارش به مخالفت با شما بكشد اگر تعطيل شود مثل
«جامعه» و «توس» مورد تاييد شما است، اما اگر نشرياتي اعتماد مردم را نسبت
به نظام و ارگان هاي حكومت سلب كنند و خط استحاله را دنبال كنند بايد تحمل
شوند و مشمول شعار آزادي براي مخالفين هستند ولو در قانون اساسي و قانون
مطبوعات هم مجوزي براي چنين آزادي هايي نباشد و سوءاستفاده از آزادي تلقي
شود.»
در اين شرايط كه انتقاد از سردمداران دوم خردادي دولت گناهي
كبيره محسوب مي شد آيت الله مصباح يزدي پاي در مسيري گذاشت كه مورد هجمه اي
بي سابقه قرار گرفت به نحوي كه كاريكاتوريست دوم خردادي و همسو با دولت در
يك كاريكاتور موهن به آيت الله مصباح يزدي اهانت روا داشت.
زماني
كه انتظار مي رفت مناظره ميان آيت الله مصباح يزدي و مهاجراني در رسانه ملي
پخش شود و طرفين نيز اين مناظره را پذيرفته بودند به ناگاه مناظره لغو شد و
مهاجراني طي يك مقاله كه در كتاب «حكايت همچنان باقي است» چاپ شد به صورتي
يك جانبه به نقد و رد و ابطال نظرات و آراي آيت الله مصباح يزدي دست زد.
مهاجراني در اين مقاله ادعا كرده بود:
«استاد
مصباح عزيز! نظريه غيرت ديني جناب عالي كه ميوه و محصول آن خشونت است،
ويران كننده انديشه و فرهنگ و تمدن است و نظريه تساهل و تسامح سازنده آنها»
غيرت
ديني كه مهاجراني در اين نوشتار بدان مي تازد در طول تاريخ اسلام بارها و
بارها دشمنان را از تعدي به حريم مقدسات ديني و ملي بازداشته است، غيرتي كه
در طول 8 سال دفاع مقدس در وجود جوانان وطن نمود يافت و ايران اسلامي را
از گزند دشمنان مصون نگه داشت.
تحقيق و تفحص از عملكرد مديران فرهنگي خاتمي
شهريور ماه سال 1385 نتيجه تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت خاتمي منتشر شد.
اگرچه
مديريت فرهنگي در دولت خاتمي با مهاجراني آغاز و با مسجد جامعي ادامه يافت
ولي فعالان عرصه فرهنگ بر اين باورند كه سياست هاي اعمال شده در اين
وزارتخانه چيزي جز مانيفست طراحي شده توسط مهاجراني و تيم وي نبوده است.
در
گزارش تحقيق و تفحص مجلس كه 15 شهريور 1385 منتشر شد، بخش هاي گوناگون
فعاليت هاي اين وزارتخانه مانند تئاتر، سينما، كتاب، مطبوعات و موسيقي
موردبررسي قرار گرفته بود.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت خاتمي
در بخش كتاب با عرضه كتب و نشريات خارجي ممنوعه و مبتذل، كتاب هايي منتشر
كرده كه معرفي كننده چهره هنرپيشه هاي فاسد، توصيف كننده صحنه هاي
غيراخلاقي و مسائل جنسي به صورت وقيحانه و مبلغ مكاتب كفرآميز بوده اند.
عرضه و تبليغ آثاري عليه اسلام، عرضه كتاب هاي نويسندگان معاند با انقلاب
اسلامي، عرضه آثاري در ضديت با گروه هاي جهادي فلسطين و دفاع از اسراييل از
جمله موارد ديگري است كه در اين گزارش به آن اشاره شده است.
آثار
سينمايي توليد شده در آن دوران باعث گسترش فرهنگ لمپنيزم، حاكميت فرهنگ دين
زدايي و غرب گرايي و زيرسوال بردن نهادهاي انقلاب اسلامي شده است.
در
فيلم هاي ساخته شده در دوران رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي و وزارت عطاءالله
مهاجراني و پس از آن مسجد جامعي غرب به عنوان كعبه آمال و آرزوهاي جوانان
ايراني، و جمهوري اسلامي به عنوان تضييع كننده حقوق زنان و جوانان معرفي
شده است.
نمايش خوانندگي و رقص زنان، موسيقي هاي غيرمجاز، افزايش
خشونت، توجيه خيانت زن و مرد به يكديگر به عنوان امري عادي و جايز، به چالش
كشيدن مظاهر اقتدار نظام از جمله ارتش، سپاه و تصوير آنان به عنوان
نهادهايي متحجر و كهنه گرا، القاء عقب ماندگي مسلمانان، عدم هماهنگي با
سياست هاي خارجي جمهوري اسلامي، استفاده ابزاري از تصاوير زنان و غيرت
زدايي از ويژگي هاي ديگر فيلم هاي سينمايي توليدشده در دوران اين دو وزير
بوده است.
تبليغ نهيليسم اجتماعي، اهانت به ارزش هاي دفاع مقدس،
ترويج انديشه هاي فمينيستي، سياه نمايي و تضعيف نظام، ترويج باورهاي
مردستيزانه و تضعيف نهاد خانواده از ويژگي هاي آثار نمايشي توليد شده در
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بود.
در بخش موسيقي عدم نظارت مناسب بر
توليد و تكثير ميليون ها نوار وCD مبتذل و غيرمجاز و برگزاري كنسرت هاي
مبتذل و ترويج موسيقي مبتذل غربي ازجمله تخلفات صورت گرفته در مورد موسيقي
بود.
در گزارش تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي، در بخش نشريات و
مطبوعات تاكيد شده است كه مهم ترين محورهاي تخلفات نشريات و مطبوعات مواردي
ازجمله ترويج فرهنگ غرب، هرج و مرج رفتاري، سياه نمايي و تضعيف نظام،
ترويج فرهنگ منحط شاهنشاهي، سكولاريسم، تضعيف باورهاي ديني، تضعيف ولايت
فقيه، تضعيف قواي سه گانه و تضعيف روحانيت و ارزش هاي انقلاب بوده است.
سيدمحمد
خاتمي هنگام انتخابش به رياست جمهوري اسلامي ايران، تساهل و تسامح را
مبناي سياست هاي فرهنگي خود اعلام كرد و براي تحقق آنها عطاءالله مهاجراني
را براي تصدي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي كرد.
اين گزينش گرچه
با مخالفت هاي مردم انقلابي به خصوص حوزه هاي علميه به رهبري مراجع تقليد و
علما روبرو شد اما در نهايت، مهاجراني توانست از مجلس پنجم راي اعتماد
بگيرد؛ هرچند در طول وزارتش استيضاح و در نهايت نيز مجبور به استعفا شد.
در
تائيد و يا نقد مديريت مهاجراني بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي سخن ها
زياد گفته شده است ولي آن چه كه نيك آهنگ كوثر درباره وي و نحوه مديريتش بر
اين وزارتخانه مهم مي گويد از جنس ديگري است.«مهاجراني مدير ضعيفي است!
مدير واقعي وزارت ارشاد مهاجراني نبود. بود؟ لابد در وزارت ارشاد، مديري كه
كاري نكند مدير موفقي است! اگر مهاجراني مديريت مي دانست، هاشمي رفسنجاني
يا موسوي او را بر سر وزارتي مي گذاشتند، نه بر موضعي كه فقط مذاكره از آن
برمي آيد و معامله.»
دستگيري مهاجراني به علت عدم پرداخت نفقه:
مرداد ماه سال 83 خبري در رسانه ها منتشر شد كه اين بار وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي سابق را از منظري ديگر سوژه قرار داده بود.
رسانه
ها از دستگيري مهاجراني به دليل شكايت زني به نام مهسا يوسفي خبر دادند.
اين زن مدعي شده بود كه زن مهاجراني بوده و نفقه وي توسط شوهرش تا به حال
پرداخت نشده است.
علي رغم انكارهاي اوليه توسط مهاجراني و جميله
كديور همسر اول وي و اعلام اين كه بازداشت مهاجراني به دلايل سياسي بوده
موضوع به زودي آشكارتر شد.
مهسا يوسفي در نامه مورخ 10/5/83 كه در
روزنامه شرق به چاپ رسيده است خطاب به خانم جميله كديور نوشته بود كه آقاي
مهاجراني را همسر خود دانسته و به هيچ وجه قصد اذيت و آزار وي را ندارد
بلكه از اين كه ناچارا به شكايت وي آقاي مهاجراني بازداشت شده اند ناراحت و
معذب شده است.
اين زن جوان به بازپرس رسيدگي كننده گلايه كرده بود
كه قرار يكصدميليون توماني، قرار كافي نبوده چرا كه مهريه ايشان تقريبا يك
ميليارد تومان ارزش گذاري مي گردد.
با اين حال بعدا مشخص شد كه مهاجراني سال قبل از دستگيري با زن ديگري به نام ولي زاده نيز ازدواج كرده بود.
با
رو شدن حضور زن سوم مهاجراني و اين كه وي نيز طالب نفقه است و فراتر از آن
انتشار خبري مبني بر اين كه مهاجراني تاكنون 6 زن را به عقد خود درآورده
است وزير ارشاد سابق رفتن به انگليس و يا به عبارتي دقيق تر فرار را بر
قرار ترجيح داده و به انگليس عزيمت كرد.
نيك آهنگ كوثر كاريكاتوريست اصلاح طلب و ضدانقلاب فراري در وصف مهاجراني مي نويسد:
«خيانت
شاخ و دم ندارد. مهاجراني بارها به كسان خود خيانت كرده است. اينكه خواسته
در راس هرم بماند، و به هر قيمتي، نكته مثبتي نيست كه بخواهيم از آن دفاع
كنيم.
خيانت، خيانت است. خيانت به زن، فرزند، دوست، اطرافيان و
زيردستان ظاهرا امر نكوهيده اي است! به اعتقاد من، كسي كه به كسان خود
خيانت مي كند، ملت را بي بهره نمي گذارد. كسي كه به همسر خود بدقولي مي كند
و دوست خود را سركار مي گذارد، با مردمي كه نمي شناسد چه خواهد كرد؟»
بسم رب النور