خبر (گفت و شنود)
گفت: تازه چه خبر؟ دو هفته اي بود كه روزنامه ها منتشر نمي شدند.
گفتم: مثل اين كه خبرها هم هنگام انتشار روزنامه ها سروكله شان پيدا مي شود.
گفت: خيلي از اخبار صداوسيما هم تكراري بود.
گفتم:
چه عرض كنم؟! شخصي تلويزيون را روشن كرد و ديد كه يك نفر دارد داستان
تعريف مي كند و مي گويد در استراليا يك گله بز به جوي آبي رسيدند، يك بز
پريد، دو بز پريد، سه بز پريد و... يارو با دلخوري تلويزيون رو خاموش
ميكنه و نيم ساعت بعد كه دوباره روشن مي كنه مي بينه همون قصه گو داره
ميگه؛ پنج هزار و دويست و يك بز پريد! ... پنج هزار و دويست وشش بز پريد
و... مجري ميكروفون رو از دستش ميگيره و طرف با عجله ميگه؛ بينندگان عزيز!
توجه بفرمائيد بالاخره چوپان هم به سلامتي پريد!
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 18:10 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور