گفت: يكي از روزنامه هاي مدعي اصلاحات كه به تصور انجام مصاحبه تلويزيوني رئيس جمهور، طي گزارش مفصلي اين مصاحبه انجام نشده! را مورد تاخت و تاز قرار داده بود و...
گفتم: حتماً از خجالت آب شده و به زمين فرو رفته است.
گفت: نه بابا!...
گفتم: پس حتما با شرمندگي از دولت و مردم به خاطر دروغي كه بافته و حقه اي كه سوار كرده پوزش خواسته است.
گفت: اي بابا...!
گفتم: پس چي؟
گفت: در شماره ديروز خود با حالتي طلبكارانه نوشته است كه ما فقط يك اشتباه مرتكب شديم كه گزارش خود را به مصاحبه انجام نشده رئيس جمهور مرتبط كرديم! وگرنه بقيه گزارش حرف خودمان بود.
گفتم: حرف خودشان كه از شدت بي منطق بودن براي همه قابل شناسايي است. ولي سخن اين است كه چرا براي اثبات نظرات بي در و پيكر خود به مصاحبه رئيس جمهور كه انجام نشده بود استناد كرده اند.
گفت: چه عرض كنم؟!... صد رحمت به سنگ پا...
گفتم: شاگرد تنبلي كه همه ساله رفوزه مي شد با خوشحالي نزد پدرش رفت و گفت؛ باباجون! مژده بده كه امسال فقط تجديد شده ام، پدرش كه تجديد شدن فرزندش را هم براي او يك موفقيت بزرگ! مي دانست پرسيد؛ از چي تجديد شدي؟ و پسرش با افتخار گفت؛ از معدل!