سينماي ديني چگونه رونق مي يابد؟
قاسم رحماني
دكتر حسن عباسي تحليلگر مسائل استراتژيك در برنامه
«هفت» مورخ سوم دي مطالبي درباره اوضاع سينماي ايران بيان كرد. او عقيده
دارد كه سينماي ما ديني تر از اقتصاد و سياست ماست. درباره اين سخن دكتر
عباسي گفتني هايي است. البته در اينكه دكتر عباسي فردي ژرف نگر است و با
ريشه يابي مسائل، به طرح آنها مي پردازد شكي نيست و اين نوشتار در طول
سخنان ايشان بايد تحليل شود نه در تقاطع با آن.
چگونه مي شود فردي كه
معتقد به مباني ديني نيست، فيلم ديني بسازد؟ حتي اگر بدون اينكه بداند يك
«ا نّ» (به تعبير دكتر عباسي يك دكترين قرآن) را در فيلم خود نمايش داده
باشد. مگر ما معتقد نيستيم كه الاعمال بالنيات؟ چگونه كسي كه نيت ساخت يك
فيلم ديني ندارد و حتي سخن غيرديني را مي خواهد رواج دهد، فيلم ديني مي
سازد؟
كسي كه در ميانه وحي الهي و وحي شيطاني به حد وسط معتقد است و
عملا در دام شيطان مي افتد، چگونه فيلم ديني مي سازد؟ ولو اينكه در ابتداي
فيلم آيه قرآن باشد يا در درون فيلم عليه دروغ و ريا داد تصوير بدهد. با
اين تعبير فيلم موهن «دموكراسي تو روز روشن» هم ديني است. آيا چنين است؟ در
سينمايي كه برخي (كه جمعيتشان هم كم نيست، كه تنها راه نجات را تمسك به
هاليوود مي دانند چگونه مي توان دم از فيلم ديني زد؟ وقتي براي ساخت فيلمي
چون ملك سليمان(ع) به كارگردان آن گفته مي شود «بهتر نبود از يك فيلمنامه
نويس هاليوودي استفاده مي شد؟» چطور انتظار توليد آثار ديني آن هم براساس
اسلام ناب داريم؟
اين جماعت نه چندان كم شمار معتقدند از توليد تا اكران
بايد از هاليوود كمك گرفت و بايد با ورود فيلم هاي هاليوود به اكران رونق
داد. آيا اينگونه مي خواهيم سينماي ديني داشته باشيم؟ يادمان نرود كه
براساس الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت، سينماي ايران بايد به فيلمسازان،
بازيگران و دست اندركاراني دسترسي داشته باشد كه با نيت ترويج دين به ساخت
آثار تاريخي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي و حتي طنز بپردازند. در الگوي
اسلامي- ايراني، افراد مهم تر از ابزار هستند. در اين انديشه، ابزار بايد
در خدمت نيات قرار بگيرد. گاه نيت با هدف اشتباه گرفته مي شود حال آنكه نيت
از درون مي جوشد و به هدف آشكار رنگ و معنا مي دهد. برخي موضع مي گيرند كه
نيت خوان نبايد كرد حال آنكه خداوند تصريح مي كند كه نيات افراد در
ظاهرشان هويدا مي شود. بنابراين كسي كه با نيت رواج وحي الهي كار نمي كند
حتي اگر كلام خدايي هم در تصاويرش باشد، اثرگذار نخواهد بود و مردم متوجه
آن خواهند شد.
برخي آثار سينماي ايران به اين دليل مورد توجه آنچناني
قرار نمي گيرد كه برآمده از دلهايي شبيه دل هاي اكثريت ملت نيست و هرگاه
فيلمي براساس اعتقادات و نيات مردم ما ساخته شده، تماشاگر ميليوني پيداكرده
حتي اگر ضعيف باشد.
اگر از طلا و مس كه انصافاً يك فيلم ديني بود
بگذريم و آثاري نظير آن كه زياد نيستند، كجاي سينماي ما ديني تر از سياست
ماست؟ آن بخش از سينما كه بدنه توليد و اكران اش در اختيار برخي باندها
قرار گرفته و انسان هاي شريف و معتقد را دفع مي كند، چگونه مي تواند ديني
باشد؟ همه پيكره سينماي ما زماني ديني مي شود كه نه تنها بري از غربزدگي و
مرعوب بودن نسبت به هاليوود شود بلكه افرادي با نيات الهي و البته مسلط به
ابزار و تكنيك و خلاق و خوش فكر بدنه و رأس آن را شكل بدهند. به نظر مي رسد
بايد كم كم فضا را براي ورود خدايي نيت ها باز كنيم و حداقل اجازه دهيم با
مخلوط نيت ها، رقابت كنند. بي شك مردم جماعت دوم را كنار خواهند گذاشت.
اگر فضا داده شود آن وقت «ا نّ»ها به سينماي ايران رونق خواهد داد و نيازي
به گدايي از هاليوود نخواهد بود. به راستي كه تدوين الگوي پيشرفت اسلامي-
ايراني براي سينما بايد در اولويت قرار گيرد و جاي يك برنامه تلويزيوني در
اين زمينه خالي است. به شرط آنكه گردانندگانش مرعوب هاليوود نباشند.
بسم رب النور