امير حسين ثابتي
قصد نوشتن اين مطلب را نداشتم اماچون از قبل وعده كرده بودم و از آن مهم تر موضع گيري صريح مقام معظم رهبري امروز در نماز جمعه پيرامون اتفاقاتي كه اين هفته در كوي دانشگاه تهران افتاد، باعث شد تا چند خطي دراين باره بنويسم...
بعد از اعلام نتايج انتخابات و آغاز اغماي هواداران متعصب موسوي كه به هيچ عنوان تحمل شكست در اين عرصه را نداشتند، به تدريج فضاي دانشگاه به سمت ناآرامي پيش رفت. از صبح شنبه انجمن به اصطلاح اسلامي دانشكده حقوق و علوم سياسي با نصب انالله و انا اليه راجعون بر روي تابلوي اعلانات خود به بهانه تقلب در انتخابات، جشن ملي 40ميليوني ملت را تسليت گفت. در ظهر همان روز (شنبه) نيز نزديك به 100 تا 150نفر از همين طيف با تجمع در برابر درب 16 آذر و سپس هجوم به خيابان انقلاب و بعد هم ميدان انقلاب، خ كارگر، بلوار كشاورز، پارك لاله و درنهايت هم تجمع در برابر وزارت كشور اعتراض خود را نسبت به نتيجه انتخابات اعلام كردند.
اما در ادامه عده اي از اراذل و اوباش كه رهبري اين تجمع را هم برعهده داشتند با آتش كشيدن سطل هاي زباله و سنگ پراندن به شيشه هاي خودروها و... استارت آشوب را زدند و در ادامه هم به علت اينكه نيروي انتظامي نمي تواند وارد دانشگاه و خوابگاه دانشجويان شود با پناه بردن به كوي دانشگاه و سنگ انداختن به ماشين هاي درحال حركت و قبل از آن هم شكستن شيشه بانك ها و مغازه ها و... هنرنمايي كردند.
اما اين اتفاق درشب بعدي نيز بدين منوال ادامه يافت و آن طور كه بچه هاي خوابگاه تعريف كردند اراذل و اوباش، با گروگانگيري 3نفر از نيروهاي انتظامي لباس شخصي، باعث مي شوند تا يگان ويژه و تعداد زيادي از نيروهاي لباس شخصي به داخل دانشگاه يورش ببرند و اين آغاز اين اتفاق تلخ بوده است...
اين كه با اصرار بر كلمه «لباس شخصي» تأكيد مي كنم به اين خاطر است كه هنوز مشخص نيست اين افراد چه كساني بودند. آن طور كه بسياري از بچه هاي خوابگاه از طيف هاي فكري متفاوت تعريف مي كردند بسياري از آنها با لباس هاي عجيب و بازوان «خال كوبي شده» به دانشجويان حمله كردند و ردپاي دشمن در اينجا ديده مي شود كه تعدادي از اين افراد با فحاشي هاي مكرر نسبت به دانشجوياني كه هيچ گناهي نداشته اند آنها را از اتاق بيرون كرده و سپس هم از آنان خواسته اند تا براي سلامتي رهبر انقلاب بسيجي وار صلوات بفرستند! اينجاست كه چند لحظه تأمل روشن خواهد ساخت آيا واقعاً دلسوز براي انقلاب و يا سپاهي و بسيجي حاضر به چنين كاري است يا كساني كه ادامه اين آشوب ها و جري كردن عامه دانشجويان آب را براي ماهي گيري آن ها گل آلود مي كند؟ و اگر در ادامه بدانيم در ميان خيل عظيم دانشجويان بي گناه ضرب و شتم شده و فحش خورده تعداد فراواني از دانشجويان بسيجي و مذهبي وجود داشته اند اما فرداي همان روز اراذل و اوباشي كه سردسته هاي اين تجمعات و بي قانوني ها بودند در جاي جاي دانشگاه قدم مي زدند، قضاوت خيلي آسان تر خواهد بود...
اما در اين بين گفتني هاي ديگري هم وجود دارد:
1. آن دسته از دانشجوياني كه از نتيجه انتخابات ناراحت بودند اما در ازاي ناراحتي خود به مردم هجوم بردند و با شكستن سر و دست زن و بچه مردم و شيشه هاي ماشين ها و بانك ها و... عقده گشايي كردند، اولين اشتباه را مرتكب شدند و طبق قانون بايد شناسايي و قاطعانه با آنها برخورد شود.
2- كساني كه به بهانه آزادي 3 نفر به داخل كوي هجوم بردند و در اين بين درب همه اتاق ها را شكستند و با فحاشي و ضرب و شتم دانشجويان بي گناه معلوم نيست در پي اثبات چه چيزي بودند بايد شناسايي و طبق قانون با آنها هم برخورد شود زيرا اين اتفاق تلخ هم ريختن آب به آسياب دشمن بوده است و هم اينكه موجب اعتراض رهبري عزيز در نماز جمعه و موضع گيري صريح ايشان در اين باره شد:
«اينكه بروند در كوي دانشگاه و جوان دانشجوي مومن و حزب اللهي را آن هم با شعار رهبري مورد تهاجم قرار دهند دل انسان را واقعا خون مي كند»
3- مديريت دانشگاه تهران بايد هزينه درمان و مداوا و هم چنين خسارت هاي مالي دانشجويان بي گناهي را كه در اين اتفاق، مظلومانه مورد هجوم قرار گرفتند را بدهد. زيرا وظيفه انتظامات دانشگاه است كه مانع ورود غير دانشجو به دانشگاه شود و در غير اين صورت بايد به صورت كامل مسئوليت اتفاقات بعد از آن را متقبل شود.
4- اين اتفاق درس عبرت خوبي بود براي همه دانشجويان. آنهايي كه هنوز هم فكر مي كردند خودشان تصميم گيرنده هستند و امكان بازي خوردنشان وجود ندارد اما ديديم چقدر راحت ملعبه شدند و با سوءاستفاده از آنان هر كاري كه بايد انجام مي شد به اسم دانشجو و دانشگاه انجام شد.
5- بعد از اين اتفاقات تعدادي از مريض احوالان سريعا با انتساب اين موضوع به بسيج دانشجويي دانشگاه تهران! در تلاش براي موج سواري جهت اهداف خودشان بودند كه البته عامه دانشجويان هم توانايي تشخيص در چنين مواردي را دارند كه واقعا چه كساني ديكتاتور و چماق به دست هستند! آنها كه بدون استدلال و علت با صورت هاي پوشيده سبزرنگ شيشه هاي بانك ها را مي شكنند يا كساني كه قبل از انتخابات در برابر توهين ها شعارشان «سلام بر موسوي، راي ما احمدي» بود و الآن هم 40 ميليون راي دهنده را پيروز واقعي اين انتخابات مي دانند؟
ما بت شكنيم، شيشه شكن نيستيم...