گفت: پخش يك فيلم تلويزيوني از جنازه سربازان آمريكايي و انگليسي، مردم اين كشور ها را بدجوري به وحشت انداخته است.
گفتم: چشمشان كور، چرا به مردم مظلوم و بي دفاع عراق حمله كردند؟
گفت: حيوونكي ها به هواي دزديدن نفت و پاروكردن پول آمده بودند ولي حالا هر روز بايد جنازه نظاميان خود را براي مردم كشورشان سوغاتي ببرند.
گفتم: ولي رامسفلد وزير جنگ آمريكا، بعد از مشاهده عصبانيت مردم كشورش در عوض آنكه به خاطر لشگركشي به عراق از آنها عذرخواهي كند، بازهم حرف مفت قبلي خود را تكرار كرده و گفته است كه اين مسائل جزيي و كم اهميت است و آمريكا منافع فراواني در پيش دارد!
گفت: رو كه نيست، سنگ پاي... چي بگم بالام جان!
گفتم: دزدي به دكتر مراجعه كرد و گفت؛ امروز بعدازظهر وقتي به قهوه خانه اي كه پاتوق رفقايم بود رفتم، چند نفر را ديدم كه شريكم را به باد كتك گرفته اند، من هم از شدت عصبانيت، يك چاي خوردم، بعدش يك چاي ديگر و همينطور چند تا چاي خوردم، ... حالا آقاي دكتر، اين همه چاي براي قلبم ضرر نداشته باشه ؟!