گزارش از مهدي محمدي
سپاسگزاري
گروه گفت و گوي روزنامه كيهان وظيفه خود مي داند از همه عزيزاني كه در طول يك سال گذشته ما را در آماده سازي صفحات گفت و گو از جهات مختلف ياري كرده اند، تقدير و تشكر كند. از جمله همكاران عزيز:
رسول قابچي (سرويس فني تحريريه)، مهدي قدرتي (مسئول بخش حروفچيني ، تصحيح و صفحه بندي موسسه)، علي مرادي وامير حسين كشاورز ، بهروز وكيلي ، محمد برگ ريزان و همكارانشان در بخش تصحيح صبح و بعد از ظهر كه زحمت طاقت فرساي مقابله و تصحيح متون گاه ناخواناي ما بر عهده ايشان بوده و پوزش فراوان و طلب عفو از اينكه آوردن تك تك اسامي و تقدير از عزيزان به راستي مقدورمان نيست، سركارخانم حميده عليزاده و امير استرابي (سرپرستان بخش حروفچيني) و خواهران و برداران همكارشان كه همواره مرهون سرعت عمل ودقت نظر آنها هستيم، آقايان علي اكبر هدايتي، حسين قديمي، محمد حسن شهرياري، حسن خامنه، نقي شيرازي، حميد عبادي و حسن صادقي در واحد صفحه بندي كامپيوتري و آقايان اكبر آقاجانپور و داوود معروفي در واحد اسكن رنگي صفحه بندي كه كمال همكاري را با ما به عمل آوردند و در آراستن صفحات گفت وگو مهارت و هنرمندي ورزيدند، آقايان بهروز قهرماني، داود سلطان محمدي، حشمت الله عباسي و غلامرضا سلطاني در اتاق فرمان كه امور فني مربوط به صفحات گفت وگو را به خوبي مديريت كردند و بالاخره برادران عزيزمان در اپراتوري صفحه بندي و بخش عكاسي صفحه بندي كه ياريشان را فراموش نخواهيم كرد.
بعلاوه برادران هنرمند ما در واحد عكاسي روزنامه كيهان نيز پا به پاي اعضاي گروه در گفت وگوها حاضر بوده ولحظات حساس و به يادماندني از آنها ثبت كرده اند، آقايان داريوش عسگري، ناصر صحت، رسول كاظم نژاد، مهدي ميرزايي، محمدعلي شيخ زاده، قدير چين جو، محمد نوروزي، سيدحسين هاشمي، حميدرضا نجف زاده، وحيد بهادري، رحمان محمدي و غلامرضا قنبري.
همچنين تغذيه اطلاعاتي اعضاي تحريريه همواره در گرو تلاش همكاران ما در آرشيو بوده است. از خانم ها نوشين گرگاني، مريم حاج هاشم، مرضيه بهاري و طاهره خاني اوشاني و برادرمان نعمت الله غفوري نيز سپاسگزاريم.
در پايان لازم است از زحمات خانم ها صغرا خدمتگزار ، الهه گلستاني و فر مهر صدقي و ديگراني كه در پياده كردن نوار هاي گفت و گو ها نيز تشكر شود.

«گفت وگو» شيوه اي براي پژوهش و مهم تر از آن قالبي براي تفكر است. در اين باره كه چگونه گفت وگو شيوه اي براي تحقيق و پژوهش است، هم اكنون سخن خواهيم گفت. اما اين ادعاي اخير كه «گفت وگو قالبي براي تفكر نيز هست» شايد كمي عجيب و محتاج توضيح به نظر برسد. در واقع مطلب كاملاً روشن و حتي بديهي است. وقتي من و شما به چيزي مي انديشيم در واقع كاري نمي كنيم جز اينكه وارد يك گفت وگوي ذهني و دروني با خودمان مي شويم. موضوعي را انتخاب مي كنيم. درباره آن هر لحظه از خودمان چيزهاي جديد (و غالباً از زواياي گوناگون) مي پرسيم و طلب پاسخ مي كنيم. پس از مدتي كه اين كار ادامه پيدا مي كند و پرسش ها و پاسخ ها يك به يك از پي هم مي آيند و مي روند، كم كم در مي يابيم كه موضوع مورد نظرمان را به خوبي مي شناسيم و درباره آن بصيرت كافي داريم. اين يعني فكركردن.

در اين باره كه «گفت وگو» شيوه اي براي پژوهش و سبب يابي است شايد بهتر باشد كه يكسره به سراغ افلاطون برويم. در اين زمينه كه افلاطون يكي از بزرگترين فيلسوفان و بلكه بزرگترين آنها است، اختلاف نظر چنداني وجود ندارد. آثار او همه- بدون استثناء- در زمره متون كلاسيك و طراز اول فلسفه و علاوه بر آن شاهكارهايي ادبي اند. اما جالب است بدانيد كه همه نوشته هاي افلاطون در قالب گفت وگو است. گفت وگوهايي كه تقريبا هميشه يك طرف آنها «سقراط» (استاد افلاطون) است و طرف ديگرش افراد مختلفي كه سقراط با آنها درباره موضوعات مختلف به بحث مي پردازد و اغلب نام رساله ها نيز از نام آنها اقتباس شده است. (افرادي چون پروتاگوراس، ثئاي تتوس، پارمنيدس، لاخس، اوثيفرون و...) تامل در شيوه كار افلاطون-كه يكي از رموز جاودانگي او است و تا امروز مكرراً صورت گرفته و همچنان ادامه دارد- پرده از محاسن و مزاياي بسياري كه «گفت وگو» به مثابه يك متد تحقيق دارد، بر مي گيرد. من در اين فرصت و در مقام گزارشگري كه بناست گوشه هايي از ناگفته هاي گفت وگو گران روزنامه كيهان را براي خوانندگان آن تشريح كند، به دو مورد از اين محاسن بسيار اشاره مي كنم و در طول اين گزارش احياناً دوباره به آنها باز خواهم گشت. اولاً روشن است كه «گفت وگو» اگر به طور صحيح شناخته و به كار گرفته شود، يكي از كارآمدترين ابزارها براي «طلب حقيقت و نيل به آن» است. منتها شرطش اين است كه از حدود و ضوابط خاص خود فراتر نرود و تبديل به «مجادله» نشود. اگر طرفين يك بحث هر دو طلب حقيقت كنند و بنايشان بر اين باشد كه جز دليل آوردن و دليل طلبيدن كار ديگري نكنند، مي توان اميدوار بود كه شاهد حقيقت خيلي زود- جايي در ميانه بحث- نقاب از رخ بر كشد و چهره زيباي خود بنمايد. اما محاجه هاي بي حاصل كه در آنها هدف اولي و ذاتي دريدن و به خاك افكندن طرف مقابل است و به كرسي نشاندن يك عقيده خاص به هر قيمت، بي گمان راه به جايي نمي برند وابتر مي مانند. اين قاعده استثناهاي بسيار اندكي دارد و شايد حتي بتوان گفت بدون استثنا صادق است.
درس دومي كه افلاطون به عنوان يك معلم بزرگ در گفت وگوهاي خود به ما مي آموزد اين است كه در يك گفت وگو آنچه اهميت اساسي دارد «روند كلي بحث» و «مجموعه سؤال ها و جواب ها در كنار هم» است. پس از افلاطون، افراد بسياري - غالباً به تقليد از او- تلاش كرده اند افكار خود را در قالب گفت وگو عرضه كنند. اما هيچ كدام حتي به گردپاي او هم نرسيده اند و بازارشان اغلب بي رونق مانده است. عمده ترين دليل اين امر نيز جز اين نيست كه آنها- بعكس افلاطون- در گفت وگوهاي خود فقط به «جواب»ها اهميت داده و بالكل از «سؤال» ها و نقش اساسي كه در دميدن روح به كالبد يك محاوره دارند، غافل مانده اند. در يك گفت وگو «پاسخ هاي مصاحبه شونده» همانقدر مهم و در تعيين ميزان ارزش بحث مهمند كه «پرسش هاي مصاحبه كننده» و اين نكته اي است كه گرچه شايد روشن و بي نياز از توضيح به نظر آيد اما معمولاً از آن غفلت مي شود.
صفحه گفت وگو سالي پر نشيب و فراز را پشت سرگذاشت. در اين مدت يك سال تلاش كرديم از روند جاري امور و وقايع روزمره عقب نمانيم و در همان حال هرازگاه به افق هاي دورتر درآينده يا گذشته اي كه اكنون «تاريخ» ناميده مي شود نيز بنگريم. يافتن سوژه هاي گفت وگو يا موضوعاتي كه مهمند و لاجرم بايد آنها را با صاحب نظري به بحث گذاشت، چندان دشوار نيست؛ اما انجام يك گفت وگو هرگز به سادگي يافتن سوژه آن نبوده است.در سال82 به سراغ خيلي ها رفتيم. به موضوعات بسياري هم پرداختيم. اما روشن است و حاجت به گفتن ندارد كه همچنان بسياري حرف هاي نزده باقي مانده است. سوژه گفت وگو هميشه يك «شخص» است، گاه به اعتبار خودش و گاه به اعتبار موضوعي كه صلاحيت كافي براي سخن گفتن درباره آن را دارد.
اعضاي گروه گفت وگوي روزنامه كيهان؛ رضا طاهرخاني، محمدرضا كائيني، حسين قدياني، محسن يزدي (در مقطعي از سال82) و من (مهدي محمدي) مجموعاً 81صفحه گفت وگو را تهيه و به محضر خوانندگان تقديم كرده اند. هر يك از ما در طول اين مدت به طور طبيعي سراغ علايق خود رفته ايم. (اين هم از محاسن در خور عضويت در گروه گفت وگو است كه آدمي مي تواند در همان حال كه علاقمندي هاي خود را پي مي گيرد، كارش را هم انجام بدهد.) از آن ميان، بعضي گفت وگوها مربوط به كساني بوده كه «خودشان» صرف نظر از اينكه درباره چه موضوعي با آنها سخن گفته شود، واجد اهميت بوده اند. گفت وگو با آيت الله ناصر مكارم شيرازي،حجت الاسلام شيخ محمدتقي بهلول (از محمدرضا كائيني) و سردار سيديحيي صفوي (از رضا طاهرخاني) از اين دست گفت وگوها محسوب مي شوند. الباقي گفت وگوهاي ما همه «موضوع» محور بوده اند و شخص مصاحبه شونده در درجه دوم اهميت قرارداشته است. با اين حال موضوعات و اشخاص بسياري هستند كه هنوز به سراغ آنها نرفته ايم و اميدواريم در سالي كه پيش رو است حق آنها را نيز نه به قدر كفايت بلكه به اندازه بضاعت و مكانت خود ادا كنيم.
موضوع محوري اين گزارش، بيان حاشيه ها و پشت پرده هايي از آن وقايعي است كه در فرآيند توليد و انتشار صفحات گفت وگوي روزنامه كيهان رخ داده و به دلايل مختلف خوانندگان در جريان آن قرارنگرفته اند.
محمدرضا كائيني و حاشيه هايش
ابتدا به سراغ محمدرضا كائيني مي رويم و گفت وگوهايش كه گويا از همه پرحاشيه ترند. گفت وگو با مرحوم آيت الله شيخ صادق خلخالي يكي از خبرسازترين مصاحبه هاي ما در سال82 بود. كائيني تأكيد مي كند كه اين گفت وگو در شرايطي كاملاً خاص و غيرمتعارف صورت گرفت. آيت الله خلخالي در ماه هاي پاياني عمر خود به لحاظ جسمي در شرايطي قرارداشت كه در هر جلسه بيش از 15-10 دقيقه نمي توانست صحبت كند. از طرف ديگر براي روشن كردن برخي زواياي تاريك تاريخ انقلاب و خصوصاً يافتن پاسخ شبهاتي كه نويسنده كتاب «معماي هويدا» در ميان افكنده بود- والبته روشن بود كه هدفش چيزي فراتر از هجمه به شخص آقاي خلخالي است - هيچ كس صالح تر و شايسته تر از خلخالي نبود. كائيني مي گويد آنچه تحت عنوان گفت وگو با آيت الله خلخالي در روزنامه به چاپ رسيد محصول جلسات متعددي بود كه در بعضي از آنها به خاطر وضعيت آقاي خلخالي و خصوصا ضعيف شدن حافظه ايشان بيش از يك سؤال نمي توانستيم بپرسيم و چاره اي هم جز اين نبود. چون اگر خلخالي از دست مي رفت، بهترين پاسخ ها به معماي هويدا هم از دست مي رفت. در اين مدت محافظين آقاي خلخالي كمال همكاري را با ما داشتند و جملگي شاهد رفت و آمدهاي مكرر ما به منزل ايشان بوده اند. پس از چاپ مصاحبه تكذيبيه اي از قول آقاي خلخالي در بعضي پايگاه هاي اينترنتي منتشر شد كه بر مبناي آن آقاي خلخالي گفته بود «من در يك سال اخير با كسي حرف نزده ام.» پرس و جوي ما درباره منبع اين تكذيبيه نهايتا به جايي نرسيد. كائيني با پسر آقاي خلخالي (محمد خلخالي) كه در جريان كامل گفت وگوي ما با پدرش قرار داشت، تماس گرفت. محمد خلخالي با ابراز تعجب از تكذيبيه منتشر شده كه منتسب به پدرش بود، به او پاسخ داده بود كه «پدر من در ICU است، چطور مي تواند چيزي را تكذيب كند؟!» اما اين موضوع - كه ما بدلايلي از انتشار آن در همان مقطع صرف نظر كرديم - باعث نشد كه بعضي روزنامه هاي اصلاح طلب پي اين تكذيبيه كذايي (!) را نگيرند و به آن آب و تاب ندهند. في المثل روزنامه اعتماد پس از درگذشت آيت الله خلخالي، در متن خبري كه در اين باره منتشر كرد، از مصاحبه خود با ايشان (كه مدتي قبل از مصاحبه كيهان با آيت الله خلخالي چاپ شد) به عنوان آخرين مصاحبه مطبوعاتي آقاي خلخالي ياد كرد! و ما نيز گذاشتيم و گذشتيم.
يكي ديگر از كارهاي كائيني، گفت وگو باحجت الاسلام شيخ محمدتقي بهلول بود. كائيني اتفاقي را كه منجر به شكل گيري اين گفت و گو شد، چنين شرح مي دهد:« خردادماه سال 82، زماني كه از سفر مشهد باز مي گشتيم در هواپيماآقاي بهلول نيز به همراه خواهرزاده اش، همسفر ما بود. درهمان داخل هواپيما هم بازارش گرم بود وسيل درخواست دعا و استخاره به جانبش روان. در همان هواپيما درخواست يك گفت وگو را مطرح كردم و قول موافق را گرفتم. روزي كه آيت الله بهلول به كيهان آمد، براي اولين بار گفت وگويي شكل گرفت كه شايد بتوان گفت همه تحريريه كيهان به نوعي در آن مشاركت داشتند. غوغايي بود. دوستان پيرامون اين پيرمرد نوراني و خوش ذوق و حافظه جمع شده بودند و هر يك سخني مي گفتند و چيزي مي پرسيدند و بهلول نيز بي آنكه اثري از خستگي در چهره اش هويدا شود به همه پاسخ مي گفت. راستي اين را هم بگويم كه بهلول بيمار است و در بستر. بي شك اين حق او برعهده ما است كه دست به دعا برداريم و شفا و عافيتش را از خداوند طلب كنيم. سومين مصاحبه كائيني كه درباره آن گفتني هايي هست، گفت وگويي است با صادق زيبا كلام كه او باني آن شد. بعيد مي دانستيم كه زيبا كلام گفت وگو با كيهان را بپذيرد. كائيني اما اين بار نيز در كشاندن پاي كساني به ميز مصاحبه كه كسي گمان آن را نمي برد، موفق بود. زيبا كلام را با اين استدلال كه «شما ما را لااقل به اندازه BBC كه قبول داريد»، «گفت وگو با كيهان لزوماً تاييد مواضع آن محسوب نمي شود» و «قول مي دهيم حرف هايتان را صادقانه كار كنيم» و خلاصه يك نيم دوجين استدلال ديگر، قانع كرد. زيبا كلام دوبار به كيهان آمد و هربار چند ساعت به تفصيل با ما سخن گفت. وقتي نوبت چاپ مصاحبه او رسيد، بي آنكه عمدي در كار باشد اين مصاحبه در ايام خرداد و تير82 چاپ شد كه مصادف بود با بعضي ناآرامي هاي خياباني در تهران. كائيني مي گويد زيباكلام يك شب تماس گرفت و گفت: «دكتر ناصر كاتوزيان (حقوقدان) زنگ زده مي گويد در اين ايام همه آن طرفي مي روند، آنوقت تو رفتي با كيهان مصاحبه كردي؟!» علاوه براين زيباكلام گفته بود تازه بعد از چاپ مصاحبه ام با كيهان. فهميدم كه چه تعداد از مخالفان كيهان اين روزنامه را مي خوانند. از كائيني هنوز يك مصاحبه مهم ديگر مانده كه به آن هم خواهيم پرداخت.
حرف هاي رضا طاهرخاني
توضيحات رضا طاهرخاني درباره گفت و گوهايش چنين است: گفت و گو با مهندس حسابي تا پاسي از شب به طول انجاميد. بهانه آغاز مصاحبه ما شهرسازي اسلامي و شرقي بود كه به ناگاه سر از فرهنگ هاي اصيل شرقي و ايراني و جايگاهي كه مهندس حسابي براي پدر بزرگوارش در رشد و توسعه اين فرهنگ قايل بود، درآورديم.
وقتي كليد ضبط را فشار داديم و بسم الله آغاز مصاحبه را گفتيم، برخلاف تمام مصاحبه ها خودمان ساكت و سراپا گوش شديم. مهندس حسابي، پسر دكتر حسابي به خوش سخني معروف است، اما گمان نمي كرديم چنان محو شور و شوق او در تعريف خاطرات و بيان ديدگاه ها و حرف هايش شويم كه به خودمان بياييم و ببينيم ساعت از 11 شب گذشته است و سفره اي باصفا در آن اتاق پهن است و ما همچنان نيوشاي سخنان او هستيم. سرانجام هم اين شد كه گفت و گو را بدون وجود هيچ پرسشي، فقط با سخنان مهندس حسابي و شرمي كه در ابتداي آن آورديم به زير چاپ رفت.
درباره گفتگو با قدرت الله عليخاني بايد گفته شود:
او يك چپ راديكال است. اما نه داخل در انحرافاتي كه چپ هاي جديد در آن غلتيده اند. به شدت به دوم خردادي هايي كه در لباس انقلاب براي ضد انقلاب تقلا مي كنند انتقاد دارد و به همين دليل چهره محبوبي براي مشاركتي ها نمي باشد. او در مجلس ششم عضو فراكسيون دوم خرداد است و ادعاي اصلاح طلبي دارد و چون در هياهوهاي ديگر اصلاح طلبان بازي نمي كند و اصلاحات را براي اصلاح انقلاب و نظام و زندگي مردم مي خواهد، او را براي گفتگو انتخاب كرديم. او هم پذيرفت و يك عصر بهاري مهمان روزنامه شد. وقتش براي مصاحبه تنگ بود و بنا به دلايلي از وارد شدن به بحث هاي روز امتناع مي كرد. اصرار داشت ناگفته هايش را نگويد و وقت مصاحبه به مجال ديگري واگذار شود. ولي ما از احوال پرسي شروع كرديم و آنقدر ادامه داديم تا ماحصل يك ساعت خوش و بش كردنمان مصاحبه اي جذاب از آب درآمد.
گفت و گو با سردار صفوي براي ما بسيار ارزشمند بود. جنگ آمريكا عليه عراق تازه تمام شده بود و منطقه در اوج اين بحران قرار داشت. ما هم تازه از عراق برگشته بوديم و مشاهده نزديك وقايع آن كشور در گفت و گو با اين مقام ارشد نظامي كشورمان مي توانست حائز نكات ارزشمندي براي ما و خوانندگان باشد. سردار صفوي هم به موقع و بزرگوارانه اين گفت و گو را پذيرفت و هر چند تنظيم آن كمي به طول انجاميد اما وقتي با اين تيتر كه:«منطقه براي آمريكا ناامن مي شود» به چاپ رسيد، بازتاب هاي موثري داشت. البته پيش از گفت و گو سردار صفوي به دليل وجود موقعيت خاص و استراتژيك كشورمان در رابطه با اين بحران از ما خواست كه وارد مباحث نظامي و فني نشويم. لذا گفت و گو حول مسايل تحليلي حضور آمريكا در منطقه و برنامه هاي آتي اين نظام تروريستي چرخيد.
درباره گفت وگو با رسول منتجب نيا خوب است بدانيدهيچ جمله اي- حتي هنگام ويراستاري- ازسخنان رسول منتجب نيا عضو مؤسس جبهه مشاركت-همان كه چندي بعد از تأسيس به «حزب» مشاركت تنزل پيدا كرد- حذف نشد.اما با اين وجود گفت وگويي ارزشي بود كه مي توانست نگاه ها را به رسول منتجب نيا كه در هياهوهاي آغازين دوم خرداد مسير نادرستي را پي گرفته بود، تغيير دهد. او رسماً از نظام، انقلاب و خصوصاً ولايت فقيه و شخص رهبر معظم انقلاب دفاع مي كرد و وقتي تأكيد كرد «اصلاحات از اين اتاق شروع شد» درواقع مي خواست طعنه اي به مدعيان مشاركتي، ملي مذهبي و... اصلاحات زده باشد. آن اتاق كه ما در آن گفت وگو مي كرديم، اتاق جلسات مجمع روحانيون بود كه در آن 3عكس از حضرت امام، مقام معظم رهبري و رييس محترم جمهوري نصب بود و بيش از 25صندلي خالي در دور اتاق چيده شده بود. برترين ويژگي منتجب نيا از نگاه من خوش خلق بودن اوست و همين براي اينكه ما به راحتي باهم گفت وگو كنيم كافي بود. اما سخناني هم كه گفتيم و شنيديم بسيار حائز اهميت بود. زيرا نقد جريان راديكال دوم خرداد كه شايد از نگاه امثال منتجب نيا به اصولگرايان اين جبهه از پشت خنجر زده بودند، مبحث مهمي بود كه نتايج آن يك سال بعد در انتقال قدرتي كه در مجلس صورت گرفت مشخص شد. آن اشاره تلويحي منتجب نيا به اينكه اصولگرايان دوم خرداد، قرباني تندروها شدند؛ در اين مقطع عيان شد.
اما گفتگو با الياس حضرتي؛ اين؛ از آن گفت وگوها بود. نه ما راضي بوديم، نه او ونه احتمالاً خدا!
گفتمان او چندان به گفتمان يك وكيل مجلس و يا مديرمسئول يك روزنامه نمي خورد. حضرتي از همان ابتدا وارد مباحثي شد كه ريتم مصاحبه را به هم ريخت و شايد اشتباه از جانب ما بود كه او را براي گفت وگو انتخاب كرديم. وقتي به ابهامات مربوط به مسايل مالي اش پرداختيم برآشفت، وقتي درباره روزنامه اعتماد سؤال كرديم به كيهان حمله كرد. وقتي درباره نيروهاي دوم خرداد پرسيديم به اصولگرايان پرخاش كرد و نتيجه آن شد كه احساس كرديم چيزي از اين مصاحبه نخواهد ماند. زماني هم كه ما گفته هاي او را به طور كامل براي چاپ تنظيم كرديم، مديرمسئول روزنامه گفت خدا را خوش نمي آيد با آبروي مردم بازي شود و هرچه اصرار كرديم كه اينها تمام گفته هاي خود اوست، با اين حال راضي نشد الياس حضرتي حتي با دست خود خراب شود.
اشاره مصاحبه چند بار ميان ما و آقاي شريعتمداري ردوبدل شد. نه ما حاضر بوديم كوتاه بياييم و نه ايشان. سرآخر هم اشاره ما را نپذيرفت و خود چند جمله نوشت.
بعد از مصاحبه با سهيل به شوخي گفتيم آمريكايي ها حق داشتند سهيل را بازداشت كنند. او ما را مجبور كرد براي اين مصاحبه دوبار نيمه شب به شهريار برويم، نيمي از آن را پشت فرمان اتومبيل و درحال رانندگي در جاده ضبط كنيم و الباقي را نيمه شب وقتي همه خوابيده اند در پاي تلفن تكميل نماييم. دست آخر هم گفت شما را به خدا به خاطر اصرارهاي هم بندي ام سعيد ابوطالب آن را چاپ نكنيد. ما هم چندروزي به حرف او گوش داديم و سپس مصاحبه را به چاپ سپرديم. او حرفهاي جالبي از اسارتگاه آمريكايي گفت و جمله ماندگار او براي ما همچنان همان جمله است كه «آمريكا يك دروغ بزرگ است».
و اما حسين قدياني
حسين قدياني از دو گفت و گو در ميان گفت و گوهايش خاطرات جالبي دارد. اول مصاحبه اوست با سيد مهدي شجاعي كه تعجب بسياري را از اين حيث كه چگونه شجاعي راضي به مصاحبه شده است برانگيخت. البته اين نيز گفتني است كه سيد مهدي شجاعي در آن روزها به سبب داغ جانكاه فقدان دخترش، دلي داغدار و مجروح داشت و به اين سبب پذيرفتن گفت و گو با كيهان سخت تر مي نمود.
ديگر گفت و گوي جالب قدياني با محمود گلابدره اي بود درباره سيد جلال آل احمد، حسين قدياني خود بخشي از حاشيه هاي جالب اين گفت وگو را مانند مصيبتي كه تحمل كردند تا در ميانه كوه هاي شمال تهران گلابدره اي را يافتند. در اشاره گفت و گو آورده است، علاوه بر اين جالب است بدانيد گلابدره اي تنها مصاحبه شونده ما در سال 82 بود كه خودش زنگ زد و گفت:«پس كي مي آييد با من مصاحبه كنيد؟!»
درباره گفت وگو با هاشمي رفسنجاني
گفت وگو با آيت الله هاشمي رفسنجاني بدون شك مهم ترين حادثه اي بود كه براي صفحه گفت وگو درسال 82 اتفاق افتاد. اجازه بدهيد بي مقدمه بروم بر سر اصل مطلب. امسال همه ما در گروه گفت وگو به اين فكر افتاده بوديم كه بايد كارنامه 25 سال حكومت جمهوري اسلامي را مشتاقانه و البته منتقدانه ورق زد و از نو خواند. در اينكه براي اين كار بايد به سراغ چه كسي برويم هيچ اختلاف نظري وجود نداشت. همه مي دانستيم كه فقط يك نفر مي تواند از عهده اين كار برآيد: هاشمي رفسنجاني.
پس از مشورت با مسئولين مؤسسه و درخواست ما هاشمي بي گفت وگو مصاحبه را پذيرفت. اكنون كه به عقب باز مي گرديم مي بينيم عوامل مختلفي دراين اجابت سريع دخيل بوده اند. اولا روشن است و ما نيز فهميده بوديم اكنون هاشمي در دوراني از فراغت فكري و عملي است كه پيش از اين- لااقل در مورد او- هرگز سابقه نداشته است. در واقع كم و بيش مي دانستيم كه قبول درخواست مصاحبه از جانب او محتاج زحمت چنداني از سوي ما نيست. اين فراغت هاشمي را اضافه كنيد به اينكه به نظر مي رسيد- و مي رسد- كه او مشتاق به بازسازي چهره سياسي خويش است.
چهره اي كه طي چندسال گذشته- غالبا به ناحق- آماج حملات گسترده بوده است. همين جا است كه عامل سوم هم وارد معركه مي شود. هاشمي نمي توانست در گفت وگو با نشريات يا با انتشار كتاب هايي كه ولو ذره اي شائبه وابستگي به خودش و «سفارشي» بودن دارند، از خود اعاده حيثيت كند. بهترين حالت براي او اين بود كه منتقدي ديرين و سفت و سخت چون كيهان به ورق زدن كارنامه جمهوري اسلامي و مرور آن از زبان او بپردازد.
و دراين ميان البته وزن، سابقه، تأثير و ويژگي هاي منحصر بفرد كيهان عامل مهمي در اجابت اين درخواست بود به گونه اي كه مي توان با اطمينان گفت هاشمي ديگر به راحتي چنين امكاني را در اختيار هيچ رسانه ديگري قرار نخواهد داد.
روز اول كه اولين جلسه از 8 جلسه گفت وگويمان را با هاشمي آغاز كرديم از ما قول گرفت كه خودمان را محدود نكنيم و هرچه مي خواهيم بپرسيم، و روز آخر كه كارمان به انجام رسيده بود و براي آخرين بار با او خداحافظي مي كرديم از ما خواست شهادت بدهيم كه هرچه پرسيديم جواب داده است. البته همينطور هم بود. ما هرچه خواستيم پرسيديم و هرچه نپرسيديم صرفاً به دليل محدوديت زمان بود. او نيز به همه سؤالات ما با هوشمندي جواب داد. اما جواب هاي او همه جا «جواب» نبود. نه اينكه ما بخواهيم او جواب هاي دلخواه ما را بدهد. نه، اما در مواردي به راستي قانع نشديم و شايد انتظار اقناع از چنين مصاحبه اي با آن سوابق، پيش زمينه ها و پيش ذهن ها، چندان هم موجه نبود.
در ايامي كه مصاحبه چاپ مي شد بسياري از دوستان- و برخي مقامات از طريق مسئولين روزنامه- از ما گله مي كردند كه چرا لحن شما در سؤالاتتان اينقدر تند است. آن زمان كه مشغول انجام خود گفت وگوها بوديم و كار طراحي سؤالات و تدوين استراتژي مواجهه با هاشمي درهر جلسه صورت مي گرفت، هرگز احساس نكرديم كه داريم تند مي رويم. برعكس مواردي وجود داشت كه آرزو مي كرديم كاش مي شد با لحني صريح تر و در زماني طولاني تر درباره آنها با هاشمي سخن بگوييم. بعلاوه بايد توجه داشت كه مقصود اصلي ما دراين مصاحبه مرور كارنامه ربع قرن عملكرد جمهوري اسلامي با هاشمي بود نه نقد افكار و عملكرد ايشان به طور خاص. روشن است كه اگر قرار بود تمام مدت وقت خود را صرف تمركز بر روي عملكرد و افكار خود هاشمي بكنيم، بي گمان مصاحبه حال و هوايي كاملا متفاوت پيدا مي كرد و ميزان چالش موجود در آن با ميزان فعلي قابل قياس نبود.
ويژه
خوانندگان پي گير روزنامه حتما گفت وگو با آيت الله ناصر مكارم شيرازي- از مراجع معظم تقليد- را به ياد دارند. اين مصاحبه براي گروه گفت وگو موفقيتي بود كه جداً اميدوار است در سال جديد نيز با عنايت ديگر مراجع عالي مقام، تكرار شود. محمدرضا كائيني به همراه يكي ديگر از اعضاي گروه براي ديدار و گفت وگو با آيت الله مكارم به مشهد رفت. اين مرجع بزرگوار نيز گويي در گفت وگو با كيهان گوش شنوايي براي درددل هاي ناگفته خود يافته باشد، گلايه ها و انتقادات منطقي خود از اصلاح طلبان افراطي را به صراحت بيان كرد. اكنون كه با هوشمندي آيت الله مكارم شيرازي باب گفت وگو با مطبوعات توسط مراجع گشوده شده، اميدواريم فرصت ديدار با ديگر مراجع معظم نيز فراهم شود تا بتوانيم دغدغه ها و راهكارهاي آنها براي حل مشكلات را به گوش مردم شريف و متدين ايران و همچنين مسئولين امر برسانيم.
كائيني البته يك گفت وگوي ناكام نيز دارد. گفت وگويي كه اكنون هر وقت به ياد آن مي افتيم بر ناكامي آن بيشتر حسرت مي خوريم. او دو روز قبل از عزيمت شهيد آيت الله حكيم(ره) با ايشان تماس گرفت و درخواست انجام يك مصاحبه كرد. ايشان اما ضمن ابراز لطف فراوان به كيهان پاسخ داده بود كه عازم عراق است و جز ديدار با رهبر معظم انقلاب فرصت كار ديگري را ندارد. و سپس ابراز اميدواري كرده بود كه «ان شاءالله شما مي آييد عراق ما ميزبان شما مي شويم.» اكنون آن بزرگوار در جوار رحمت حق آرميده و نزد اجداد طاهرينش متنعم است. مانيز جز اين سخني نداريم كه خداوند بر درجاتش بيفزايد و ما را از دعاي خيرش بهره مند گرداند، ان شاءالله.
براي آينده
در گزارش سال گذشته گفتيم كه صفحه گفت وگوي روزنامه كيهان عرصه اي است گشوده براي هر كسي كه حرفي براي گفتن دارد، به شرط آن كه از حدود اخلاقي و اجتماعي نگذرد و به آداب مباحثه آراسته باشد. در سال 82 تلاش بسياري براي فتح باب گفت وگويي صريح و مستدل را با منتقدان فكري و سياسي خود كه عمدتا در جبهه اصلاح طلبان حضور دارند، انجام داديم. حاصل آن 7 گفت وگو با آقايان منتجب نيا، حضرتي، قمي، حميد انصاري، عليخاني، زيباكلام و موسوي بجنوردي بود. اين آمار نشان مي دهد كه كيهان در سال 82 بيشترين تعداد گفت وگوي رودررو و تفصيلي با منتقدان خود- در سطوح مختلف- را در ميان ديگر مطبوعات داشته است. براي سالي كه پيش رو است هم برنامه هايي داريم. خوانندگان ارجمند مي توانند منتظر باشند كه با آن دسته از نمايندگان فعلي كه در مجلس هفتم حاضر نيستند به بحث بنشينيم و عملكرد اصلاح طلبان در مجلس ششم را منصفانه و با دقت به زير مهميز سؤال بكشيم. همچنين بسيار اميدواريم فرصت ديدار و گفت و شنيدي مفصل با حجت الاسلام والمسلمين مهدي كروبي كه براي دفاع از آرمان هاي امام و انقلاب در مجلس ششم زحمت فراوان كشيد، براي ارزيابي بعضي عملكردها و گفتن از بعضي ناگفته ها دست دهد.همچنين به وقتش به سراغ نمايندگان مجلس هفتم نيز خواهيم رفت.
آمار
به لحاظ آماري، از حيث تعداد «افراد»ي كه با آنها گفت وگو شده، رضا طاهرخاني با عدد 16 نفر در مقام نخست قرار دارد. پس از او نگارنده است با 15 گفت وگو و بعد محمدرضا كائيني با 11 گفت وگو و حسين قدياني با 8 گفت وگو. اما از حيث تعداد صفحاتي كه با كار دوستان بسته شده وضع كمي متفاوت است. با گفت وگوهاي نگارنده،20 صفحه گفت وگو آماده شده، رضا طاهرخاني بار 16 صفحه را از زمين برداشته، محمدرضا كائيني 13 صفحه داشته و حسين قدياني 8 صفحه، (تفاوت اين آمار مربوط است به اينكه بعضي مصاحبه ها در بيش از يك شماره از صفحه گفت وگو درج شده است. اين كار معمولا زماني صورت گرفته كه با يك مصاحبه شونده درباره دو موضوع مختلف سخن گفته ايم.)
همكاران گفت وگو
امسال نيز چون سال هاي پيشين بعضي همكاران ما در تحريريه روزنامه- كه البته عضو گروه گفت وگو نيستند- مددكار ما در كار انجام گفت وگوها بوده اند. در اين مورد پيش از همه بايد از جانباز فاضل و برادر بزرگوارمان «بهروز ساقي» نام ببريم كه دو گفت وگو (3شماره) با آقايان علي محمد بشارتي و حميد سبزواري انجام داد. ساقي درباره بشارتي مي گويد او هم خوب حرف مي زند و هم حرف خوب مي زند. بعلاوه نسبت به آينده بسيار خوش بين است و از دوره مسئوليت خود در وزارت كشور كاملا راضي. ساقي به اين سبب كه خود شاعر است و به رموز اين فن كاملا آشنا، گفت وگويي هم با حميد سبزواري انجام داد. ساقي از قول حميد سبزواري مي گويد كه گفته است: «من آدم ركي هستم. براي همين دوستان زيادي ندارم.» و سفارش كرده كه بايد شعرهاي محكم تري در روزنامه كار شود و نسبت به حفظ ادبيات غني كشور تعهد كافي وجود داشته باشد. درباره گفت وگوي سبزواري خوب است اين نكته نيز گفته شود كه مدت كوتاهي از اين گفت وگو كه تيتر آن به ماندگاري سبزواري اختصاص داشت، نگذشته بود كه او نيز به «چهره هاي ماندگار» پيوست.
علاوه بر بهروز ساقي همكاران و دوستان گرامي، محسن يزدي با 3 گفت وگو، سيدعباس جمكراني (از سرويس خارجي) با 2گفت وگو، مجتبي نامخواه (از نمايندگي اهواز) با 2 گفت وگو، اميرحسين انبارداران، كامران نجف زاده، سعيد داوري، ليلا غرقي، فتانه راحمي پور، محمدجعفر فلسفي و محمدرضا نژاد (از نمايندگي اهواز) هر كدام با يك گفت وگو ما را ياري كرده اند. بعلاوه همچنين بايد از آقاي مجيد رزازي دبير سرويس گزارش روزنامه كيهان كه در 3 گفت وگوي اقتصادي به طور مؤثر حضور يافتند نيز قدرداني و سپاسگزاري كنيم.

فهرست گفت و گوهاي سال پيش

1- مي خواهند دنيا را ببلعند. گفت وگو با محمد كيارشي. سبحان محقق. 23/1/.82
2- داستان آن رداي مشكي و كلاه منگوله دار. گفت وگو با ايرج حسابي. رضا طاهرخاني. 26/1/.82
3- دوره مشاركت و مجاهدين انقلاب تمام شده. گفت وگو با قدرت الله عليخاني. رضا طاهرخاني. 30/1/.82
4- نبايد بي تفاوت بود، خطر آنها جدي است. گفت وگو با عباس سليمي نمين درباره انجمن حجتيه. سيد نظام الدين موسوي. 6/2/.82
5- ضربه اول، استراتژي ناگزير ايران اسلامي در برابر امريكا. گفت وگو با حسن عباسي، مهدي محمدي. 13/2/82 و 16/2/.82
6- تسليم امريكا نمي شويم. گفت وگو با آيت الله هاشمي رفسنجاني. درباره واقعه ترور. گروه گفت وگو. 20/2/82
7- خدا بايد برگردد. گفت وگو با محمد نوري زاد. حسين قدياني. 23/2/.82
8- اين يك مصاف نابرابر است. گفت وگو با دكتر غلامعلي حداد عادل درباره مجلس ششم. مهدي محمدي و سجاد هرندي. 27/2/.82
9- منطقه براي امريكا ناامن مي شود. گفت وگو با سردار سيد يحيي رحيم صفوي. رضا طاهرخاني. 30/2/.82
10- هنوز هم خدا با ما است. گفت وگو با سردار حسين سلامي. حسين قدياني. 3/3/.82
11- دولت ها بايد اصلاح شوند. گفت وگو با دكتر منوچهر محمدي. مهدي محمدي. 6/3/82 و 10/4/.82
12- او نگران يك چيز بود. گفت وگو با آيت الله سيد محمد موسوي بجنوردي. محمدرضا كائيني. 13/3/.82
13- دلم مي سوزد. گفت وگو با دكتر حسين ميرمحمد صادقي. مهدي محمدي. 17/3/82 و 25/5/.82
14- اصلاحات از اين اتاق شروع شد. گفت وگو با رسول منتجب نيا. رضا طاهرخاني. 24/3/.82
15- آسمان امن پول مي خواهد. گفت وگو با كاپيتان روح الدين ابوطالبي. ليلا شفيعي غرقي. 27/3/.82
16- من صادق زيباكلام هستم، سينه سوخته انقلاب. گفت وگو با صادق زيباكلام. محمدرضا كائيني. 31/3/82 .
17- آن زخم كه بر شانه خورشيد زدند. گفت وگو با محسن جواديان. محمدرضا كائيني. 3/4/.82
18- دنيا فريب خورد. گفت وگو با دكتر محمد خوش چهره. مجيد رزازي، اميرحسين انبارداران. 7/4/.82
19- خيلي راحتم. گفت وگو با مرحوم آيت الله صادق خلخالي. محمدرضا كائيني. 14/4/.82
20- از حادثه يا حماسه. گفت وگو با دكتر علي رضا زاكاني. كامران نجف زاده. 17/4/.82
21- فقط كمي شكسته ام. گفت وگو با سيدمهدي شجاعي. حسين قدياني. 21/4/.82
22- من ماندگارم، چه بخواهند چه نخواهند. گفت وگو با حميد سبزواري. بهروز ساقي. 24/4/.82
23- ملت حماسه آفريد، اما... گفت وگو با سيد ابوالحسن كاشاني. محمدرضا كائيني. 28/4/.82
24- ما براي حل مشكل آمديم. گفت وگو با الياس حضرتي. رضا طاهرخاني. 31/4/.82
25- ما ضامن خوشايند جناح ها نيستيم. گفت وگو با سيدرضا تقوي. رضا طاهرخاني. 4/5/.82
26- با همه خوبيم. گفت وگو با صلاح الدين آلپار سفير تركيه در ايران، سعيد داوري. 7/5/.82
27- 20 ماهه مشكلات حل مي شود. گفت وگو با دكتر كاظم نجفي علمي. مجيد رزازي و رضا طاهرخاني. 14/5/.82
28- حكايت اين چند كتاب افشاگر. گفت وگو با حميد رسايي. مهدي محمدي. 18/5/.82
29- اسلامگرايان پيروز قطعي يك انتخاب آزاد هستند. گفت وگو با سيدرضا موسي حكيم. سيدعباس ميرجمكراني. 21/5/.82
30- حالا نوبت آمريكا است. گفت وگو با دكتر محمد حسن قديري ابيانه. مجتبي نامخواه، 28/5/.82
31- همپاي اين مرد كسي را نمي شناسم. گفت وگو با آيت الله شيخ محمد تقي بهلول. محمدرضا كائيني. 1/6/.82
32- رأي اكثريت حقانيت نمي آورد. گفت وگو با دكتر حسين غفاري. مهدي محمدي. 4/6/82 و 8/6/.82
33- يك مرجع تقليد فقط به تكليف فكر مي كند. گفت وگو با آيت الله ناصر مكارم شيرازي. محمدرضا كائيني. 11/6/.82
34- بايد فرياد زد. گفت وگو با محمود گلابدره اي. حسين قدياني. 15/6/.82
35- تمام قصه غصه نيست. گفت وگو با حسن بنيانيان. حسين قدياني. 18/6/.82
36- هشدار! به خطر نزديك مي شويم. گفت وگو با سردار ابويي. رضا طاهرخاني. 22/6/.82
37- ما بايد طلبكار باشيم. گفت وگو با علاءالدين بروجردي. محسن يزدي. 25/6/.82
38- هيچ اتفاقي نمي افتد. گفت وگو با علي محمد بشارتي. بهروز ساقي. 29/6/82 و 2/10/.82
39- چرا جنگ شد؟ گفت وگو با محمد دروديان. رضا طاهرخاني. 1/7/.82
40- آرمان ما عدالت است نه مشابهت. گفت وگو با حجت الاسلام محمدرضا زيبايي نژاد. محسن يزدي 5/7/82 و 8/7/.82
41- اگر مدعي قانون گرايي هستيم بايد نظارت استصوابي را بپذيريم. گفت وگو با محمدقمي. رضا طاهرخاني. 12/7/.82
42- فرزند اسلام، برادر آقا. گفت وگو با سيدمحسن حكيم. محمدرضا كائيني. 15/7/.82
43- پليس 110 با فوريت هاي قضايي تكميل مي شود. گفت وگو با سردار محمد رويانيان. فتانه راحمي پور. 19/7/.82
44-سرگذشت رأي مردم. گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمين منصور غفوري. مهدي محمدي. 22/7/.82
45- بايد ريل عوض كنيم. گفت وگو با دكتر حسن سبحاني. مجيد رزازي، محسن يزدي. 26/7/.82
46- برايمان دام چيده اند. گفت وگو با مهندس حسين طالبي. مهدي محمدي. 29/7/.82
47- فقط يك راه وجود دارد: اتحاد، گفت وگو با پروفسور حميد مولانا. مهدي محمدي. 3/8/.82
48- دولت نمي تواند، مردم به ميدان بيايند. گفت وگو با محمدرضا راه چمني. رضا طاهرخاني. 6/8/.82
49- ظهور تكنيك و زوال فرهنگ، گفت وگو با دكتر صادق طباطبايي درباره نيل پستمن. گروه گفت وگو. 10/8/.82
50- آمريكا مستعمره اسراييل است. گفت وگو با سيدهاشم ميرلوحي. مهدي محمدي. 13/8/.82
51- دانشگاه اتاق جنگ نيست. گفت وگو با دكتر مهدي كوچك زاده. مهدي محمدي. 17/8/.82
52- انتخابات مجلس هفتم، حذف دموكراتيك اصلاح طلبان. محمدكاظم انبارلويي. حسين قدياني. 20/8/.82
53- پشت پرده يك دروغ بزرگ. گفت وگو با سهيل كريمي. رضا طاهرخاني. 27/8/.82
54- جنگ تمام نشده است. گفت وگو با آيت الله سيدمحمدعلي موسوي جزايري. محمد رضانژاد، محمدجعفر فلسفي و مجتبي نامخواه8./9/.82
55- نظريه اقتصاد ملي نداريم. گفت وگو با دكتر الياس نادران. عباس ميرجمكراني. 11/9/.82
56- همه بايد برگرديم. گفت و گو با حميد انصاري. رضا طاهرخاني. 15/9/.82
57- جامعه ايراني بي نشاط نيست. گفت وگو با آيت الله سيدعلي شفيعي. گروه گفت وگو. 18/9/.82
58- داستان خريد بيل و كلنگ و فرغون از آلمان. گفت وگو با محمدتقي رنجبر چوبه. رضا طاهرخاني. 22/9/.82
59- وحدت حوزه و دانشگاه ازشعار تا عمل. گفت وگو با دكترمحسن الويري. مهدي محمدي. 25/9/.82
60-بعضي نمك خورده و نمكدان شكسته اند. گفت وگو با حسين مظفر. مهدي محمدي. 13/10/82 و 16/10/.82
61- آمريكا مجبور است كوتاه بيايد. گفت وگو با حسن قشقاوي. مهدي محمدي. 20/10/.82
62- بعضي ها اصلا نبايد ثبت نام مي كردند. گفت وگو با عباس كدخدايي. رضا طاهرخاني. 23/10/.82
63- ميان ماه من تا ماه گردون... گفت وگو با جواد محدثي. حسين قدياني.
46-بيستون را عشق كند و ... گفت و گو با حجت الاسلام علي دواني .محمد رضا كائيني . 27/10/82
65- حجاب بهانه است، با اسلام مسئله دارند. گفت وگو با مهرشاد شبابي. رضا طاهرخاني. 14/11/.82
66- كارنامه ربع قرن عملكرد جمهوري اسلامي در گفت وگو با آيت الله هاشمي رفسنجاني. قدرت الله رحماني.
11/11/82، 12/11/82، 14/11/82، 15/11/82، 19/11/82، 20/11/82، 25/11/82، 26/11/82، 27/11/82، 28/11/82، 29/11/82، 30/11/82، 2/12/82، 5/12/82،
67- از راه ميان بر رفته ايم. گفت وگو با دكترسعيد كاظمي آشتياني. مهدي محمدي. 19/12/.82
68-هنوز اميدواريم. گفت وگو با دكترمحسن كماليان. محمدرضا كائيني. 23/12/82
69- عهدشكني كردند. گفت وگو با كرباسچيان. محمدرضا كائيني. 25/12/82