مسئول، به معناي «كسي كه مورد سؤال قرار مي گيرد»، مناسب ترين نام براي كارگزاران، مديران و همه كساني است كه انجام وظيفه اي را برعهده دارند. سنت الهي بر اين قرار گرفته است كه همه افراد حتي اولياء و انبياء الهي با توجه به ميزان مسئوليت و اختياراتي كه دارند در قبال عملكرد خويش پاسخگو باشند و هرچه محدوده اختيارات گسترده تر باشد، ميزان مسئوليت و پاسخگويي نيز بيشتر خواهد بود.
خداوند از پيامبران خود درباره عملكرد آنها و مسئوليتي كه به آنان سپرده است پرسش مي كند كه آيا رسالت خويش را نسبت به اداره امت و هدايت جامعه به خوبي انجام داده اند يا خير؟
فلنسئلن الذين ارسل اليهم و لنسئلن المرسلين (پس خواهم پرسيد از آنان كه رسولي به سويشان فرستاده شد و نيز از رسولان- سوره مباركه اعراف آيه 6)
سيره پيامبران الهي از جمله نبي مكرم اسلام حضرت محمد(ص) نيز چنين بوده است كه در قبال مسئوليتي كه به افراد محول مي نمودند و يا اختياراتي كه به ديگران تفويض مي كردند، آنان را مورد پرسش و بازخواست قرار داده و از آنها مي خواستند كه گزارش عملكرد خويش را ارائه دهند و اين طور نبود كه به خاطر اعتماد و اطمينان به كسي، او را مورد پرسش قرار ندهند و عملكردش را ارزيابي نكنند. نقل شده است كه پيامبر گرامي اسلام«ص» در يكي از مأموريت هاي نظامي، حضرت علي«ع» را به عنوان فرمانده سپاه منصوب كرد و پس از بازگشت سپاهيان از آنان درباره عملكرد حضرت علي«ع» و نوع برخورد ايشان با زير دستانش و نحوه فرماندهي آن حضرت پرسش كرد. سپاهيان ضمن رضايت از عملكرد اميرمؤمنان و نحوه مديريت ايشان در اداره امور، تنها يك اشكال به آن حضرت واردكردند و آن هم اين بود كه در هر دو ركعت نماز پس از تلاوت سوره حمد، سوره توحيد را قرائت مي كرده است در حالي كه انتظار آنان اين بوده است كه در يك ركعت سوره توحيد و در ركعت ديگر سوره اي ديگر را بخواند. پيامبر گرامي اسلام بلافاصله از علي«ع» توضيح مي خواهد و او در پاسخ مي گويد: «سوره توحيد را دوست مي دارم» و حضرت محمد«ص» خطاب به علي«ع» مي فرمايند: «همچنان كه تو اين سوره را دوست داري، خداوند هم تو را دوست مي دارد.»
ساير انبياء الهي و ائمه معصومين«ع» هم، چنين روشي داشته اند و خود را در قبال خداوند و رعايت حقوق مردم، مسئول و پاسخگو مي دانسته اند. در عصر جديد نيز يكي از اصول دمكراسي و مديريت جامعه، پاسخگوبودن متوليان و مجريان حكومت در قبال مردم است و مديراني از مقبوليت بيشتري در نزد افكار عمومي بهره مند خواهند بود كه بتوانند عملكرد شفاف و قابل دفاعي ارائه كنند.
رهبر معظم انقلاب در پيام نوروزي خويش، سال 83 را سال ادامه نهضت خدمت رساني و سال پاسخگويي سه قوه به ملت ايران اعلام كردند و تصريح فرمودند كه: «آنچه در اين سال، مناسب و لازم است كه انجام بگيرد اين است كه مسئولان بخش هاي مختلف به مردم گزارش بدهند كه در دوران مسئوليتي كه در حال پايان يافتن است يا پايان يافته، چه خدمت بزرگ و چه كار شايسته اي را براي مردم انجام داده اند.»
با توجه به وظايف و اختيارات مقام رهبري مندرج در اصل يكصد و دهم قانون اساسي به نظر مي رسد آنچه رهبر معظم انقلاب در پيام نوروزي مطرح كرده و سپس در اجتماع پرشور مردم مشهد و زائران امام رضا«ع» بر آن تأكيد فرمودند، دقيقاً در راستاي وظايف مندرج در اصل 110 قانون اساسي و فراتر از يك سخنراني معمولي است و مسئولان دستگاه هاي مختلف موظف هستند مطابق دستور رهبر انقلاب، عملكرد دوران مسئوليت خويش را به مردم گزارش كنند و توضيح بدهند كه چه مقدار از آن شعارهايي را كه به عنوان برنامه كاري خود بر زبان آوردند، جامه عمل پوشانده اند و نيز آنچه را كه به عنوان مطالبات عمده رهبري در اين سال ها مطرح شده، چه گونه تحقق بخشيده اند.
مطالبات و دغدغه هاي عمده رهبري در سال هاي اخير كه مبتني بر مطالبات و خواسته هاي عموم مردم است و بارها نيز بر آن تأكيد فرموده اند عبارتند از: رفع فقر، فساد، تبعيض و بي عدالتي، كاهش فاصله طبقاتي، توزيع عادلانه ثروت، رفع معضلات اقتصادي و تنگناهاي معيشتي، مسئله اشتغال جوانان و رفع معضل بيكاري، توليد علم، فراهم نمودن زندگي آبرومندانه براي تمامي قشرهاي جامعه، گسترش روحيه ايمان و معنويت و...
بنابراين قواي مجريه، مقننه و قضائيه بايد براي مردم توضيح بدهند كه در قبال اين دغدغه ها و مطالبات به حق مردم كه از زبان رهبر معظم انقلاب مطرح شده است چه كرده اند و تا چه اندازه توانسته اند اين مطالبات را محقق سازند. البته گزارش عملكرد مسئولان و مديران دستگاه هاي مختلف، زماني با اقبال عمومي مواجه خواهد شد كه مبتني بر واقعيات و به دور از هرگونه تبليغات و آمارهاي واهي باشد. مردم تفاوت گزارش تبليغاتي با گزارش واقع گرايانه را به خوبي متوجه مي شوند و انتظار آنها از مسئولان آن است كه در ارائه عملكرد خويش، صادقانه بينديشند و عمل كنند و چنانچه اشتباه و يا قصوري داشته اند، شجاعانه اعتراف كنند و در صدد جبران آن برآيند.
لازمه پاسخگوبودن به مردم، شكستن روحيه غرور و خودخواهي است. افراد متكبر و قدرت طلب هيچ گاه خود را در برابر ملت، پاسخگو نمي دانند و از رويارويي با افكار عمومي طفره مي روند و مردم را فقط تا آنجا قبول دارند كه آنان را به قدرت برسانند و به محض تثبيت مقام و موقعيت خويش، مردم و خواسته هاي آنان را به فراموشي مي سپارند. نمونه اين گونه رفتار را در سال هاي اخير از سوي جريان افراطي مدعي اصلاحات شاهد بوديم كه نه تنها براي مطالبات و خواسته هاي مردم اهميتي قائل نبودند، بلكه نمايندگان افكار عمومي يعني خبرنگاران مطبوعات مستقل و مردمي را نيز مورد عتاب قرار داده و با بي پروايي تمام اعلام مي كردند كه ما هرچه دلمان بخواهد انجام مي دهيم و مأموريت مردم هم با حضور در پاي صندوق هاي رأي پايان يافته است!
اين گونه رفتارهادر سالي كه به عنوان سال پاسخگويي مسئولان نامگذاري شده است، از هيچ فرد و حزب و گروهي پذيرفته نيست و مردم از مسئولان در رده هاي مختلف قواي سه گانه، گزارش هاي شفاف، واقعي و به دور از شعار و توجيهات تبليغاتي مي خواهند.
عليرضا ملكيان