مأموريت مرد خاكستري
روز سه شنبه 18فروردين ماه، آقاي محمد البرادعي مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي براي گفت وگو با مسئولان كشورمان به ايران مي آيد. مليسا فلمينگ سخنگوي آژانس درباره انگيزه البرادعي از سفر به ايران، مي گويد «آقاي مديركل شخصاً به ايران سفر مي كند تا به مقامات ايراني تأكيد كند كه عملكرد شفاف و همكاري كامل آنها با آژانس بين المللي انرژي اتمي از چه اهميت ويژه اي برخوردار است». اين در حالي است كه جمهوري اسلامي ايران، علي رغم توصيه دلسوزان و در اقدامي شتابزده، نه فقط تمامي اطلاعات مربوط به فن آوري هسته اي خود را در اختيار آژانس قرار داده است، بلكه قبل از تصويب پروتكل الحاقي در مجلس شوراي اسلامي، كليه مفاد آن را به طور داوطلبانه پذيرفته و به اجرا گذاشته است، اما، اين حسن نيت جمهوري اسلامي، تاكنون با برخورد خصمانه، غيرقانوني و دروغ پردازي و سوءاستفاده آژانس بين المللي و شخص آقاي البرادعي روبرو شده كه قطعنامه ماه گذشته شوراي حكام آژانس، تازه ترين- و نه آخرين- نمونه آن است. آقاي البرادعي كه به خاطر نقش مرموز خود در همسويي با آمريكا به «مرد خاكستري» شهرت دارد و برخي از ديپلمات هاي غربي او را مأمور نامرئي آمريكا در آژانس بين المللي انرژي اتمي مي نامند، در گزارش ماه مارس خود به شوراي حكام آژانس، علاوه بر زير پا نهادن اساسنامه آژانس و ناديده گرفتن ضرورت بي طرفي مديركل، مشاهدات بازرسان آژانس در بازديد از تأسيسات هسته اي ايران را وارونه و با تحريف گزارش داده بود، بنابراين نمي تواند ناظر و قاضي قابل اعتمادي براي قضاوت درباره تأسيسات هسته اي و فن آوري اتمي كشورمان باشد.
اگر چه مسئولان كشورمان، متأسفانه علي رغم مصلحت و حكمت و برخلاف اصل ضروري حفظ عزت، با سفر البرادعي به ايران موافقت كرده اند، ولي نبايد بيش از اين به زياده خواهي ها، قانون شكني ها و برخوردهاي مستكبرانه و زورگويانه آژانس تن بدهند. اكنون نوبت آقاي البرادعي است كه در سفر روز سه شنبه خود به ايران، در برابر سوءاستفاده هاي آژانس از حسن نيت جمهوري اسلامي ايران و گزارش كذب و غيرواقعي مديركل به شوراي حكام در نشست وين، پاسخگو باشد و چنانچه مسئولان محترم كشورمان، باز هم به تساهل غيرقابل توجيه و تسامحي كه به جاي مصلحت، رنگ و بوي عقب نشيني دارد، ادامه بدهند، به يقين، بايد در آينده اي نزديك، شاهد زورگويي ها و افزون طلبي هاي بيش از گذشته آژانس و حاكمان اصلي آن يعني آمريكا، اسرائيل و اتحاديه اروپا باشيم.
آنگونه كه سخنگوي آژانس اعلام كرده و برخي از مقامات آمريكايي و اروپايي نيز بر آن تأكيد ورزيده اند، مأموريت البرادعي در سفر روز سه شنبه خود به ايران، تشويق مسئولان كشورمان به برخورد شفاف با آژانس، و ترغيب آنان براي ارائه پاسخ هاي قانع كننده به پرسش هاي مطرح شده در قطعنامه ماه مارس شوراي حكام در وين است و اين در حالي است كه جمهوري اسلامي ايران تاكنون نه فقط هيچيك از پرسش هاي مطرح شده را بي پاسخ نگذاشته بلكه فراتر از آنچه در بيانيه تهران و مفاد پادمان آمده با آژانس همكاري داشته است. بنابراين به يقين مي توان گفت كه مأموريت اصلي البرادعي در سفر اخير خود، وقت كشي، فرصت سوزي و نهايتاً، مفتوح ماندن پرونده هسته اي ايران در نشست ماه ژوئن است.
پيش از اين نيز با استناد به شواهد و قرائن و اسناد و نمونه هاي غيرقابل ترديد تأكيد كرده بوديم كه بدون كمترين ترديد، آمريكا و متحدانش با سلطه اي كه بر آژانس دارند، سرانجام پرونده هسته اي ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل خواهند برد. بنابراين چرا بايد از ترس مرگ خودكشي كنيم؟ و چرا نبايد با حفظ عزت و اقتدار خود، به زورگويي هاي آمريكا و اتحاديه اروپا خاتمه دهيم.
گام هاي ضروري در اين زمينه، از سرگيري غني سازي اورانيوم، تعيين ضرب الاجل سه ماهه براي بررسي نهايي مسئله هسته اي ايران با حضور داوران بين المللي و بي طرف، پيشگيري از ورود بازرسان آژانس تا تعيين تكليف نهايي و سرانجام خروج از NPT در صورت ادامه زورگويي هاي آژانس و طفره رفتن از حل قانوني ماجرا، پس از پايان ضرب الاجل خواهد بود.
اكنون كه قرار است با تهديد و تزوير ما را به آن نقطه ببرند، چرا خود ميدان چالش را انتخاب نكنيم تا طرف پيروز اين درگيري باشيم؟
حسين شريعتمداري
حسين شريعتمداري
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۸۳ ساعت 0:19 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور