گفت: اين روزها آمريكا و اتحاديه اروپا بدجوري به فعاليت هسته اي كشورمان بند كرده و چنگ و دندان نشان مي دهند.
گفتم: زور زيادي مي زنند!
گفت: ازبس به آنها روي خوش نشان داده ايم، پررو شده اند و...
گفتم: هنوز هم دير نشده، مي توانيم بازي را عوض كنيم و ديگر با آژانس همكاري نكنيم.
گفت: چه عرض كنم؟!
گفتم: بايد به آنها نشان داد كه نبايد از امضاي پروتكل ذوق زده شوند... مي گويند شخصي خرما خيرات مي كرد، يكي از عابران، يك مشت خرما برداشت، يارو با عصبانيت روي دست طرف زد و گفت؛ مرد حسابي! چه خبرته؟ يك نفر مرده، اتوبوس چپ نشده كه مشت مشت بر مي داري!!