حقير و ساير همكارانم در خبرگزاري چيزنا، تخم و تركه بابامان نيستيم، اگر مسئولان روزنامه كيهان را تيكه پاره نكنيم... چنان بزنيم درب و داغان شان كنيم كه فرق چيز را با چيزبرگر نتوانند تشخيص بدهند! جان شما ما تا اين «مؤسسه كيهان» را در «خبرگزاري چيزنا» هضم ننماييم، آرام نگيريم. به قول شاعر گفتني؛... ]لاكردار كمافي السابق مصرع اول ابيات يادمان مي رود و تنها مي ماند مصرع دوم كه جخت بلا اين بار از فرط چيز اين يكي را هم فراموش كرده ايم[¤
بعله! داشتي مطالعه مي فرمودي كه؛ در راستاي سياست «ستون هاي موازي» و «چيز سنگر به سنگر»، امروز پا توي كفش مسئول ستون «با شرح بدون شرح» كرده ايم و بدين ترتيب يك دهاني از مسئول اين ستون- كه با حفظ سمت از اعضاي چيز سردبيري كيهان نيز هست- مسواك كرده ايم كه يحتمل از لحظه توزيع «تلخند» در كيوسك هاي چيز بايد شاهد افزايش بي سابقه قيمت خميردندان، نخ چيز و آدامس هاي ريلكس آبي و پي كي سفيد باشيم. علي الحساب اين فقره «با شرح، بدون شرح» توليدي ما را داشته باشيد:
«اميدوارم به جايي برسم كه بدانم در مقابل اين حوادث از رئيس جمهور گرفته تا مسئول مستقيم آن كار در مقابل مردم پاسخگو باشم و اگر هم قصوري كرديم حداقل آن اينكه ما از مقابل مردم كنار برويم.»
«جرايد به نقل از رئيس جمهور»
شرح: ما هرچي اين چيزنامه ها را مي خوانيم تا ببينيم بلكه يك خبري چاپ شده باشد درمورد اينكه؛ وزير راه، مديرعامل و هيئت مديره راه آهن و كاركنان راه آهن نيشابور كه در واقعه انفجار قطارها در ايستگاه خيام، مقصر بودند، خودشان را از كار بركنار كرده باشند، چيزي مشاهده نمي نماييم. از قرار معلوم يا در اين مملكت حسين قلي خاني، خبرها با شتر به گوش ارباب چيز مي رسد يا اينكه ما از ناحيه قوه چيز (منظور همان قوه باصره است كه شما مردم نوعاً از آن برخورداريد) به مشكل برخورده ايم و چشمان مبارك، خبرهاي جرايد را بصورت جناحي(!؟) مشاهده مي فرمايد!¤¤
«آقاي چيز»
پانوشت ها:
¤ در آخرين لحظاتي كه تلخند داشت زيرچاپ مي رفت، كل اين بيت يادمان آمد؛ «ما زنده به آنيم كه چي؟ كه آرام نگيريم- چيزيم كه آسودگي ما عدم ماست.»
¤¤ خودمانيم ها؛ فقط مانده يك «چشم انداز» به جاي پروفسور مولانا بنويسيم!!