ژامبون خر!؟
طيف كثيري از شيفتگان حريم تذبذب و دلدادگان ستون «تلخند» ظرف اين چند
روز با استفاده از وسايلي نظيري ايميل، موبايل و... ما را شرمنده خودشان
كرده اند با اين مضمون كه چرا با آنچيزي كه نسبت به امور چيزلماتيك داريم،
هيچ اشاره اي به حوادث عراق نمي نماييم و هيچ تحليلي ارائه نمي دهيم؟ ]دينگ
دينگ[... نگفتم. حكماً اين تلفن هم از همين قبيل است.
¤ بفرماييد.
- آقاي چيز! مي خواستم بپرسم چرا شما...
¤ بعله. نگاه كنيد؛ ماالساعه خبرنگاران يدكي مان را در «چيزنا» روانه عراق كرديم تا از آن قبرستان براي مردم به صورت لحظه به لحظه چيز تهيه كنند. البته از همين جا هم مي شود پيش بيني كرد كه در عراق همه تقصيرها زير سر مقصر است. آخر يعني كه چي باشد مردم عراق عليه آمريكايي ها تظاهرات مي كنند؟ حالا گيريم اشغالگران را از چيز خودشان بيرون كردند، بعد چي؟ آنوقت در بهترين حالت مي خواهد بشود مثل اوضاع امروز ايران كه آمار تلفات جاده اي اش از تلفات جنگ هاي «فلسطين و اسرائيل»، «عراق و آمريكا» روي هم، بيشتر است! حالا به تلفات دعواي سر چيز دو هزار توماني كاري نداريم! خلاصه به نظر من خوشي زير دل مردم عراق زده است و الا چه معني مي دهد...
- مثل اينكه سوءتفاهم شده است؛ آقاي چيز! من مديرعامل شركت «چيز ايران» هستم مي خواستم بپرسم چرا «آرمليا» سخنراني ام در «مراسم چيزده به در» را اونجور منعكس كرد. آخر من كي گفتم «ژامبون مرغ» نسبت به «ژامبون گوشت» بوي تابلوتري دارد؟ ژامبون جماعت بويش تابلوست ولو اينكه «كالباس خشك» باشد!
¤ جناب مديرعامل! پس بفرما چيزطلبان هنگام روزه سياسي در دستشويي مجلس «ژامبون خر» ميل بفرمايند؛ ديگر؟!
]بوق[ قطع كرد
«آقاي چيز»
توضيح ضروري:
اخيراً شاهد اين هستيم كه چي؟ كه روابط عمومي سازمان بهشت زهرا و ديگر قبرستان هاي كشور به دوستان زنگ مي زنند و تذكر مي دهند كه به فلاني- يعني خود ما- اينطوري كه دارد تند مي رود، بعد از مرگش مجبور مي شويم به جاي «قطعه هنرمندان»، در «قطعه منافقين» خاكش كنيم ها!؟... تو را به جان «عمه نازبانو» آخر و عاقبت كار فرهنگي در اين مملكت را مي بينيد! اينها با جواني(!) مثل ما همچين برخورد مي كنند واي به حال پيرپاتال هاي نهضت چيز!
¤ بفرماييد.
- آقاي چيز! مي خواستم بپرسم چرا شما...
¤ بعله. نگاه كنيد؛ ماالساعه خبرنگاران يدكي مان را در «چيزنا» روانه عراق كرديم تا از آن قبرستان براي مردم به صورت لحظه به لحظه چيز تهيه كنند. البته از همين جا هم مي شود پيش بيني كرد كه در عراق همه تقصيرها زير سر مقصر است. آخر يعني كه چي باشد مردم عراق عليه آمريكايي ها تظاهرات مي كنند؟ حالا گيريم اشغالگران را از چيز خودشان بيرون كردند، بعد چي؟ آنوقت در بهترين حالت مي خواهد بشود مثل اوضاع امروز ايران كه آمار تلفات جاده اي اش از تلفات جنگ هاي «فلسطين و اسرائيل»، «عراق و آمريكا» روي هم، بيشتر است! حالا به تلفات دعواي سر چيز دو هزار توماني كاري نداريم! خلاصه به نظر من خوشي زير دل مردم عراق زده است و الا چه معني مي دهد...
- مثل اينكه سوءتفاهم شده است؛ آقاي چيز! من مديرعامل شركت «چيز ايران» هستم مي خواستم بپرسم چرا «آرمليا» سخنراني ام در «مراسم چيزده به در» را اونجور منعكس كرد. آخر من كي گفتم «ژامبون مرغ» نسبت به «ژامبون گوشت» بوي تابلوتري دارد؟ ژامبون جماعت بويش تابلوست ولو اينكه «كالباس خشك» باشد!
¤ جناب مديرعامل! پس بفرما چيزطلبان هنگام روزه سياسي در دستشويي مجلس «ژامبون خر» ميل بفرمايند؛ ديگر؟!
]بوق[ قطع كرد
«آقاي چيز»
توضيح ضروري:
اخيراً شاهد اين هستيم كه چي؟ كه روابط عمومي سازمان بهشت زهرا و ديگر قبرستان هاي كشور به دوستان زنگ مي زنند و تذكر مي دهند كه به فلاني- يعني خود ما- اينطوري كه دارد تند مي رود، بعد از مرگش مجبور مي شويم به جاي «قطعه هنرمندان»، در «قطعه منافقين» خاكش كنيم ها!؟... تو را به جان «عمه نازبانو» آخر و عاقبت كار فرهنگي در اين مملكت را مي بينيد! اينها با جواني(!) مثل ما همچين برخورد مي كنند واي به حال پيرپاتال هاي نهضت چيز!
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۸۳ ساعت 21:55 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور