اي دل غافل !
آورده اند كه وقتي ملك الموت مأموريت يافت حضرت نوح را قبض روح كند، به
حضور او رسيد و عرضه داشت خداوند مرا مأمور كرده كه براي گرفتن جان تو از
محضرت كسب اجازه كنم. جناب نوح گفت آماده ام، فقط مرا رخصت بده تا از
آفتاب به سايه درآيم و چنين كرد. فرشته مرگ از او پرسيد: عمر بلند هزار
ساله را چگونه ديدي؟ و پيامبر خدا جواب داد: به اندازه همين جا به جا شدن
از آفتاب به سايه!
سرعت گذشت ايام بر هيچ كس پوشيده نيست. ما آدم ها
هرگاه، گذشته را به ياد مي آوريم ، با شگفتي و حسرت اين عبارت را تكرار مي
كنيم: «چه زود گذشت!» اما هر فروردين كه از راه مي رسد، سال كهنه را با
استقبال از بهار به بايگاني عمر مي فرستيم و جشن و شادماني بر پا مي كنيم
انگار كه چيزي به دست آورده ايم. در حالي كه اگر خوب بنگريم و بينديشيم
شايد بر آن شويم كه در ماتم فرصت هاي از دست رفته و اينكه در سراشيبي عمر،
يك سال ديگر به خط پايان نزديك شده ايم، بايد عزا بگيريم! استاد ما مي گفت
ما آدم هاي غافل، عمر رفته را به حساب دارايي هاي خود مي گذاريم مثلاً مي
گوييم «پنجاه سال دارم» اما در حقيقت، آن پنجاه سال را ديگر نداريم و معلوم
نيست دارايي ما از باقي مانده عمر ، چقدر باشد؟!
مي گويند اهالي نكته
سنج و البته اهل طنز در يكي از شهرها، در غروب آخرين روز ماه شعبان وقتي مي
بينند كه هلال تازه، دقايقي پس از طلوع، غروب مي كند، با هم دم مي گيرند و
اين جمله را همخواني مي كنند: «رمضان آمد و رفت و دو دهه مانده و يك نه
روز و نصفي»!
مجلس ششم به خط پايان نزديك مي شود. 44 روز باقي مانده
از عمر چهارساله اين مجلس، قطعاً بسيار كمتر از 1385 روزي است كه
نمايندگان، تا امروز پشت سر گذاشته اند. چشم بر هم بزنند اين يكماه ونيم هم
به سرعت برق و باد خواهد گذشت. در اين آخرين فرصت برجا مانده، هركس به
فكري است. بعضي ها جبران كم كاري هاي گذشته درباره مسائل اصلي مردم را در
بررسي شتابزده طرح ها و لوايح گوناگون يافته و به ماشين تصويب قوانين چنان
سرعت بخشيده اند كه داد كارشناسان را درآورده و نگراني آنان را به خاطر
فداشدن دقت در برابر سرعت برانگيخته اند.جمعي ديگر با القاي اين گمانه كه
ناكامي هاي آنان در مجلس و در راهيابي مجدد به خانه ملت، معلول توطئه و
مزاحمت هاي ديگران بوده است، به بازي تحصن و استعفا در واپسين روزهاي عمر
مجلس ششم روي آوردند كه از قرار معلوم، اين نسخه نيز افاقه نكرده و ذهن
پرمسئله، زبان معترض و نگاه بي تفاوت مردم را نسبت به نمايندگان اين دوره
تغيير نداده است. تا آنجا كه به نوشته روزنامه دوم خردادي شرق، آقاي بهزاد
نبوي (چهره شاخص مجلس اصلاحات) در مواجهه با واكنش منفي مردم به خود و
دوستانش از سر طعنه گفته است: «آيا اگر ما خودمان را از ساختمان مجلس
آويزان كنيم، مردم باور مي كنند كه در راهمان صادق بوديم؟!»
جماعتي از
نمايندگان اين مجلس هم البته ، خرسند از آنند كه بار ديگر در مظان اعتماد
مردم قرار گرفته و فرصتي تازه براي چهارسال خدمت در مجلس هفتم به دست آورده
اند. تجربه هاي اين دسته آخر از دوره سپري شده مي تواند سرمايه ارزشمندي
فرا راه همكارانشان باشد. آنها قاعدتاً به خوبي، سرعت گذر ايام را احساس
كرده اند و مي دانند كه 4 سال برخلاف ظاهر
گول زننده اش آن قدرها
طولاني نيست كه طي آن، بتوان اوقات ضايع شده را جبران كرد. هر لحظه اش را
كه از دست بدهي، سرنوشت ملتي را به بازي گرفته اي.
در گزارش كاري كه
اخيراً مسئولين اقتصادي از عملكرد دولت در اين سال ها داده اند، رقم 6
ميليارد دلار صادرات غيرنفتي در سال گذشته با مباهات فراوان بزرگ نمايي
شده است. رقمي كه مطابق برنامه سوم، بايد چند برابر آن چيزي كه هست، باشد.
تازه بايد خدا را بسيار شاكر بود كه قيمت نفت در 4-5 سال گذشته هرگز از 25
دلار پايين نيامد و كشور ركورد بي سابقه اي را در كسب درآمدهاي نفتي به جا
گذاشت. لابد مي پرسيد درآمدهاي نفتي چه ربطي به صادرات غيرنفتي دارد. از
قضا نسبت اين دو كاملاً مستقيم است. يعني از آنجا كه رونق اغلب صادرات
غيرنفتي ما در گرو درآمدهاي ناشي از فروش نفت است، افزايش اين صادرات هم
طبيعي است، اما اگر واقع بينانه تر عمل كنيم ، جا دارد وضعيت صادرات
غيرنفتي خود را با كشور همسايه مان تركيه به مقايسه بنشينيم -كه طي سال
گذشته نزديك به شصت ميليارد دلار كالا و خدمات به خارج صادر كرده است -تا
رسيدن به رقم 6 ميليارد دلار را برخي از نمايندگان، به عنوان كارنامه
درخشان دولت و مجلس اصلاحات به رخ نكشند.
به عزيزاني كه فرصت خدمتگزاري مردم را در مجلس هفتم كسب كرده اند، عرض مي كنم تاريخچه تحولات جهاني را طي
4-5
سال گذشته مرور كنند تا به مقايسه هاي معناداري ميان ما و ديگران دست
يابند. زماني در همين ستون نوشتيم كه كلمه اصلاحات، لفظ مشترك ما و چيني ها
در طول ساليان اخير بوده است اما حاصل اصلاحات در چين، حركت شتابان به سوي
رشد و توسعه بوده اما در كشور ما فقط به افزايش سرعت اتومبيل هاي گرانقيمت
نوكيسه هايي منجر شده كه بي هدف در اتوبان ها ويراژ مي دهند! به دنبال اين
نوشته از آن زمان تا امروز برخي مدعيان اصلاحات با برآشفتگي و پرخاشگري
چنان واكنش هايي در مخالفت با اين مطلب از خود بروز دادند كه نگو و نپرس،
اما مگر اين واقعيت را مي شود كتمان كرد كه درست در همان روزهايي كه
نمايندگان مجلس ما به اسم پي گيري توسعه سياسي اسير ماجرا و بازي هاي
ساختارشكنانه و فتح سنگر به سنگر در نظام بودند، چيني ها آرام و بي هياهو
حوزه هاي جديد قدرت را در جهان يكي پس از ديگري تسخير مي كردند و امروز
كارشان به جايي رسيده كه نزديك به 300 ميليارد دلار مازاد تراز بازرگاني با
دنيا پيدا كرده اند.
مردم ما به مجلس هفتم اميد بسيار بسته اند. قطعاً
برآوردن اين اميدها تنها از دست قوه مقننه ساخته نيست، اما يك كار بزرگ از
نمايندگان اين دوره بر مي آيد و آن اينكه به سرمايه عمر اين ملت، بي اعتنا
نباشند و براي لحظه لحظه حضورشان در مجلس، چنان برنامه ريزي كنند كه در
پايان چهارسال نمايندگي، خود و موكلان شان در حسرت اوقات هدررفته، زانوي غم
به بغل نگيرند.
هنوز مجلس هفتم آغاز به كار نكرده، فتنه جويان، پروژه
هاي انحرافي را به مثابه دام هايي روي ميز كار آنها قرار داده اند. بحث هاي
مصنوعي درباره روحاني يا مكّلابودن رئيس مجلس، سرآغاز آن قبيل فرصت سوزي
هاست كه اكثريت نمايندگان مجلس ششم را از چشم مردم انداخت و منزوي كرد.
مبادا وكلاي مجلس هفتم با افتادن در اين دام ها، زمان را از دست بدهند!
حسين صفارهرندي
بسم رب النور