خودكشي (گفت و شنود)
گفت: مگر نمايندگان مشاركتي و مدعي اصلاحات براي استعفا آن همه اصرار و
پافشاري نمي كردند؟ پس چي شد كه ديروز استعفاي مزروعي را نپذيرفتند؟
گفتم: البته كه براي استعفا اصرار مي كردند ولي وقتي ديدند كه قضيه دارد جدي مي شود؛ دنده عقب گرفته اند و...
گفت: پس چرا با استعفاي آن چند نماينده قبلي موافقت كردند؟
گفتم:
به قول محبي نيا، نماينده مياندوآب، اصفهاني هاي زرنگ، ترك ها - يعني
حقيقت جو و يگانلي- را از مجلس بيرون فرستادند، اما خودشان ماندند!
گفت: چه عرض كنم؟!
گفتم:
يك مرد انگليسي براي دوستانش تعريف مي كرد كه؛ «من و نامزدم ماري، از شدت
ناراحتي تصميم به خودكشي گرفتيم، نيمه شب روي پل رودخانه تايمز رفتيم، ماري
خودش را به درون رودخانه پرت كرد و...»، دوستانش پرسيدند، پس تو چي؟!... و
مرد انگليسي گفت؛ آره! داشتم مي گفتم... هوا خيلي سرد بود، من يقه باراني
ام را بالا كشيدم و به خانه برگشتم، در آن هواي سرد و شب باراني يك فنجان
قهوه داغ چه كيفي داشت!!
بسم رب النور