محمدجعفر بهداد
ياسر عرفات سالها به عنوان رهبر يك جريان جهادي عليه صهيونيست ها جنگيد، اما در نيمه راه فريب چراغ سبزهاي واسطه اي مثل آمريكا را خورد و با ورود به پروسه موسوم به «صلح خاورميانه»، سال هاي زيادي تن به سازشكاري داد.
از آن پس حكومت خودگردان مبارزان فلسطيني را به جرم جهاد بر ضداشغالگران اسراييلي بازداشت و زنداني مي كرد و هر از چندگاهي نيز تصاوير مربوط به نشست سه جانبه عرفات، رئيس جمهور آمريكا و نخست وزير رژيم صهيونيستي در مزرعه شخصي و سرسبز بيل كلينتون يا جرج بوش از شبكه هاي تلويزيوني جهان مخابره مي شد كه طي آن درباره روند صلح(!) خاورميانه بحث و تبادل نظر مي كردند.
اما پس از سالها خوش خدمتي ياسر عرفات براي قدرتهاي استكباري و بازي با آرمان آزاديخواهانه فلسطيني ها، اينك شديداً مورد بغض و كينه رژيم اشغالگر قدس قرار دارد و مقامات حكومت غاصب صهيونيستي هفته اي يك بار بر ضرورت كشته شدن وي تأكيد دارند.
امروز اگر در فلسطين نظرسنجي صورت گيرد معلوم مي شود ياسر عرفات خوشنام تر است يا مجاهدان شهيدي چون فتحي شقاقي و شيخ احمد ياسين.
¤ ¤ ¤
در بعضي اسارتگاه هاي رژيم بعثي عراق، گاهي شخصي پيدا مي شد كه به علت هاي مختلف در خدمت بعثي ها قرار مي گرفت. اين افراد به «نوكر» شهرت مي يافتند و گاهي خدمات آنها به عراقي ها به بهاي خيانت به هموطنان اسير صورت مي گرفت.
نوكرها عمدتاً با هدف رفع نيازهاي شخصي نظير گرسنگي، تشنگي، سرما و گرما به خدمت سربازان بعثي درمي آمدند، اما به تدريج از چاي دادن به عراقي ها و نظافت لباس و مكان آنها به ورطه جاسوسي عليه هموطنان اسير خود كشانده مي شدند.
نكته درس آموز اينكه بيشتر نوكرها در نهايت مورد بغض و نفرت شديد دشمن قرار مي گرفتند. يعني فقط كافي بود در روند خدمت رساني به آنها كمي كوتاهي مي كردند، چنان بلايي سر آنها مي آمد كه در حضيض ذلت قرار مي گرفتند. آنها از يك سو به هموطنان خود خيانت كرده بودند و از سوي ديگر مورد بدترين نوع تحقير و توهين از سوي دشمني كه تا ديروز در برابر آنها تعظيم مي كردند، قرار مي گرفتند.
عراقي ها در توجيه چنين رفتاري با جاسوسان خود مي گفتند كسي كه براي يك لقمه نان و رفاه مادي به هموطن خود خيانت مي كند، قطعاً به ما رحم نمي كند و بالاخره در جايي به ما ضربه خواهد زد.
نام و ياد اسراي مقاوم ايراني كه بهاي «نه» گفتن به دشمن را با تحمل هولناك ترين شكنجه ها پرداختند، همواره با افتخار برده مي شود، اما آيا از «نوكرهاي دشمن» جز بدنامي و رسوايي نامي باقي مانده است؟
عناصري كه در قالب تحركات فردي يا حزبي، مزدوري بيگانگان را بر خدمت رساني به هموطنان خود ترجيح مي دهند، ترديدي نداشته باشند كه نخستين قرباني كينه توزي دشمن خواهند بود، با اين ويژگي كه هيچكس نام آنها را با عزت و عظمت تكرار نخواهد كرد.