«همانا فرستاده اي از خودتان براي هدايت شما آمد كه رنج كشيدن تان بر او سخت و ناگوار مي آيد و او بر رستگاري شما حريص و بر مؤمنان رئوف و مهربان است.»
سوره توبه- آيه 128
چشماني كه در واقعه ناگوار 28 صفر سال يازدهم هجري در فقدان پيشواي بزرگ و محبوب خويش مبتلاي طوفان اشك شد، عمق مصيبتي را كه در آن روز شوم، گريبان امت محمد(ص) را گرفت، زماني دريافت كه ديگر دستش از دامان مهر آن پيامبر رحمت و وحدت كوتاه بود.
در غيبت ظاهري رسول خدا- و حتي ساعاتي پيش از آن كه او به ديدار «رفيق اعلي» بار يابد-، اختلاف و پريشاني بر جمع امت او مستولي شد و وصاياي دلسوزانه اش در نزد پيروان او مهجور ماند.
حضرت مصطفي (ص) در بستر بيماري با وجود درد جانكاهي كه جسم نحيفش را مي آزرد، بيمناك از سرنوشت امت خود، در انديشه تجهيز سپاه براي دفع فتنه بيروني و كتابت وصيتي ويژه به منظور پايان دادن به فتنه دروني بود كه جمعي با دريغ از برآوردن خواسته هاي واپسين آن پيشواي دلسوز، درد جسماني حضرتش را به رنجي جانفرسا و روح آزار بدل كردند. وقتي آتش اختلاف در اثر موافقت و مخالفت با خواسته او در كنار بسترش شعله ور شد، پيامبر رحمت، روي درهم كشيد و از آن جماعت بي معرفت و تهي از ولايت خواست كه اطرافش را خالي كنند كه نزد او جدال با يكديگر سزاوار نيست. و از آن زمان تا امروز، روح رسول الله(ص) از رنج طاقت فرسايي كه بر اثر پراكندگي و اختلاف بر جان پيروانش افتاده، آزرده است زيرا به فرموده خداوند تبارك و تعالي: عزيزه عليه ما عنتّم... از اينكه امت خود را در سختي مي بيند، سخت در رنج است.
همين ديروز دشمن كينه توز پيامبر، در كمين فرزندان معنوي محمد(ص) نشست و خون عبدالعزيز رنتيسي و تني چند از يارانش را بر زمين ريخت. همچنان كه كمتر از يك ماه پيش، چنگال خونريز خود را در گلوي شيخ احمد ياسين فرو برده و جان آن پيرمرد از پا افتاده را وحشيانه ستاند؛ بي آن كه از سران پنجاه كشور اسلامي ، صداي اعتراضي ، گوش جنايت كاران را بيازارد .
همتايان ابوجهل و ابوسفيان در عصر جديد، روزي نيست كه سفره مرگ براي جمعي از پيروان محمد(ص) نگسترند و خون پاك آنان را فديه بقاي بت هاي اشرافيت و جهل و تعصب مدرن نكنند. خون فرزندان رسول الله هر روز بر سواحل اميد و آرزوهاي ساكنان بين النهرين جاري مي شود؛ مردان و زنان و كودكاني كه تنها جرمشان، حضور در زير خيمه محمدي است و حسرت بندگي و انقياد را در برابر كفر آمريكايي و صهيونيستي، بر دل سياه ساكنان كاخ سفيد نهاده اند. و درست برخلاف اكثر حاكمان و ارباب زور و زر در كشورهاي اسلامي كه پنهان و آشكار با كفار امپرياليست به زدوبند مشغولند، توده پيروان محمد(ص) خواب راحت را از چشمان نحس دشمن گرفته، به كابوس دائمي آنان تبديل شده اند.
اكنون در روزي كه دل هاي امت نبوي در سوگ رسول رحمت، ماتم زده و سوگوار است، روح بلند آن پيامبر و مصلح بزرگ نيز از گرفتاري هاي پيروانش رنج مي برد و لابد مسلمانان را به دوري از تفرقه و گرد آمدن بر محور وحدت فرامي خواند. هر كس به هر بهانه اي، موجب بالا گرفتن تشتت و تقويت عوامل جدايي ميان مسلمين شود، قطعاً خود را از نظر لطف و عنايت پيغمبر اكرم(ص) محروم كرده است.
صرف نظر از دسته اي كه شدت جهل و كم فهمي نزد آنان، عامل پي گيري برنامه هاي تفرقه انگيز است، عوامل اصلي تشتت در ميان پيروان رسول الله، ريشه در توطئه هاي حساب شده اي دارد كه سرنخ آنها در اختيار دشمنان خدا و پيامبر است و امروز كسي نيست كه نداند دشمنان واقعي امت مسلمان چه كساني هستند. براساس نظرسنجي هاي به عمل آمده از سوي مراكز وابسته به غرب، اكنون واقعيت غيرقابل انكار اين است كه بيش از هشتاد درصد مسلمانان در جهان، نسبت به آمريكا و انگليس و اسرائيل، همان كينه اي را در سينه دارند كه از دشمنان معاصر پيامبر به دل داشته اند. رويارويي بزرگي كه مسلمانان را در گستره همه سرزمين هاي اسلامي عليه جاهليت مدرن برانگيخته است، جلوه اي از نبردهاي بدر و حنين و خيبر و عاشورا در صدر اسلام دارد و همين، رمز پيروزي نهايي پيروان رسول الله در جنگ ناعادلانه ميان كفار تا بن دندان مسلح و مسلمانان تهيدست و اميدوار به لطف خداست.
آنچه پيروزي نهايي را براي مؤمنان صدراسلام حتي پس از شكست ظاهري و قتل عام مسلمانان به ارمغان آورد، جوشش معصوميت و مظلوميت نهفته در خون پاك اين خداباوران استوار بود. به همين دليل، در حالي كه موجي از احساس و عاطفه مثبت نثار سيد و سالار شهيدان كربلا و يارانش مي شود، قاتلان سنگدل آنها، هيچ نصيبي جز نفرت و كينه خلايق نداشته و ندارند.
از ضربه ها و شكست هاي ظاهري امروز نبايد هراسي به دل راه داد چرا كه خداوند وعده ياري قطعي كساني را داده است كه در راه او به مجاهده برخيزند.
حسين صفارهرندي