مجيد رزازي
تعدادي از روزنامه ها، ديروز اين تيتر را به نقل از رئيس محترم قوه قضائيه به چاپ رساندند: «ربا در حكم جنگ و محاربه با خداست».
در خبر مربوط به اين تيتر تاكيد آيت الله شاهرودي بر برخورد قضايي با پديده رباخواري به چشم مي خورد. ضمن اينكه دغدغه مقام محترم رياست قوه قضائيه در برخورد با معضل رباخواري قابل احترام و ستايش است، به عنوان كسي كه در سال هاي اخير، در مقوله رباخواري مقالات و گزارش هاي متعددي نوشته ام، يك پرسش از مدتها پيش ذهنم را به خود مشغول كرده است:
در سال 1381 سرويس گزارش روزنامه كيهان، به تحقيقي گسترده درباره پديده رباخواري دست زد و حاصل آن تحقيقات، چاپ چندين شماره گزارش روز بود كه تعدادي از آنها هم در صفحه اول روزنامه تيتر شد تا توجه بيشتر مسئولان امر را به خود جلب كند. در آن مجموعه گزارش ها، ضمن انعكاس سرنوشت عده زيادي از قربانيان ربا، از زبان آنها درخواست ها، اصرارها و حتي التماس هاي زيادي براي رسيدگي و پرداختن مسئولان به اين معضل مطرح شد. اما اين انعكاس ها، پاسخ درخوري از سوي مسئولان قضايي نيافت. نامه هاي زيادي از درون زندان ها براي سرويس گزارش روزنامه ارسال شد كه فرياد عدالتخواهي مرداني بود كه رباخواران، آشكارا در محاكم قضايي آنان را محكوم كرده بودند و چه دردي بالاتر از اينكه انسان از قلم يك بازرگان، يك توليدكننده يك مخترع نابغه، يك كاسب، يك انسان فعال اقتصادي ديروز و زنداني امروز بخواند كه نگران سرنوشت دختر و همسرش در بيرون از زندان است. درست است كه قربانيان ربا هم به سهم خود به خاطر گرفتن پول ربوي مقصرند، اما وقتي رباخوار كه به تعبير قرآن كارش در حكم محاربه با خداست، آزاد است، چگونه مي توان به حبس رفتن يك فعال اقتصادي را كه از سر عسر و حرج به گرفتن ربا مجبور شده، توجيه كرد؟
جناب آقاي شاهرودي! دو سال پيش همه اين مطالب را مستندا و با مدرك از سراسر ايران جمع آوري و تدوين كرديم و به اميد حل اين معضل بزرگ عمومي، آنها را به چاپ رسانديم، استغاثه ها را چاپ كرديم، با آدم هايي ملاقات كرديم كه از ترس نفوذ رباخوار، خانه و كاشانه و خانواده را رها كرده و هراسان و وحشتزده، سرگردان اينجا و آنجا بودند. نام و نشان آنها را چاپ كرديم، حتي يك بار اسم رباخواري كه خيلي ها او را به اين صفت مي شناختند، به چاپ رسانديم، اما نتيجه اي كه در نهايت عايد شد، اين بود كه آن رباخوار معروف از گزارش كيهان شكايت كرد و اگر نبود جوانمردي مدير مسئول كيهان كه به جاي من گزارش نويس، پا پيش گذاشت و مسئوليت را به گردن گرفت- و هنوز هم پس از يك سال و اندي اين رباخوار، ايشان را به دادگاه مي كشد- شايد مجازات زندان به جرم افشاگري عليه يك رباخوار معروف، چيزي بود كه نصيب من مي شد.
به عنوان يك روزنامه نگار، اين حركت مسئولانه رياست محترم قوه قضائيه را كه خواهان برخورد قاطع قضايي با رباخواران شده اند، به فال نيك مي گيرم اما آن پرسش هنوز ذهنم را آزار مي دهد كه چرا با رباخواري كه كارش محاربه با خداست، در اين سال ها مماشات شده است؟!