تفاوت «ترور» و «تيراندازي»
سيدعمار موسوی
حادثه اي كه در ايالت آريزوناي آمريكا اتفاق افتاد و
طي آن يك قاضي فدرال كشته و يك نماينده كنگره به شدت زخمي شد، پيام ها و
پرسش هاي بسيار قابل تاملي در دل خود دارد. اولين پرسشي كه به ذهن مي رسد
آنكه چرا هيچ كس در آمريكا نمي گويد فلان قاضي فدرال و فلان نماينده كنگره
«ترور» (Terror) شده اند؛ بلكه همه اصرار دارند ماجرا را تا اندازه يك
حادثه «تيراندازي» (Shooting) تقليل دهند؟
ترور و تروريسم هنوز در
ادبيات سياسي- امنيتي بين المللي تعريف روشني ندارد و همين ابهام باعث شده
است كه صاحبان تبليغات و رسانه، هر آن گونه كه ميلشان مي كشد، از بار رواني
آن بهره برداري كنند. اما بارزترين تعريفي كه از واژه ترور در ذهن همه ما
نقش بسته آن است كه يك شخصيت سياسي مورد حمله قرار گيرد، هر چند با سلاح
سرد باشد؛ و اگر سر كوچه و خياباني گلوله اي شليك شده و افرادي كشته شوند،
ماهيت ماجرا متفاوت خواهد بود. اما نه بي بي سي، نه واشنگتن پست، نه
آسوشيتدپرس و نه ديگر رسانه هاي شهره غربي هيچ كدام از حادثه صبح شنبه به
عنوان يك حمله تروريستي ياد نكردند و اساسا سعي آنها بر اين بود كه حتي از
واژه ترور هم استفاده نكنند.
اگر كمي به عقب برگرديم خواهيم ديد كه چندي
پيش آمريكايي ها ادعا كردند يك تروريست را كه مي خواسته در هواپيماي عازم
آمريكا بمب گذاري كند، دستگير كرده اند؛ يا مدتي بعد از آن ادعا شد در
ميدان تايمز نيويورك يك اتومبيل بمب گذاري شده را شناسايي، بمب را خنثي و
عامل «تروريستي» را نيز دستگير كرده اند. با كنار هم قرار دادن سه حادثه
پيش گفته، فعلا و ظاهرا، مي توان به اين تعريف اجمالي از تروريسم در نگاه
آمريكايي رسيد كه اگر يك حمله يا بمب گذاري كشف و خنثي شود، تروريستي است،
اما اگر كسي در اين ميان كشته و زخمي شود، قضيه تيراندازي بوده! اما اين
نوعي ساده انگاري است.
اگر بيشتر دقت كنيم درخواهيم يافت كه هم در
ماجراي هواپيما و هم در ماجراي ميدان تايمز، افرادي كه به عنوان تروريست
ناكام معرفي شدند، مسلمان بودند، اما عامل حادثه آريزونا، فردي غيرمسلمان.
اين تعريف درباره نگاه آمريكايي به مقوله ترور و تروريسم كاملا جامع است.
دولت آمريكا تمامي سعي رسانه اي و تبليغاتي خود به ويژه پس از 11سپتامبر را
بر آن گذاشته كه واژه تروريسم را با اسلام پيوند زند تا همه مسلمانان
تروريست هاي بالقوه ديده شوند؛ تا اگر به بهانه تروريسم، ميليونها مسلمان
به خاك و خون كشيده مي شوند، هرچند آزارشان به مورچه اي نرسيده باشد، امري
طبيعي جلوه كند.
حادثه روز شنبه اما يك پيام ديگر هم داشت. واقعه ترور
آريزونا نشان داد حوادثي از جنس بمب گذاري هواپيما يا ميدان تايمز، همه جز
سناريويي بيش نيستند تا بازار تبليغات ضداسلامي را داغ نگه دارند؛ وگرنه،
چطور ممكن است اتومبيلي بي نام و نشان در ميدان تايمز به سرعت و در عرض يك
روز بلكه چندين ساعت، شناسايي، بمب داخل آن خنثي، عامل دستگير و ارتباط آن
با پاكستان! كشف شود، اما مقامي سياسي در حد و اندازه يك نماينده كنگره در
روز روشن به رگبار بسته شود و چنين سازمان امنيتي دقيق و مجهزي از پيشگيري
ترور عاجز باشد؟
يك بار در همين ستون نوشتيم كه تروريسم يك پديده ذهني و
ساخته غرب براي چپاول ملتهاي مظلوم جهان است و تهديد امنيتي واقعي در غرب،
مشكلات و بحرانهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي است. اين گفته جناب برژينسكي
است كه بزرگترين تهديد امنيتي آمريكا نه چين و روسيه و ايران و يا القاعده
كه بحران اقتصادي است. وقتي يك جوان 22ساله اسلحه به دست گرفته نماينده خود
را و قاضي دادگستري اش را تيرباران مي كند، شايد گفته برژينسكي بهتر جا
بيفتد.
بسم رب النور