رقص تروريست ها بر لبه تيغ
از 31 ژوئيه 2009- 8 مرداد 88- كه سه تبعه آمريكايي به دليل ورود غيرقانوني به خاك جمهوري اسلامي و به اتهام جاسوسي در مرز عراق دستگير شدند تا انتشار خبري درباره دستگيري يك جاسوس زن آمريكايي در مرزهاي شمالي- كه البته تاييد نهايي نشد- فعاليت ها و تحركات جاسوسي عليه ايران شتاب گرفته و ميل به افزايش داشته است. چرا كه در اين ميان 18 مهرماه سال جاري نيز دو تبعه آلماني كه در پوشش توريست و گردشگر در تبريز حضور يافته بودند به اتهام جاسوسي بازداشت شدند. همچنين جاي تأمل است كه به موازات اين تحركات جاسوسي طي يكسال و نيم گذشته دشمنان نشان دار نظام جمهوري اسلامي به اقدامات تروريستي عليه دانشمندان كشورمان دست يازيدند. يكسال پيش در چنين روزهايي-22/10/88- عوامل ضد انقلاب دكتر علي محمدي را ترور و به شهادت رساند. ماه پيش هم دكتر مجيد شهرياري و دكتر فريدون عباسي دو دانشمند هسته اي مورد سوءقصد قرار گرفتند كه دكتر شهرياري به شهادت رسيد.
هرچند از همان ابتدا ردپاي رژيم صهيونيستي در ترورها قابل پيش بيني بود اما در ادامه مسئله كاملا مشخص شد بطوري كه همين چند روز پيش روزنامه صهيونيستي هاآرتص و سايت وزارت خارجه اين رژيم جعلي، هر دو ترور دانشمندان هسته اي را جزو موفقيت هاي مئير داگان رئيس پيشين موساد ارزيابي كرده و به اين ترتيب به صراحت اعتراف كردند كه موساد در اين ترورها نقش داشته است. حوادث تروريستي در زاهدان، چابهار، مهاباد و ... را نيز بايد به اقدامات تروريستي دشمنان اضافه كرد.
اكنون اين پرسش به ميان مي آيد كه چرا چند كشور غربي و رژيم
صهيونيستي راهبرد «جاسوسي و ترور»! را عليه ايران اسلامي برگزيده اند؟ براي
پاسخ به اين سؤال ناگزير بايد نقبي به ماه هاي گذشته زد و صحنه رويارويي
ايران اسلامي با نظام سلطه و مستكبران و چپاولگران را به نظاره نشست.
نقطه عزيمت بحث به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در سال 88 برمي گردد.
از
چند ماه مانده به انتخابات، دشمنان خارجي و متأسفانه برخي كه گمارده هاي
آنها در داخل محسوب مي شوند بر روي سلامت انتخابات ايران شبهه افكني كردند.
نمونه ها و كدها در اين باره به قدري است كه گرد آوردن آنها مصداق مثنوي
هفتاد من كاغذ خواهد بود اما از باب نمونه كه مشتي از خروارها و اندكي از
بسيارها است مي توان به مقاله دانيل كالينگرت عضو ارشد CIA اشاره كرد كه
صريحاً پارادايم مقوله شبهه افكني در انتخابات را تئوريزه مي كند. يا در
همين راستا مركز «سابان» وابسته به انديشكده آمريكايي بروكينگز در جهت
براندازي نرم در ايران و حمايت از مخالفان نظام قبل از انتخابات دستورالعمل
صادر مي نمايد. خب؛ نمونه هايي از اين دست و پمپاژكردن شبهه تقلب در فضاي
قبل از انتخابات نشان از آن داشت كه دشمنان بيروني و داخلي ايران اسلامي
موعد انتخابات رياست جمهوري را به عنوان بزنگاهي براي ترور جمهوريت و
اسلاميت نظام درنظر گرفته اند و با طراحي هاي پيچيده و تودرتو تمام پتانسيل
خود را به صحنه آورده اند تا به زعم خودشان بساط جمهوري اسلامي را جمع
نمايند! بنابراين بعد از انتخابات مشاهده مي كنيم كه ادعاي واهي تقلب پيش
كشيده شده و از همين رهگذر آشوبها و اغتشاشات خياباني كليد مي خورد.
جالب
اينجاست كه در ادامه اين پروژه به ثمر ننشسته مقامات ارشد آمريكايي و برخي
دولت هاي غربي و همچنين رژيم صهيونيستي از باراك اوباما، هيلاري كلينتون
تا ساركوزي و شيمون پرز و نتانياهو آشكارا از آشوبگران و براندازان حمايت
مي كنند.
حتي برخي از تحليلگران خارجي و غربي كه همواره ژست دموكراسي
خواهانه و انسان دوستانه به خود مي گيرند به صحنه آمدند و بر نقش آمريكا و
اذنابش در طراحي آشوب ها به منظور سرنگوني و تغيير نظام جمهوري اسلامي
تاكيد كردند. اعترافات «كنت تيمرمن» رئيس بنياد ملي دموكراسي (NED)، «پل
كريگ رابرتز» سياستمدار سابق آمريكايي، «لرد بالتيمور» نويسنده و پژوهشگر
غربي، «نيل ويلاتيو» تحليلگر برجسته غربي و عضو كمپين مخالفان تحريم و
مداخله نظامي در ايران نمونه هايي از اين دست است.
اما علي رغم تمام
ترفندها، دسيسه ها و كارشكني هايي كه دشمنان بيروني نظام با به خدمت گرفتن
بعضي در داخل كشور انجام دادند عمر فتنه 88 با بصيرت آحاد ملت به شماره
افتاد و در 9 دي و 22 بهمن همان سال مرگ سياسي فتنه گران رقم خورد.
طبيعي
است كه دشمنان تابلودار نظام كه مديريت فتنه پس از انتخابات را برعهده
داشتند بعد از ناكامي بزرگ در پروژه -به زعم خود- براندازي جمهوري اسلامي
به تاكتيك ها و راهبردهاي ديگري روي بياورند از همين روي، در آستانه سالگرد
انتخابات رياست جمهوري از كانال شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه تحريمي
1929 را عليه ايران به صحنه آوردند!
سپس آمريكا، استراليا و اتحاديه اروپا تحريم هاي يكجانبه را بطرفيت ايران به تصويب رساندند.
حتي
در شرايطي كه جمهوري اسلامي خردادماه سال جاري گزارش نهايي خود درباره
«بررسي دوره اي و جهاني حقوق بشر»-UPR- را در صحن شوراي حقوق بشر سازمان
ملل در ژنو ارايه كرده و اين گزارش با اجماع به تصويب رسيد ولي چندي پيش با
نفوذ آمريكا، رژيم صهيونيستي و استراليا، كميته سوم مجمع عمومي قطعنامه اي
ضد ايراني پيرامون حقوق بشر به تصويب رساند و اين در حالي بود كه 112 كشور
عضو سازمان ملل با اين قطعنامه موافقت نكردند.
خلاصه آنكه دشمنان با
طراحي پروژه تقلب در انتخابات، مشروعيت نظام را نشانه رفته بودند، با
اجرايي كردن گزينه- تحريم ها بر ضد ايران به فلج كردن اقتصاد جمهوري اسلامي
دل بسته بودند، با پيش كشيدن سياست «ايران هراسي» به دنبال اجماع جامعه
جهاني عليه ايران بودند تا بنابر آنچه كه مي پنداشتند جمهوري اسلامي را در
عرصه سياسي و ديپلماسي منزوي نمايند و... چه پنبه دانه رنگارنگي در خواب
ديده بودند. آنها تضعيف ساختار نظام و شكاف ميان حاكميت و مردم را تصور
كرده بودند اما حضور توده هاي ميليوني در 9 دي و 22 بهمن خط بطلاني بر تصور
آنها كشيد.
به تحريم ها اميد بسته بودند اما نه تنها بي خاصيتي و
ناكارآمدي تحريم ها به اعتراف رسانه هاي غربي برملا شد كه امروز ايران
اسلامي با به اجرا درآوردن طرح بزرگ اقتصادي هدفمندي يارانه ها، دشمنان
بيروني را در موقعيت آچمز قرار داده است.
از سوي ديگر در حوزه ديپلماسي و
سياسي امروز توپ در زمين دشمن قرار گرفته است. اولا ايران در مذاكرات ژنو3
اقتدار خود را به نمايش گذاشت به طوري كه تيم خانم اشتون در مذاكرات
نتوانست دستپاچگي و سراسيمگي خود را پنهان نمايد. ثانيا پيشنهاد هوشمندانه
ايران اسلامي مبني بر بازديد از تاسيسات هسته اي كشورمان از سوي كشورهاي
مختلف تمام بهانه ها و اشكال تراشي هاي آمريكا و چند كشور دنباله رو او را
از بين برد.
همه اين موفقيت ها در حالي است كه جمهوري اسلامي ايران طي
دو سال گذشته پيشرفت هاي خارق العاده اي در زمينه مسايل هسته اي داشته است
كه همگان حتي دشمنان توان انكار آن را ندارند.
اينجاست كه با اشاره به
موارد ياد شده مي توان فهميد و پي برد كه چرا داعيه داران قدرت (اعم از
قدرت و توان نظامي، سياسي، اقتصادي، اطلاعاتي و...) منفعلانه و از سر عجز و
ناتواني راهبرد «جاسوسي و ترور» عليه ايران را برگزيده اند.
واقعيت آن
است كه پيشرفت فزاينده و هر روزه نظام جمهوري اسلامي را نمي توانند
برتابند. همچنانكه «جان ساورز» رئيس سازمان جاسوسي ام آي 6 انگليس يكماه
قبل از ترور دو دانشمند هسته اي كشورمان- عباسي و شهرياري- عجزآلود مي گويد
كه ديپلماسي به تنهايي كافي نيست و بايد در برابر ايران از اقدامات
اطلاعاتي و جاسوسي بهره برد!
آنچه بايد خاطرنشان كرد آن است كه دشمنان
در حوزه اطلاعاتي نيز سيلي هاي سنگيني از ايران دريافت كرده اند. در بحبوحه
كارزاري كه دشمنان بيروني تمامي ظرفيت و پتانسيل خود را عليه ايران اسلامي
به صحنه آورده بودند دستگاه اطلاعاتي كشور با شكار عبدالمالك ريگي سركرده
گروهك تروريستي جندالشيطان تودهني محكمي را به تروريسم دولتي آمريكا،
انگليس و رژيم صهيونيستي زد.
ضمن آنكه دستگيري سه تبعه آمريكايي، دو
تبعه آلماني و مواردي از اين دست كه همگي متهم به جاسوسي هستند نشان از
اقتدار و بيداري و هوشياري نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي جمهوري اسلامي دارد.
اخيرا
نيز سربازان گمنام امام زمان(عج) با رصد دقيق اطلاعاتي و اقدامات چند لايه
آفندي و پدافندي و نفوذ به عمق اطلاعاتي موساد عوامل اصلي ترور شهيد دكتر
مسعود عليمحمدي را شناسايي و دستگير كردند. مروري گذرا بر بازتاب خبر
بازداشت تروريست ها و حيرت توام با وحشت سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه از اين
موفقيت ها به وضوح نشان مي دهد كه تروريست ها علي رغم بهره گيري از تجهيزات
و امكانات بيگانگان، خود را در حال رقص بر لبه تيغ مي دانند.
اكنون نوبت دستگاه قضايي است كه اقتدار جمهوري اسلامي ايران را بار ديگر به دشمنان بيروني و نشان دار نظام تحميل نمايد.
البته
دستگاه قضايي همچنانكه انتظار مي رفت اقدامات ارزشمندي در اين زمينه انجام
داده است و در همين ارتباط از جمله براي سه تبعه آمريكايي متهم به جاسوسي
كيفرخواست صادر شده و زمان رسيدگي به اتهامات آنها در دادگاه به گفته
مقامات قضايي 17بهمن ماه خواهد بود.
دو تبعه آلماني نيز به خبرنگار
نبودنشان اعتراف داشته و مقامات قضايي تصريح كرده اند كه جرم جاسوسي آنها
محرز است و پرونده اين دو در حال تكميل شدن است. همچنين در ماه گذشته 11نفر
از عوامل گروهك تروريستي جندالشيطان پس از فرآيند دادرسي اعدام شدند و
مردم انقلابي و مؤمن ايران اسلامي بي صبرانه منتظرند تا در اسرع وقت بقيه
جاسوسان و تروريست ها و عوامل ستون پنجم دشمن نيز به سزاي اعمالشان برسند.
حسام الدين برومند
بسم رب النور