توهم ! (گفت و شنود)
گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: خاتمي به چند تن از نزديكانش گفته است؛ از اول بايد مي دانستيم كه ائتلاف با منافقين و بهايي ها بالاخره كار دستمان مي دهد.
گفت:
مي خواهد رد گم كند و نقش اصلي خود به عنوان «ستون پنجم» دشمنان بيروني
را كه در ملاقات با جرج سوروس برعهده گرفته بود، از ذهن ها پاك كند.
گفتم:
مگر پيروي بي كم و كاست و مو به موي خاتمي و كروبي و موسوي از فرمول ديكته
شده سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس و اسرائيل قابل انكار است.
گفت:
يكي از مدعيان اصلاحات كه به آمريكا پناهنده شده مي گويد نه فقط خاتمي و
موسوي و كروبي، بلكه آمريكا و انگليس هم درباره ايران دچار توهم شده بودند
وگرنه به اين حماقت بزرگ دست نمي زدند.
گفتم: شخصي از رفيقش پرسيد؛ چرا
همه مردم به من ميگن «احمق»! رفيقش گفت؛ الان نشونت ميدم و بعد دو تا ليوان
آورد و آنها را زد به هم. دوستش داد زد و گفت كيه در ميزنه؟ و يارو بهش
گفت؛ حالا فهميدي چرا به تو ميگن احمق! و بعد گفت؛ خب! بيا اين ليوان ها رو
نگه دار، من برم درو باز كنم!
بسم رب النور