از حضوردائم تا ظهور قائم(عج)
ابراهيم حاجي محمدزاده


«... ما امروز دورنماي صدور انقلاب را در جهان مستضعفان و مظلومان بيش از پيش مي بينيم و جنبشي كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمندان شروع شده در حال گسترش است. اميدبخش آتيه روشن است و وعده خداوند تعالي را نزديك و نزديكتر مي نمايد. گويي جهان مهيا مي شود براي طلوع آفتاب ولايت از افق مكه معظمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان... تحولي كه كمتر از صدها سال بعيد به نظر مي رسيد با تقدير خداي بزرگ در اين ايام معدوده و ساعات محدوده تحقق يافت...»(1)
انقلاب ما جلوه اي است از نه گفتن مستضعفين و تمامي مبارزان راه انبياء به مستكبرين كه همواره با زر و زور و تزوير خلق خدا را زبون و ذليل و بي هويت خواسته اند.
«... ما همه جزو مستضعفين هستيم، يعني ما اشخاصي بوديم كه ابرقدرت ها ما را ضعيف مي شمردند، ما را هيچ مي دانستند، ما مي خواهيم از اين جهت بيرون بياييم 29/2/...1358»(2) تحقق اين مهم در ايران الگويي شد براي رهايي در عصر غيبت «و بايد بدانيد كه اين امري است ممكن و شدني، ولي محتاج به كوشش و فداكاري مي باشد. ملت ايران-اعزهم الله- راه عذرها را مسدود نموده، و اثبات نمود كه در مقابل قدرتهاي بزرگ مي توان ايستاد و حق انساني خود را باز پس گرفت. و با اتكال به قدرت لايزال حق تعالي، كه وعده نصرت به شرط آنكه حق را ياري دهيم عنايت فرموده است»(3) رهبر مستضعفان جهان با برشمردن تهديداتي كه همواره راه انبياء را تهديد مي نموده است مي فرمايند «... در هر صورت، چنانچه ما همه مان در صحنه نباشيم و در فكر اين نباشيم كه اين كشور را از شر مفسدان نجات دهيم. اگر به فكر نباشيم- خداي نخواسته- اگر در وضع حاضر هم خيلي تأثير نكند، در وضع آينده ملت باز تأثير مي كند و-خداي نخواسته- دوباره ملت ما را گرفتار آن اشخاصي مي كند كه بر صغير و كبير ما رحم نكنند...»(4)
حضرت امام با يادآوري گذشته و حال زندگي خودشان و ضرورت حضور هميشگي در صحنه انقلاب و مبارزه خستگي ناپذير با ابرقدرت ها و صهيونيزم و مزدوران وابسته به آنان مي فرمايند:
«من كه قريب هشتاد و پنج ساله هستم، با ضعف بسيار آن قدر كه براي من ناراحتي و خستگي هست براي شماها نيست. اگر بنا باشد كنار رويم من بايد كنار روم، ولي همه وارد در ميداني شده ايم كه اگر يك قدم عقب بنشينيم شكست مي خوريم...»(5)
حضور مردم در صحنه موجب رصد نحوه رفتار و زندگي مسئولين و تطبيق آن با معيارهاي اسلام ناب محمدي(ص) مي گردد، چرا كه از ديدگاه معمار انقلاب اسلامي خلق و خوي كاخ نشيني و رفاه طلبي مسئولين، همه چيز را بر باد مي دهد:
«... آن روزي كه دولت ما توجه به كاخ پيدا كرد. آن روز است كه بايد فاتحه دولت و ملت را بخوانيم. آن روزي كه رئيس جمهور ما خداي نخواسته، از آن خوي كوخ نشيني بيرون برود و به كاخ نشيني توجه بكند، آن روز است كه انحطاط براي خود و براي كساني كه با او تماس دارند پيدا مي شود...»(6) و «... اين محتاج است به اينكه تمام كشور ما و تمام ملت ما حاضر باشند در صحنه و خودشان ناظر باشند كه اگر كسي تخطي از اسلام و تخطي از قوانين اسلام بكند او را سرزنش و او را از صحنه خارج كنند...»(7)
امام راحل(ره) در جاي ديگري مي فرمايند؛
«... هر كسي بايد همان كاري كه دارد خوب انجام بدهد، لكن حاضر باشد در مملكت و غايب نباشد از سياستي كه در مملكت مي گذرد، توجه داشته باشد كه اگر يك وقت مثلا يك جمعيتي يا يك فردي، يك حكومتي پايش را كج گذاشت، همه اعتراض كنند و نگذارند كه واقع بشود...»(8)حضرت امام مكرر مقصد جمهوري اسلامي را رسيدن به حكومت جهاني مستضعفان بدست صالحان ميدانند: «... بارالها تو عنايت فرمودي كه خرداد خونين عصر طاغوت به خرداد حكومت اسلامي در كشور ولي الله اعظم- ارواحنا لمقدمه الفداء- تحول يابد. ما عاجزانه از مقام مقدس تو مي خواهيم كه عنايات خاصه خود را بر اين ملت كه براي رضاي تو قيام كرده و از 15 خرداد خونين تاكنون از پاي ننشسته و جان و جوان و مال خود را فداي اسلام عزيز و ميهن خود نموده مستدام بداري... (9) با عنايات خاصه ولي عصر-ارواحنا له الفداء- اين كشتي متلاطم انسانيت به ساحل نجات برسد و مستضعفان جهان بر مستكبران ظالم پيروز شوند و اميد است كه حكومت بزرگ همگاني حضرت- سلام الله عليه- بزودي برقرار شود و چشم همه ما را و همه مسلمين جهان را به نور مباركش روشن فرمايد.(10) و خطاب به كساني كه ميخواهند با دنياطلبي و با اعمال و رفتار اطرافيان خود و وابستگي به شيطان بزرگ اين سيل خروشان را متوقف كنند ميفرمايند: «... اين سيل خروشان رحمت الهي براي نجات مسلمانان و جميع مستضعفان و محرومان جهان را با حيله هاي شيطاني نتوان جلوگيري كرد، و اين خورشيد آسمان معنويت را با تبليغات دروغين خاموش نتوان نمود و اميد است وعده الهي منت بر مستضعفان بزودي تحقق يابد و دست قدرتمند حق تعالي هرچه سريعتر از آستين ملتهاي مظلوم بدر آيد...»(11)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) صحيفه امام ج 17 ص 481
(2) صحيفه امام ج 7 ص 369
(3) صحيفه امام ج 19 ص 21
(4) صحيفه امام ج 17 ص 102
(5) صحيفه امام ج 18 ص 274
(6) صحيفه امام ج 17 ص 376
(7) صحيفه امام ج 14 ص 285
(8) صحيفه امام ج 13 ص 14
(9) صحيفه امام ج 17 ص 484
(10) صحيفه امام ج 17 ص 455
(11) صحيفه امام ج 17 ص319