مردم مي خواهند سيدحسن فرزند امام خميني باقي بماند
تحليلي از شعارهاي مردم در مقابل فرزند يادگار امام
مردم مي خواهند سيدحسن فرزند امام خميني باقي بماند
سعدالله زارعي
عزاداران ميليوني در سالگرد رحلت بنيانگذار جمهوري
اسلامي با سر دادن شعارهاي ممتد و پياپي نارضايتي خود را از عملكرد مسئولان
حرم و دفتر امام و مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام در دوران فتنه اخير
بيان كرده و مانع ادامه سخنراني حجت الاسلام سيدحسن خميني شدند.
¤¤¤
ابراز
برائت عزاداران حضرت امام از كساني كه طي ماههاي پرحادثه گذشته يا با
مشاركت در آن و يا با سكوت و عدم انجام وظيفه در قبال آن به انقلاب اسلامي و
نظام برآمده از آن كه ميراث اعظم حضرت امام است، ستم كرده اند، كاملا قابل
پيش بيني بود از اين رو شعارهاي يكپارچه و مداوم مردم عليه سران فتنه و
شعارهايي كه انعكاس دهنده گلايه آنان از بعضي اعضاي بيت حضرت امام از جمله
سيدحسن خميني بود، طبيعي بود كه از متن توده ها برمي خاست كه البته مشت
نمونه خروار است.
مشابه اين شعارها را مي توان در هر جمع مذهبي و عاشق
حضرت امام خميني در هر شهر و كوي و برزن مشاهده كرد. عدم جرأت سران فتنه
براي حضور درميان مجامع عمومي و محدودبودن حضور آنان در جمع هاي دست چين و
مديريت شده هم از همين احساس حكايت مي كند. كما اينكه تـعطيل شدن بعضي از
جلسات سنواتي و سنتي حسينيه جماران و حرم حضرت امام هم از همين نگراني
حكايت مي كنند. متوليان اين دو مكان مقدس به خوبي مي دانند كه قادر به پاسخ
دادن به سؤالات فراوان مردم درباره عملكرد يك ساله خود نيستند.
با توجه
به احساس شديد نارضايتي مردم از متوليان حرم، حسينيه و مؤسسه نشر آثار
حضرت امام گمان مي رفت حجت الاسلام سيدحسن خميني قبل از روز سالگرد حضرت
امام براي تلطيف فضا و جلب خشنودي عشاق حضرت امام كاري مي كرد. او به خوبي
مي دانست كه چندين ميليون نفر از ميليون ها عاشق امام در روز 14خرداد
درحرم معشوق خود گردهم مي آيند. مواجهه سيدحسن با اين جمع بدون تدارك قبلي
منطقي و ميسر نبود. ولي متاسفانه ايشان نه فقط گامي براي رفع نگراني
پيروان دلباخته روح الله انجام نداد، بلكه با حضور درجلسه اخير سران فتنه
كه به بهانه مراسم ازدواج فرزند دبيركل حزب نامشروع مشاركت تشكيل شده بود،
به آتش خشم و نارضايتي فرزندان معنوي امام دامن زد و عزم آنان را براي بيان
صريح نظراتشان جزم تر كرد. شعار كنايي «نواده روح الله، سيدحسن نصرالله»
پاسخ روشن و محترمانه مردم به اين اقدام نامقبول سيدحسن و ياسر خميني بود.
شعارهاي
مبتني بر ابراز نارضايتي مردم در حرم و مكان هاي اطراف آن كاملا فراگير
بود و اين خود از خودجوش بودن آن حكايت مي كرد و جالب اين است كه وقتي
سيدحسن خميني اين شعارها را به «گروهي اندك» نسبت داد و گفت كه مردم در
بيرون حرم مايل به شنيدن سخنان او هستند، آهنگ صداي مردمي كه در بيرون حرم و
در زيرآفتاب داغ بودند شديدترشد و بر صداي كساني كه داخل صحن اصلي شعار مي
دادند، غلبه كرد.
متاسفانه سيدحسن خميني كه از ابتدا بريده بريده و
نامنسجم سخن مي گفت و هراس او از جمعيت كاملا مشهود بود، به مردم عاشق حضرت
امام روي خوش نشان نداد و حال آنكه اگر او ابتدا با يك جمله اي كه حاكي از
عذرخواهي او از عشاق حضرت امام بود، شروع مي كرد، عزاداران روح الله
كريمانه از كنار خطاهاي فراوان او و ساير اعضاي حرم و مؤسسه و دفتر مي
گذشتند و به او اجازه مي دادند سخنان خود را در فضايي آرام ادامه دهد.
متاسفانه سيدحسن بدترين راه را براي مواجهه انتخاب كرد. او به جاي آنكه
اجازه دهد مردم عقايد خود را آزادانه تر ابراز كنند و سپس سخنان خود را
شروع كند، هيچ اعتنايي به سخنان عشاق حضرت امام نكرد و مثل كسي كه حرفشان
را نمي شنود درصدد بود مانع ابراز نظرات مردم شود. او در عين حال به كنايه
شعاردهندگان را «گروهي خاص» معرفي كرد و حال آنكه خود او بهتر از هركسي مي
داند كه هرفرد از چند ميليون نفري كه در حرم امام مجتمع شده و در آنچه
ابراز مي شد، همصدا و در هر آنچه كه آنان را به طرح اين شعارها كشانده بود،
هم داستان بودند، از هر شهري، روستايي، كويي و برزني آمده اند و اساساً
امكان سازمان دادن به چنين جمعيتي وجود ندارد. گرمي شعارهايي كه مداوم داده
مي شد و اشك و آهي كه در ضمير هر شعاردهنده وجود داشت، بايد سيدحسن خميني
را متوجه اصالت و غناي شعارها مي كرد كه متأسفانه نكرد.
سيدحسن خميني و
بعضي از اعضاي ديگر خانواده محترم حجت الاسلام والمسلمين سيداحمد خميني
برخلاف وصيت فرزند مظلوم حضرت امام به مرور به راهي كشيده شدند كه در عمل
با سران فتنه يكي ديده شدند. وقتي فتنه اخير به پا شد، توقع همه اين بود كه
سيدحسن خميني و ساير برادران و... در خط مقدم مقابله با فتنه گران باشند و
بيشتر از همه در كنار نظام بايستند. چراكه در اين فتنه بيش از هر چيز
ميراث اعظم حضرت امام خميني كه نظام جمهوري اسلامي است، مورد هجمه سريع قرا
رگرفته بود وسران فتنه در همپالكي با جاسوسان آمريكايي و سران دولت هاي
غربي و بعضي از دولت هاي مرتجع عرب منطقه كه همه از دشمنان نشان دار و
پرماجراي حضرت امام بوده و هستند، راه انهدام نظام را برگزيدند و تاكنون
نيز بر مسير باطل خود هستند. هرچند ديگر براي آنان اميدي و پشم و پيله اي
باقي نمانده و هم خود و هم ديگران مي دانند كه «دست هاي آسمان كوب قوي وا
شدند و گونه گون رسوا شدند» اما در اين ميان سيدحسن نه تنها به مقابله با
فتنه گران نرفت و در كنار «ولي امر مسلمين» كه پدرش به طور اكيد به آن
تأكيد كرده بود، قرار نگرفت بلكه در عمل به كمك فتنه گران رفت و با شرمندگي
تمام در شكستي كه خداوند براي امثال كروبي، موسوي، خاتمي، نهضت آزادي، ملي
مذهبي ها، مراكز جاسوسي دشمن و بالاخره همه دشمنان امام رقم زد، سهيم
شدند. كساني كه امروز انگ خيانت و شكست را بر پيشاني دارند و عشاق امام
دردمندانه و با فرياد پياپي اصلاح آن را از سيدحسن مي خواستند، آيا سيدحسن
خميني در خلوت خود به آنچه در روز 14 خرداد امسال شنيد و البته سعي مي كرد
اين فريادها را ساكت كند، خواهد انديشيد؟ آيا به او اجازه خواهند داد كه به
آنچه شنيده و از يك خسران عظيم كه ازدست دادن حمايت عشاق امام است حكايت
مي كرد، بينديشد. اميدواريم چنين شود ولي متأسفانه بايد گفت كمي اين آرزو،
بعيد مي نمايد. احتمال اينكه او اين جمعيت ميليوني مردم را يك برنامه ريزي
به حساب آورد و آنان را با عرض معذرت مزدوراني بداند كه اجير شده اند بيشتر
است. او پيش از اين هم حاضر نشد اهانت صريح عده اي فتنه گر از خدا بي خبر
به تصوير مبارك حضرت امام خميني در روز 16 آذر 88 را محكوم كند و شنيده شد
كه او اين را يك برنامه از قبل تعيين شده از سوي نيروهاي انقلاب و هواداران
حضرت امام خوانده بود! او اهانت به ساحت مقدس و مظلوم حضرت ابي عبدالله
الحسين(ع) را نيز محكوم نكرد و آن را هم به نيروهاي انقلاب نسبت داده بود! و
وا اسفا از اين همه انحراف و خامي!
شعارهاي اصلاح طلبانه واقعي مردم در
روز 14 خرداد، سيدحسن را به اصلاح واقعي و صريح انحرافات فراخوانده است.
آيا در او و بعضي ديگر از اطرافيان او اين سعادت وجود دارد؟ اميد است ما
شاهد بازگشت باشيم نه سرعت بيشتر د رمسير انحراف، مردم بيت و هرآنچه كه نام
امام با آن ديده مي شود را عميقاً دوست دارند و به آن عشق مي ورزند و خشت
خشت منزل امام را با فداي جان خود حفظ مي كنند چه رسد به فرزندان نسبي حضرت
امام، ولي اين همه را مردم زماني از امام مي دانند كه با آنان امام ديده
شود. مردم قبل ازشناختن سيدحسن و سيد ياسر و... حضرت امام روح الله الموسوي
الخميني را شناخته اند و تنها زماني كه از سيدحسن و.. رنگ و بوي امام را
ببينند آن را با جان حفظ كرده و گرامي مي دارند اما اگر ابدان منتسب به
امام رنگ و بوي مخالفان امام ببينند، طبعاً ارادتي به جسمي كه به امام
ارادت ندارد، نخواهند داشت.
با پوزش فراوان و ناراحتي زياد بايد گفت
متأسفانه امروز سيدحسن خميني خواسته يا ناخواسته در چنبره مخالفان امام
گرفتار آمده است و بايد او را از اين حلقه مخالف امام خلاص كرد. سيدحسن
متعلق به امامي است كه حفظ نظام جمهوري اسلامي را اوجب واجبات و نه از اوجب
واجبات مي دانست. سيدحسن متعلق به امامي است كه مي فرمود من با احدي عقد
اخوت نبسته ام و نظر مثبت من به افراد تا زماني است كه در خط مستقيم اسلام
باشند، سيدحسن فرزند محترم امامي است كه دل پركينه اي از ليبرال ها و
منافقين داشت و مي فرمود تا من زنده هستم اجازه نخواهم داد ليبرال ها و
منافقين اسلام اين مردم بي پناه را تباه كنند.
سيدحسن فرزندزاده امامي
است كه براي رأي مردم ارزش قائل بود و آن را ميزان مي دانست. سيدحسن فرزند
محترم امامي است كه يك تار موي كوخ نشينان را با همه كاخ نشينان معاوضه نمي
كرد، سيدحسن فرزند محترم امامي است كه عزم خود را براي ريشه كن كردن
اسرائيل غاصب جزم كرده بود، سيدحسن فرزند محترم امامي است كه مي فرمود ما
آمريكا را زيرپا مي گذاريم و نيز مي فرمود ما پرچم اسلام را بر قلل رفيع
دنيا به اهتزاز درخواهيم آورد و...
خوب حال سيدحسن با اين همه رسالت
عظيم بايد در خط مقدم مقابله با فتنه گراني باشد كه پس از انتخابات آبروي
نظام را به تاراج گذاشتند و تا پاي انحلال نظام پيش رفتند و وقتي در اهداف
شيطاني خود ناكام شدند فراخوان وحدت دادند كه منظورشان تجديدقوا براي
تهاجمي تازه عليه نظام و امام بود و البته نتوانستند كسي را فريب دهند.
مردم به درستي و از سر خيرخواهي از سيدحسن مي خواهند به راه روشن حضرت امام
خميني و سيره باصفاي پدر بزرگوارش مرحوم حجت الاسلام والمسلمين سيداحمد
خميني(ره) بازگردد و اين خواسته خودخواهانه اي نيست. سيدحسن بايد فرزند
امام باقي بماند.
بسم رب النور