جوان گرايي و گردش نخبگان
انتظار اين بود- و هنوز هم هست- كه تأكيد كيهان بر ضرورت جوان گرايي در
اداره امور كشور با استقبال همه دلسوزان از هر قشر و جناحي روبرو شود چرا
كه برخورداري از ظرفيت و توان نيروهاي جوان و تازه نفس، آموزش كادر مورد
نياز كشور در جريان عمل، گردش نخبگان و بالاخره، بهره گيري از نسل تجربه
آموخته و سرد و گرم چشيده اول انقلاب در برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي
كلان نظام، از جمله دستاوردها و پي آمدهاي پرخير و بركت جوان گرايي با حفظ
اصول و شرايط آن است. اين تأكيد، هر چند كه خواست اعلام نشده- و يا در
مواردي اعلام شده- بسياري از صاحبنظران دلسوز و عاقبت انديش بود و با
استقبال آنان روبرو شد، ولي مخالفت برخي از افراد و جريان هاي سياسي را نيز
در پي داشت.
مخالفان، اگرچه انگيزه هاي متفاوتي دارند ولي براي ابراز
مخالفت خود به دلايل مشابه و يكساني متوسل شده اند كه به دليل اهميت موضوع
اشاره به نكاتي دراين باره و پاسخ برخي از توهم پراكني ها ضروري به نظر مي
رسد.
1- ظاهراً برخي از دوستان و شماري از دوست نمايان، برداشت ابتدايي و
ساده انديشانه اي از مقوله «جوان» و «جوان گرايي» دارند. يكي از مدعيان
اصلاحات و نماينده مشاركتي مجلس ششم مي گويد «اگر آنها، در گفتار خود صادق
هستند بايد اين رفتار را در تمام عرصه ها به نمايش بگذارند، به عنوان مثال،
در مجلس خبرگان، علي رغم احترامي كه براي اعضاي آن قايل هستم، لكن شرايط
به گونه اي است كه هر سال، يكي دو نفر از اعضاء به دليل كهولت سن فوت مي
شوند و...»
ظاهراً اين نماينده محترم مجلس ششم فراموش كرده است كه دارا
بودن «درجه اجتهاد» يكي از شرايط نمايندگي در مجلس خبرگان است و رسيدن به
اين مرحله بعد از سال ها تحصيل و كسب علم امكان پذير است، بنابراين به طور
طبيعي، اعضاي مجلس خبرگان افراد نسبتاً مسن خواهند بود، اگرچه برخي نيز در
سنين كمتر از حد انتظار به درجه اجتهاد مي رسند و نمونه هايي از اين افراد
در مجلس خبرگان كنوني حضور دارند.
2- بايد به اين نكته بديهي توجه داشت
كه «جواني» در دو عرصه «طبيعي» و «قياسي» قابل ارزيابي است و در هر يك از
اين دو عرصه، ميزان جواني با معيار خاص همان عرصه اندازه گيري مي شود.
در
عرصه طبيعي يا بيولوژيك تنها معيار و ملاك جواني، سال هاي سپري شده از عمر
افراد است، در اين حالت، يك انسان 30 ساله «جوان» و فرد 65ساله، «پير»
تلقي مي شود.
ولي در عرصه «قياسي»، ميزان «جواني» و «پيري» در مقايسه با
جايگاه اجتماعي و شخصيت حقوقي افراد قابل ارزيابي است. در اين عرصه، يك
مجتهد 65ساله، «جوان» است و يك فوتباليست 30ساله، «پير» خواهد بود.
بنابراين،
از آنجا كه مقصود از جوان گرايي، سپردن امور به جوانان است، به طور منطقي،
ميزان جوان بودن افراد در «عرصه قياسي» مورد نظر است و ايراد مورد اشاره
مخالفان، بي مورد خواهد بود.
3-برخي ديگر تأكيد بر جوان گرايي را با
انتخابات آينده رياست جمهوري مرتبط دانسته و گفته اند «آنها- يعني كساني كه
بر ضرورت جوان گرايي تأكيد ورزيده اند- مي خواهند چهره هاي جديد و
ناشناخته اي را به عنوان كانديدا به مردم تحميل كنند»! و يا اظهارنظر كرده
اند كه «طرح شعار جوان گرايي از سوي اقتدارگرايان -برچسبي كه اولين بار
راديو اسرائيل و پس از آن سركرده منافقين به اصولگرايان زد- عمدتاً با هدف
كنار نهادن كانديداهاي خاصي مطرح مي شود»!
در اينكه، دامنه جوان گرايي،
انتخابات آينده رياست جمهوري را هم فرا مي گيرد جاي ترديد نيست ولي برداشت
دوستان، غلط و توهم آلود است. چرا كه مطابق اصل 115 قانون اساسي؛ «رئيس
جمهور بايد از ميان رجال مذهبي و سياسي» انتخاب شود و حسن سابقه و امانت و
تقوي و مدير و مدبربودن از جمله شرايط او مي باشد. بنابراين، چگونه مي توان
يك كانديداي «ناشناخته»! را به عنوان رئيس جمهور، معرفي و -به قول آقايان-
به مردم تحميل كرد؟ آيا، انتخاب از ميان رجال سياسي و مذهبي و دارا بودن
«حسن سابقه» و ارزيابي «مدير و مدبر» بودن كانديداي رياست جمهوري، با
ناشناخته بودن و نداشتن سابقه مديريت كانديدا در تناقض نيست؟! بنابراين
ايراد اخير نيز، اگر غرض ورزي و توهم پراكني نباشد- كه انشاءالله نيست-
ناشي از درك ناقص و برداشت غلط از جوان گرايي است.
4- مي گويند كه طرح
«اتاق فكر» و «گردش نخبگان» يك موضوع انحرافي است! ولي نمي گويند كه
«انحراف» مورد نظر ايشان در كجاي اين طرح و پيشنهاد نهفته است؟!
يكي از
نمايندگان محترم مجلس ششم كه فردي اصولگرا نيز هست، در اين باره مي گويد
«طرح اتاق فكر، بايكوت كردن محترمانه نسل اول است، مطرح كنندگان اين طرح مي
خواهند نسل اول و افراد قديمي را محترمانه بايكوت كنند وگرنه، اين كار هيچ
معناي ديگري ندارد»!
اگرچه توضيح درباره ارزيابي «جواني» در دو عرصه
طبيعي و قياسي، نيازي به پرداختن بيشتر به اين توهم باقي نمي گذارد ولي
اشاره به اين نكته ضروري است كه گويا برخي از دوستان، «تفكر» و «انديشه» را
كار نمي دانند! و از اين سخن حكيمانه رسول خدا(ص) غافلند كه «يك ساعت تفكر
بر هفتاد سال عبادت برتري دارد.» البته، نبايد انكار كرد كه اگر تصور
دوستان از «اتاق فكر» و «گردش نخبگان»، تشكيل يك كانون بيرون از چرخه تصميم
گيري ها و سياست گذاري هاي نظام باشد، دغدغه ايشان قابل تقدير است و نتيجه
همان خواهد شد كه يكي از روزنامه هاي وابسته به حزب مشاركت به آن اشاره
داشته و «اتاق فكر» را به «خانه سالمندان» براي نسل اول انقلاب تشبيه كرده
است تا پيران باتجربه زير سايه بلند درختان سرو بلند آن، ايام بگذرانند و
دل خود را خوش بدارند كه ايام به كامشان است!
اما، «اتاق فكر»، «منطقه
بي طرف» يا «اتاق ايزوله» نيست، زيرا به قول حضرت امير عليه السلام، «آنچه
از علم بهتر است، تجربه است» و محروم كردن جامعه اسلامي از تجربه هاي
گرانقدر نسل اول انقلاب، گناهي نابخشودني است كه به يقين، بي عقوبت نخواهد
بود.
مقصود از «اتاق فكر»، فراهم آوردن زمينه لازم براي بهره گيري از
تجربيات گرانقدر و كارساز كساني است كه مي توانند در هدايت برنامه ريزي ها و
تصميم سازي هاي نظام نقش اصلي و تعيين كننده داشته باشند و در همه جاي
دنيا نيز، «اتاق فكر» با همين تعريف و جايگاه شناخته مي شود و البته،
چگونگي برقراري اين رابطه ميان اتاق فكر و چرخه اجرايي نظام، موضوعي است كه
بايد به گونه اي منطقي و مؤثر طراحي شود.
اساساً پيشرفت علوم-كه اداره
امور كشور از جمله آنهاست- مديون و مرهون تبديل «تجربه» به «تئوري» است و
آموزه هايي از اين دست، هميشه كارساز بوده اند كه شرح بيشتر آن در اين مقال
نمي گنجد.
5- و بالاخره، گردش نخبگان، ضروري ترين شرط و لازمه كادرسازي
است. چرا كه كادر و نيروي كارآمد در جريان عمل ساخته مي شود و كمترين غفلت
از اين مهم مي تواند آسيب هاي جدي در پي داشته باشد. كارآموزي دانش
آموختگان صاحب صلاحيت و آميزش تئوري ها با تجربيات كه روشي شناخته شده در
تمامي عرصه هاست، با همين منظور صورت مي پذيرد و...
تلك الايام نداولها بين الناس.
حسين شريعتمداري
بسم رب النور