جعفر رضازاده

بعد از اينكه به چند حوزه انتخابي سر زديم و انبوه جمعيت را ديديم و متوجه شديم كه حداقل ساعتي بايد صف بايستيم تا بتوانيم رأي خود را در صندوق بياندازيم، تصميم گرفتيم به يك روستا برويم و در آنجا اين تكليف را انجام دهيم. اما صف تشكيل شده را بعد از اينكه از حوزه بيرون آمديم طويل تر ديديم و گويي ديگران هم چنين تصميمي گرفته بوده و از شهر آمده بودند تا هم تفرجي كنند در باغات اطراف شهر و هم رأي خود را به صندوق بياندازند.
دخترم كه دوم ابتدايي را تمام كرده است بعد از هر جريان يا اتفاقي كه مي بيند آنرا در خانه بازسازي مي كند و بلافاصله بعد از انداختن رأي مادرش به صندوق كه البته براي خالي نبودن عريضه با اجازه مسئول مربوطه انگشتش را هم به استامپ زد، تصميم گرفت در خانه اين واقعه را نيز بازسازي كند. تا به خانه رسيديم سطلي پلاستيكي آورد و دري روي آن گذاشت و درب پلاستيكي اش را سوراخ كرد و استامپ آورد و عروسك هايش را به رأي گيري دعوت كرد و ما را هم بي نصيب نگذاشت و سطل پر از رأي شد.
هنگام شمارش آراء شد، با وسواس آنها را درآورد و شمرد. نتيجه رأي گيري اين شد كه فلاني و فلاني و فلاني رأي قابل توجهي نياوردند اما احمدي نژاد تقريباً دو برابر موسوي رأي آورد صبح كه كانال 6 يعني شبكه خبر را باز كردم ديدم عروسك هاي دخترم تقريباً نسبت رأي دادنشان مثل آمار اعلام شده است و برايم جالب بود كه يك دختر دوره ابتدايي اين را فهميد كه در اين كشور چه نسبتي در انتخابات حاكم است اما وقتي اعتراضات هيجاني گروهي را ديدم فهميدم كه رهبران فكري آنها از چنين نسبتي شگفت زده شده اند.
براي اينكه ما بتوانيم چنين نسبتي را درك كنيم بايد بدانيم كه اين رأي ها از كجا آمده اند. هر رأي كه به صندوق انداخته شده است نشان دهنده يك اتفاق است. ميرحسين موسوي و اردوگاه حامي وي توانسته اند يك اتفاق احساسي را ايجاد كنند. رأي كمي هم نيست، در دوره هاي قبل با همين رأي مي شد رئيس جمهور شد، بنابراين نمي توان گفت موسوي رأي كمي آورده است بلكه رقيب او رأي بسيار زيادي آورده است اما اين رأي ها منشا احساسي فقط نداشتند هر رأي احمدي نژاد نشاني از يك كار و تلاش بود كه چون مثل موي رگ بودند ديده نشدند اما وقتي با هم جمع شده و يك جريان را به راه انداختند حجم شان نمايان شد.
هر رأي احمدي نژاد نشان از يك اتفاق بود، اتفاقي كه در روستاها افتاده است و در دور دستها، هر رأي نشان يك لوله آب است كه به يك نقطه محروم رسيده، تير برقي است كه روشنايي به خانه اي برده است، خانه اي است كه يك پيرزن را در خود جاي داده است، آسفالتي است كه دهي را از گرد و خاك نجات داده است. هيچكدام از اين آدمها در اينترنت خود را عرضه نمي كنند، هيچكدام شان رنگ به صورت نمي زنند و فرياد نمي كشند اما وقتي فرصت اين را پيدا مي كنند تا در تكه كاغذي نظر خود را بنويسند، حرف دلشان را مي زنند. آنها يك دوره پرهيجان را در دوره انتخابات ديدند اما 4 سال بود كه مي ديدند مسئولينشان از بس كار دارند وقت نمي كنند به دعواهاي ساختگي بپردازند. گاه مي ديدند كه توپي به زمين حريف شوت مي شد و تا آنها سرگرم آن بودند اينها كارشان را مي كردند. البته ديدند كه خيلي ها كنار كشيدند تا اين دولت از پا بيفتد و نبودنشان تجربه عمومي دولت را پايين آورد اما كم نياوردند و اميدشان به اين است كه در اين دوره آزموده تر كار كنند و محكم به آرمانها بچسبند.
مادري كه تمام تبليغات پسرش روي نظر وي تاثير نمي گذارد و باز به احمدي نژاد رأي مي دهد، در مشي او چيزي مي بيند كه اردوگاه مخالف نمي تواند آنرا ببيند و اين نديدن ها نتيجه ايجاد فضاي پرهياهو و كارناوال هاي خياباني است كه امر را براي ايشان مشتبه كرد كه برنده نهايي هستند ولي بايد بدانند پارادايم هاي شان دچار يك پرسش اساسي شده است و هرگاه تهييج جاي تحليل را بگيرد يك جريان با همان قدرتي كه پيش مي رود، درهم مي شكند.
وقتي در دوره تبليغات انتخاباتي از دوستانم نظرشان را درباره نامزدهاي انتخابات مي پرسيدم، دوستي اين را برايم فرستاد: دوست عزيز سالهاست كه آرمانهاي امام مجال هر انتخاب را از من و شما سلب كرده و عليكم السلام، برايم جمله اش مبهم بود. زنگ زد و توضيح داد كه راه مشخص است و احمدي نژاد چون آرمانهاي امام را پي گير است ديگر انتخاب بي معناست و حتماً بايد او بيايد. اما در سوي ديگر هيجان به قدري بالا بود كه مي گفتند اگر دور اول نبرديم فلان مي كنيم، اين براي يك تشكيلات كه مي خواهد كشوري را اداره كند خوب نيست كه در هواداران خود اين حس را ايجاد كند كه ما مي شويم و اگر نشديم كل سيستم را به هم مي ريزيم.
ايجاد موج در جوانها چندان سخت نيست، اما حال افسردگي بعد از ناكامي كه در اثر ايجاد ذهنيت كاملاً غلط ايجاد شده است را چه كسي برعهده مي گيرد؟ چرا هواداران را در مسير يك طرفه هدايت مي كنيم كه ديگر نتوانند برگردند؟ يك هوادار هميشه بايد آمادگي اين را داشته باشد كه اگر هواداران رقيب تعدادشان بيشتر بود چگونه تحمل كند. مردم سالاري نياز به تحمل، عقل و احترام به رأي ديگران دارد كه به نظر مي رسد گروهي اندك از آن هراس دارند كه قطعاً فهم مردم آنها را ناكام مي گذارد.