پهلوان پنبه هاي ... !
اگرچه مجال زيادي براي حال و احوال نيست اما به شرط ادب ايراني و رسم اسلامي؛ سلام.
سلام برادرم، درود خواهرم.
ديشب
ميان آنهمه دود و سنگ و فرياد و صداي گوش خراش بوق اتومبيلها آنقدر سرت
شلوغ بود كه حتي متوجه حضور ما نشدي. كمي فكر كن، شايد الان كه قدري آرام
شده اي ما را به ياد بياوري.
بله، آن موتورسوار بخت برگشته اي كه براي
نان شب فرزند بيمارش آن وقت شب مشغول بردن پيتزا براي مشتري بود از ما بود و
تو غافل و بيرحمانه موتوري را كه با هزار مشقت قسطي خريده بود، آتش زدي تا
بي مزد و منت خدمتي بزرگ به كساني كني كه از پشت شان شبكه الجزيره از
بالكن هتل استقلال كه درست مشرف به مكان تو بود با شادي و شعف و صف ناپذيري
بصورت live (زنده) عمل قهرمانانه تو را به تمام دنيا نشان دادند- و شبكه
هاي CNN و بي بي سي و VOA و شبكه پنتاگون براي تو كف زدند! آري، آن زوج
جوان كه بهمراه نوزادشان فقط به جرم اينكه نام كانديداي مورد علاقه خود را
پشت ماشينشان زده بودند و تو ناجوانمردانه چادر از سرناموس هموطنت كشيدي و
مرد او را بشدت مجروح كردي، هم از ما بودند. راستي من هم بين همان كساني
بودم كه پشت چراغ سبز شما مجبور به توقفي چند ساعته شدم و چون بوق اتومبيلم
قطع بود تاوان آنرا با شكستن شيشه هايم دادم. خيلي ممنونم.
ديشب نشد از تو بپرسم چه خبر شده؟
از
اينكه مردم و اكثريت ايشان با نظر تو مخالف بودند و راي به كانديداي تو
نداده اند ناراحت بودي يا اينكه هنوز شمارش آراء تمام نشده آنرا تقلبي مي
دانستي؟
ديشب دلم بحال خودمان سوخت كه چه ساده فريبمان مي دهند.
همانهائيكه ادعاي مدنيت و قانون مداري ايشان گوش فلك را كر كرده و هنوز نمي
خواهند بفهمند براي اعتراض راههاي قانوني بسياري وجود دارد. اما چرا آنها
بجاي اعتراض منطقي همانطور كه به صورت خود نقاب ديانت و دموكراسي زده اند
بر صورت تو هم نقابي سبز رنگ زدند همان رنگ سبز سيادتي كه اين چند روز حتي
دورگردن سگهاي زينتي هم ديديم!
وقتي وزارت كشور اعلام مي كند علي رغم
تمام نظارتهاي پاي صندوقهاي رأي حاضر است هرگونه شبهه اي را در حضور
كانديداي معترض برطرف نمايد و با اينحال فرد معترض بجاي دفاع منطقي از حق
مورد ادعاي خود شما را وسيله جرزني سياسي خود مي كند، براي اينكه حق و ناحق
را بشناسي فقط كافي است سري به العربيه و فرانس 24 و فاكس نيوز بيندازي
تا ببيني دشمن قسم خورده تو و ملت تو طرفدار چه كسي است؟
يادت نرفته آن
روزي كه عربهاي سعودي در ورزشگاه آزادي ما را شكست دادند و هلهله و رقص
آنها غيرت ملي تو را لرزاند. اگر دلت آمد و طاقت داشتي سري به شبكه هاي KBS
و الجزيره بزن تا رقص مستي آنها را امروز هم ببيني.
عزيزم كمي منطقي
فكر كن، درست است رأي موسوي در شمال و غرب تهران بالا بود اما اگر سري به
نازي آباد و حكيميه و شهرري و باقرآباد و صدها محله مركز و جنوب تهران مي
زدي و برخلاف مرشدان كاخ نشينت در روستاها و شهرستانهايي كه نسيم عدالت را
در طول 4 سال گذشته حس كرده اند هم قدم مي گذاشتي متوجه مي شدي كه بين 39
ميليون راي كل كشور حتي اگر بر فرض محال تمام رايهاي تهران را به نام
موسوي مي دادند باز هم قطره اي از دريا بود.
دروغ هر قدر بزرگتر باشد
باورپذيرتر مي شود. عزيز من مگر امكان دارد در 24 ميليون راي تقلب كرد؟!
در پايان درد دلهايم سوال ديگري مي پرسم و يا علي. اگر واقعاً راي تهران و
شهرستانها را دزديدند پس چرا غير از چند نقطه محدود بالاي شهر از هيچ محله
ديگري يا شهر ديگري صداي اعتراضي بلند نشد؟ اگر واقعاً اين اعتراض يك خيزش
ملي است پس چرا عموم مردم تنها تماشاچي اين تأتر هستند؟ چرا پس به زور
ايجاد ترافيك مردم را وادار به تماشاي اعتراض خود مي كرديد؟
راستي! وقتي
شجاعت!! تو را ديدم، يادم به جمله اي از «شف زئيف» استراتژيست معروف رژيم
صهيونيستي افتاد كه در جريان جنگ 33 روزه در وصف سربازان اسرائيلي با تاسف
گفته بود؛ «سربازان ما فقط براي كشتن كودكان و زنان بي سلاح در خيابان ها
آموزش ديده اند»!
محمد صبورزاده
بسم رب النور