وقتي همه ناظرند ...
ميثم نجات
تقريبا همه ما ايراني ها عادت كرده ايم كه تا مهلت راي
گيري به پايان مي رسد، سراغ آن دسته از اقوام و آشنايان را بگيريم كه به
عنوان ناظر و مجري و نماينده كانديدا و... سر صندوق هاي مختلف حاضر بوده
اند. با چند تماس تلفني مي شود آمار نسبي آراي اخذ شده را به دست آورد. چند
سال پيش كه تكنولوژي هنوز به بازار نيامده بود تا در شعب اخذ راي رايانه
مستقر كنند و بلافاصله پس از اتمام شمارش آرا، با يك كليك نتايج راي گيري
را به وزارت كشور منتقل كنند، دوستي مي گفت، مردم قبل از فرمانداري و وزارت
كشور از نتيجه انتخابات باخبر مي شوند!
حضور مردم به قدري در جريان
انتخابات پررنگ است كه اگر نگوييم هر خانواده مي توان گفت هر محله اي يك
نماينده در مراحل مختلف از اخذ راي گرفته تا شمارش و نظارت و... دارد، و
اين وجه تمايز انتخابات در ايران با انتخابات در ساير كشورها است.
اگر
گفته مي شود «در انتخاباتي كه مردم، شوراي نگهبان و روحانيت عزيز ناظرند،
امكان تقلب وجود ندارد»، به اين خاطر است كه هر ايراني صاحب دو چشم ناظر بر
روند انتخابات است. سال 78 يادتان هست؟ در انتخابات مجلس ششم گروهي عزم
كرده بودند كه دست در آراي ملت ببرند، اما رسوا شدند. شناسنامه هاي جعلي كه
اين گروه براي سوءاستفاده از آنها و افزايش آراي كانديداهاي خودشان در يك
آهنگري در اسلامشهر مخفي كرده بودند، توسط همين مردم كشف شد تا دست رئيس
وقت ستاد انتخابات كشور رو شود و قوه قضاييه او را محكوم كند.
چشم هاي
ناظر ملت هيچگاه اجازه نداده است كه كسي به آراي آنها خيانت كند. كوچكترين
حركت نامربوطي در روز انتخابات از چشم ملت پنهان نمي ماند. اين است كه
امروز، مدعيان دموكراسي رانده شده از سوي ملت، اگر ادعاي تقلب در انتخابات
را دارند، نمي توانند حتي به يك نمونه تقلب اشاره كنند! اين است كه حرف
هايي خنده دار را پايه مخدوش خواندن انتخابات مي كنند. خانم رهنورد همسر
آقاي موسوي كه شكايت به بنگاه سخن پراكني انگليسي ها برده بود، وقتي از او
پرسيدند دليل شما براي مخدوش خواندن انتخابات چيست، گفت: چون آقاي موسوي
فرزند آذربايجان است، آذربايجاني ها بايد به ايشان راي داده باشند، من هم
چون لر هستم، آقاي موسوي داماد لرها محسوب مي شود، پس نتيجه مي گيريم كه
لرها نيز بايد به آقاي موسوي راي بدهند نه به آقاي احمدي نژاد!
وجه
مشترك همه داد و قال هاي اصلاح طلبان اين است كه نمي توانند بر آراي ملت
خدشه اي وارد سازند، چون مي دانند و خود اعتراف كرده اند كه وقتي ملت ناظر
بر انتخابات است، تقلب غيرممكن است، مي ماند حرف هايي بي اساس مانند آنچه
گذشت كه نه با عقل جور درمي آيد و نه با منطق... اينها را نيز بايد گذاشت و
گذشت كه براي آيندگان لطيفه هايي هستند خواندني!
بسم رب النور