احزاب اپوزيسيون؟!
احزاب اپوزيسيون؟!
نويسنده: سيدياسر جبرائيلي
احزاب و جريان هاي سياسي در هر كشوري، به گروهي از افراد
اطلاق مي شود كه با ديدگاه هاي متفاوت، اغلب راهكارهاي مختلفي براي اداره و
پيشبرد اهداف نظام سياسي آن كشور ارائه مي كنند. اما فصل مشترك همه اين
احزاب و گروه هاي سياسي اين است كه در خدمت اهداف بلندمدت و ارزش هاي
بنيادين كشور خود هستند.
به عنوان مثال، نظام سياسي آمريكا مبتني بر
«دموكراسي» مورد ادعاي اين نظام است و اين دموكراسي به گونه اي ماهيت نظام
سياسي آمريكا را تشكيل مي دهد؛ يا هدف بلندمدت آمريكا ايجاد جهان تك قطبي و
حكومت بر دنياست. رفتار دو حزب سياسي موجود در آمريكا در قبال اين دو
«ارزش» و «هدف» كاملامشهود است. تاريخ به ياد ندارد كه سران، رهبر، يا
سخنگوي يكي از اين احزاب، ماهيت نظام سياسي آمريكا را زير سؤال برده و از
ارزش هايي خارج از اين چارچوب دم بزند. وقتي هدف آمريكا تسلط بر جهان است،
دموكرات ها و جمهوريخواهان، شايد راهكارهاي متفاوتي براي اين هدف ارائه
كنند، اما خيال حكومت بر جهان را از ذهن خود خارج نمي كنند. سياست آمريكا
در قبال جمهوري اسلامي ايران نمونه خوبي براي اين مورد است. «كنت تيمرمن»
عضو ارشد سازمان جاسوسي آمريكا در بهمن سال 79 اعلام كرد، «اصل جمهوري
اسلامي منافع آمريكا را تهديد مي كند، پس بايد براي تغيير ماهيت و جوهره آن
كوشيد كه نتيجه اين تغيير ماهيت با سرنگوني يكي است.»پس از پيروزي انقلاب
اسلامي، محافل قدرت در آمريكا هم چهره هاي دموكرات ، و هم چهره هاي
جمهوريخواه را به خود ديده است، اما هيچ گاه «هدف» براندازي نظام جمهوري
اسلامي، از ليست «ارزش ها» و «اهداف» احزاب و نظام سياسي آمريكا خارج نشده
است.در ماده يك از فصل اول قانون فعاليت احزاب جمهوري اسلامي ايران نيز،
حزب، جمعيت، انجمن، سازمان سياسي و امثال آنها تشكيلاتي تعريف شده است كه
داراي مرامنامه و اساسنامه بوده و توسط گروهي از افراد «معتقد به آرمان ها و
مشي سياسي معين» تاسيس شده و اهداف، برنامه ها و رفتار آنها به گونه اي با
اصول اداره كشور و «خط مشي نظام جمهوري اسلامي ايران» هماهنگ است.
حال
بايد پرسيد، آيا همه فعاليت هاي احزاب و جريان هاي سياسي موجود در كشور
ما، طبق اين قانون، يا حداقل طبق آنچه كه در نظام هاي سياسي دنيا مرسوم
است! صورت مي گيرد؟
تحليل و بررسي كاركرد برخي احزاب و جريان هاي
سياسي موجود در كشور نشان مي دهد كه اين گروه ها در بسياري از موارد پا را
از كاركرد يك حزب فراتر گذاشته اند. يعني از حيطه سياستگذاري در چارچوب
نظام -كه مربوط به آنان است- خارج شده و نه تنها اصول و «خط مشي» نظام
سياسي كشور را دنبال نكرده اند، بلكه در جهت مخالف اهداف و ارزش هاي جمهوري
اسلامي حركت كرده اند.ماحصل انقلاب بزرگ ملت ايران در سال 1357 نظامي
حكومتي است كه بر پايه آموزه هاي اسلامي و ديني استوار است. هدف نهايي اين
نظام نيز همانگونه كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي آمده است، جاري كردن
آموزه هاي الهي در كشور و تامين قسط، عدل، استقلال سياسي و اقتصادي و
اجتماعي و فرهنگي و همبستگي ملي است.اما متاسفانه گاه ديده مي شود احزابي
كه بايد در چارچوب اين نظام فعاليت كرده و راهكارهاي سازنده اي براي نيل به
اهداف اسلامي كشور ارائه كنند، ساز ديگري مي زنند.نگاه برون ديني به مسائل
انقلاب و نظام كه ريشه در ديدگاه ليبراليستي دارد، عدم اعتقاد و پايبندي
به بنيان هاي فكري نظام و حتي گاها زير سؤال بردن آنها، انكار اصل نظام و
بعضا ترديد در احكام و مسلمات دين و... شاخصه حيات سياسي برخي جريان ها
بوده است. اين امر به وضوح در سخنان و نوشته هاي اين افراد و گروه ها ديده
مي شود؛ تا جايي كه به قول آن دوست بزرگوار، كاركرد برخي «روزنامه ها» به
«شب نامه» تغيير يافته و اصل نظام را نشانه رفته است!ترديدي نيست كه در هر
كشوري ممكن است گروهي هرچند اندك به مخالفت با اصول و ارزش هاي نظام حاكم
برخاسته و منافع خويش را دنبال كنند. اما بايد توجه داشت كه اين گروه ها نه
حزب و جريان سياسي -كه در چارچوب قانون اساسي و نظام فعاليت مي كنند- بلكه
جريان هاي اپوزيسيوني هستند كه هدف براندازي و استحاله از درون را دنبال
مي كنند... و نگاه به آنها نبايد با نگاه به يك «حزب، جمعيت، انجمن، سازمان
سياسي و...» يكي باشد .
بسم رب النور