ملاقات با خود !
ع- ثقفي
ظرف رسانه كه خالي شود، چاره اي ندارند جز پر كردن آن از طريق ملاقات با خود! دكتر به ديدن مهندس مي رود، مهندس به ديدن شيخ مي رود و شيخ هم شرفياب محضر سيد مي شود! حال دكتر كيست؟ سيد كدام است؟ و مهندس و شيخ كيستند؟ اين مسئله اي است كه آن را با كمي جابجايي در القاب حل مي كنند. وقتي به سيد نياز دارند، همه سيد مي شوند و وقتي هم به حجت الاسلامي نياز است، حجت ها راه مي افتند و در غير اين صورت دور دور دكتر و مهندسي است. شيخ هم كه از قافله جا مانده است و هميشه مي ماند، عليرغم كهولت قرار است برود انگليس مدرك دكترا هم بگيرد. حالا اگر نشد و نتوانست اكسفورد و منچستر كاري كند، هاروارد و هاوايي يك كاري برايش خواهند كرد و انگشترشان را برايش پست خواهند كرد.
از القاب كه بگذريم نوبت تفاخر است: نام يكي را مدام به دوران دفاع مقدس آويزان مي كنند در حالي كه نوچه گانش به بسيج مدام اهانت مي كنند، آن وقت به جاي آنكه بطور روشن بيايد و اين اهانتها را محكوم كند، فقط دوران دفاع مقدس را دستمايه تبليغ خود و آناني قرار مي دهد كه كمترين حضور را در جبهه داشته و يا اصلا حضور نداشته اند!
اين از القاب و تفاخرات، حالا مي ماند عكس و تفصيلات- عكس امام(ره) هم نبايد فراموش شود وگرنه روزنامه را تجديد چاپ مي كنند!- آقايان بنا به دستور عكاس روزنامه مي نشينند جلوي شوفاژ و عكس مي گيرند- پس زمينه در حال غوغاست!- روي ميز هم به اندازه خود ميز! ديس شيريني مي گذارند، قرار است سور و سات اصلاحات بزرگنمايي شود و خماري ايام اصلا به چشم نيايد. موضوع صحبت از قضا دروغ و بديهي است، دروغهايي كه گفته شده است جاي خود، بديهيات هم انكار مي شود.
يكي مي گويد مي گويند در شرايط جنگي هستيم و دروغ مي گويند!
ديگري هم مي گويد آقايان توضيح دهند كه روز فلسطين چرا مردم دو دسته شدند؟
اولي كه حقيقت جنگ و تحريم ها و تهديدها را كتمان مي كند، درست كاري را مي كند كه مدام اوباماي آمريكايي مي كند، يعني تجاهل!
دومي هم كه مردم را به دو دسته گي در روز قدس متهم مي كند، در برابر اين حقيقت كه سبزنماها در هيچ راهپيمايي انقلابي تاكنون شركت نداشته اند، كاري را مي كند كه بي بي سي دروغ پراكن مي كند، يعني تغافل!
اينجاست كه ملاقات و مقارنه تغافل و تجاهل رخ مي دهد. حالا هدف و كارش چيست؟ سه چيز:
- اولين چيز آن است كه خودشان را جاي مردم
بگذارند و مردم را جاي دشمن
- دومين چيزگذاشتن خودشان جاي دشمن است و گذاشتن مردم جاي خودشان
- سومين چيز هم گذاشتن دشمن جاي مردم و گذاشتن مردم جلوي دشمن است!
مشكلشان هم دقيقا و عميقا چند چيز است:
- با ادعاي خط امام مطرودان امام را سر كار آورند
- خودشان را همچنان براي رهبري و امت لوس كنند
- دوستان بيكارشان را همچنان سر كار بگذارند!
وگرنه اگر نبود همين چند پاره چيز فوق الذكر، اينان را چه به سياست و حكومت؟ كساني كه بريدگان جناح بي سامان خود را متهم به خيانت و يا دروغ مصلحت آميز مي كنند و خواهان هرج و مرج در ساحت جامعه به بهانه ايام و مناسبتها مي شوند، بي آنكه ردي از رداي آنان حتي در مناسبتي كوچك در اين انقلاب حماسه باشد. براستي آنان را چه به تهديد و رجزخواني؟ رجز چه را مي خوانند و براي كه؟ پشت چه چيز سنگر مي گيرند و براي چه؟ انقلاب را از مناسبت انقلابي خود مي ترسانند؟ اگر آري، چه شد كه در روز قدس از ميان امت گريختند؟ اينان بايد بدانند كه 13آبان كه سهل است در هر مناسبت ديگر اين ملت عرصه هاي انقلاب را براي آشوب آشوبگران و فتنه فتنه سازان خالي نخواهد گذاشت. اگرچه اينان هيچگاه با چشم بسته نخواهند توانست نسبت ها و تناسب ها را دريابند، درست مثل نسبت قندان و كاسه و ليوان و ديس شيريني با ميزشان!
بسم رب النور