پايان ديكتاتورها
م. فرقاني
به فرازهايي از پيام استيصال يك ديكتاتور توجه كنيد:
... شما ملت ايران عليه ظلم و فساد به پا خاستيد.
... انقلاب ملت ايران نمي تواند مورد تأئيد من، به عنوان پادشاه ايران و به عنوان يك فرد ايراني نباشد.
...
من به نام پادشاه شما كه سوگند خورده ام كه تماميت ارضي مملكت، وحدت ملي و
مذهب شيعه اثناعشري را حفظ كنم بار ديگر در برابر ملت ايران سوگند خود را
تكرار مي كنم و متعهد مي شوم كه خطاهاي گذشته ديگر تكرار نخواهد شد!
متعهد مي شوم كه خطاهاي گذشته ا ز هر جهت جبران نيز خواهد شد.
من
در اينجا از آيات عظام و علماي اعلام كه رهبران روحاني و مذهبي جامعه و
پاسداران اسلام و به خصوص مذهب شيعه هستند تقاضا دارم تا با راهنماييهاي
خود و دعوت مردم به آرامش و نظم براي حفظ تنها كشور شيعه جهان بكوشند!
... من نيز پيام انقلاب شما ملت ايران را شنيدم...
...
تضمين مي كنم كه حكومت ايران در آينده براساس قانون اساسي، عدالت اجتماعي و
اراده ملي و به دور از استبداد، ظلم و فساد خواهد بود.
... و بدانيد
كه در راه انقلاب ملت ايران عليه استعمار، ظلم و فساد، من در كنار شما
هستم! و براي حفظ تماميت ارضي، وحدت ملي، حفظ شعائر اسلامي و برقراري آزادي
هاي اساسي و پيروزي و تحقق خواستها و آرمانهاي ملت ايران همراه شما خواهم
بود! و ...
ديده بگشا!
اين پيام ملتمسانه و اين اعتراف سنگين از طرف
كسي است كه او را خدايگان مي ناميدند! حيطه اختيارات وي پس از 37 سال
حكومت بر اين سرزمين و مجموعا 57 سال حكومت خود و پدرش در اين مرز و بوم تا
آنجا گسترده است كه هزاران هزار مأمور كاركشته و زبده سازمان جهنمي
اطلاعات و امنيتش خود را بندگان خاك پاي همايوني اش خطاب مي كردند.
اين
عجز و لابه و استغفار به پيشگاه ملت ايران از سوي كسي بود كه به جاي آرزوي
رابطه با آمريكا و روياهاي خوش آينده در لوس آنجلس و سانفرانسيسكو و
لاسهاي سياسي با نوكران كاخ سفيد، هزاران مستشار نظامي و سياسي و امنيتي
آمريكا را در خدمت خود داشت.
اينها ناله هاي عاجزانه كسي است كه
سكولاريسم را علنا در ساز و كارهاي حكومتي جاري ساخت. تاريخ هجري را عوض
كرد، خود را پادشاه پادشاهان مي دانست و اين اقدامات را نه در تخيلات بلكه
با اتكاء به ميداني كه قدرتهاي جهاني براي وي فراهم كرده بودند از ژاندارمي
منطقه تا دراختيار گذاردن امكانات نظامي و سياسي و تبليغي و فرهنگي جهاني
به انجام مي رساند. اما طوفان خشم و انقلاب ملت او را جارو كرد و برد.
ديروز شاه، امروز صدام و فردا لابد نوبت ديكتاتورهاي بزرگي است كه به اسم
دموكراسي و حقوق انسان، بر گرده او سوار شده و تصاوير وحشتناكي از حيوان
صفتي را در زندان هاي ابوغريب و گوانتانامو خلق كرده اند.
روز شكست قطعي شيطان دور نخواهد بود، انشاءالله.
بسم رب النور