برچسب ناچسب!
بعضي افراد وقتي از حل مسئله اي عاجز و درمانده مي شوند، صورت مسئله را
پاك مي كنند! در بازي هاي كودكانه نيز وقتي يك طرف، بازي را باخته مي
بيند، چون تحمل آن باخت برايش سخت و دشوار است، قبل از اين كه بازي به
پايان برسد، به بهانه اي شروع به شلوغ كاري مي كند و اصل بازي را به هم مي
زند! اين قاعده متأسفانه شامل برخي از آدم بزرگ ها به ويژه اهالي سياست نيز
مي شود و به محض اين كه موقعيت و قدرت خويش را در پي يك اشتباه و يا
ارتكاب يك عمل خلاف در معرض خطر مي بينند، اصل موضوع را منكر شده و آنرا يك
بازي فريب و از جانب رقباي سياسي قلمداد مي كنند و سعي مي كنند موضوع را
مخدوش و غيرواقعي جلوه دهند، در حالي كه همه شواهد و قرائن و اسناد و مدارك
از وقوع يك جرم حكايت مي كند.
در دهه اخير، اين موضوع براي نخستين بار،
زماني كه شهردار اسبق تهران و تعدادي از مديران وي به اتهام حيف وميل بيت
المال و بذل و بخشش هاي غيرقانوني به پاي ميز محاكمه كشانده شدند، نمود
پيدا كرد و گروه سياسي حامي شهردار وقت با استفاده از اهرم رسانه اي و
روزنامه هايي كه در اختيار داشت، سعي كرد به پرونده و جريان دادرسي برچسب
سياسي بزند و دبيركل خويش را از مخمصه اي كه در آن گرفتار آمده بود، نجات
دهد، اما محتويات پرونده آنقدر محكم و مستدل بود كه شانتاژ آن گروه در جهت
دادن به افكار عمومي مؤثر واقع نشد و از تبليغات رسانه اي نيز براي منحرف
كردن جريان پرونده و سياسي جلوه دادن موضوع كاري برنيامد. آثار سوئي كه
مديريت چندساله آن فرد و همفكرانش بر شهر تهران و زندگي مردم گذاشت و تبعات
زيانبار آنرا هنوز هم شاهد هستيم و گذر زمان حقانيت دادگاه و مسير رسيدگي
به پرونده را بيش از پيش اثبات كرد، به گونه اي كه بسياري از شهروندان
تهراني بر اين باورند كه شهردار اسبق تهران و مديران همكارش به خاطر ايجاد
هرج ومرج در ساختمان سازي، بر هم زدن معماري شهري، تغيير كاربري هزاران
هكتار باغ و فضاي سبز براي ايجاد برج هاي بلندمرتبه و قطع ريه هاي تنفسي
تهران، مي بايست علاوه بر موارد مطروحه در پرونده، به اتهام ايجاد آلودگي
هوا و مشاركت در مرگ تدريجي ميليونها شهروند نيز محاكمه و مجازات مي شدند.
پس
از آن ، بحث برخورد با صاحبان اموال نامشروع و مقابله با ثروت هاي
بادآورده پيش آمد، كه در اين موضوع نيز چون پاي برخي از دانه درشت ها و
افراد وابسته به گروه هاي سياسي در ميان بود، به اين بحث نيز برچسب سياسي
زدند و به رغم استقبال افكار عمومي و عطشي كه جامعه براي مقابله با زالوهاي
اقتصادي و مرفهان بي درد داشت، اجازه ندادند كه صاحبان اموال نامشروع و
غارتگران بيت المال، شناسايي و مجازات شوند.
وقتي موضوع برقراري امنيت
در جامعه و مقابله با اراذل و اوباش و بزهكاران اجتماعي مطرح شد و نيروي
انتظامي براي برخورد با اخلال گران وارد عمل گرديد، باز هم همان طيف سياسي
كه در آن موقع خط ايجاد هرج و مرج و اغتشاش را دنبال مي كرد، بر اين اقدام
ارزنده حافظان امنيت جامعه كه منجر به آسايش و آرامش عمومي مي گرديد، برچسب
سياسي زد و در واقع به دفاع از اراذل و اوباش برخاست!
زماني كه بحث
توسعه فضائل اخلاقي، گسترش روحيه معنويت، ترويج ارزش ها و سالم سازي فضاي
جامعه مطرح گرديد، بار ديگر يك گروه سياسي كه داعيه اصلاحات داشت به مقابله
با اين موضوع برخاست و آن را يك اقدام سياسي براي منحرف كردن مسير اصلاحات
قلمداد كرد. گويي كه معنويت و اخلاق و ادب و متانت در نقطه مخالف اصلاحات
قرار دارد!
وقتي از اصلاحات واقعي يعني مبارزه با گراني، تورم، بيكاري،
فقر، تبعيض و بي عدالتي سخن به ميان آمد و دلسوزان جامعه و رسانه هاي مستقل
و مردمي به بسط و تشريح اين مباحث و نيازهاي معيشتي و گرفتاري هاي زندگي
مردم به ويژه قشر جوان و جوياي كار پرداختند، باز هم همان گروه هاي سياسي
پرمدعا كه همفكرانشان مجلس و دولت را در اختيار داشتند و هيچ اقدام مثبتي
براي حل مشكلات اساسي مردم انجام نداده بودند، طرح اين مباحث را يك عمل
فريبكارانه از سوي رقباي حزبي براي مقابله با توسعه سياسي و دموكراسي و
آزادي قلمداد كردند و هركس از گرفتاري هاي معيشتي مردم و نابرابري هاي
اقتصادي سخن مي گفت، چنان او را به تيغ كين مي زدند كه گويي كفر ابليس است!
در
موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادي و دادگاه هايي كه براي محاكمه مفسدان مالي و
سوءاستفاده كنندگان از بيت المال برگزار شد و همچنين در قضيه مقابله با
پايگاه هاي مطبوعاتي دشمن و فروشندگان اطلاعات به بيگانگان نيز باز هم همين
عمل از سوي افراطيون مدعي اصلاحات تكرار شد و بر اين مباحث نيز برچسب
سياسي زدند و آن قدر در اين قضايا و صدور برچسب سياسي، افراط كردند كه
امروز در ميان افكار عمومي به عنوان وكيل مدافع خلافكاران اشتهار پيدا كرده
اند!
حتي اگر يك آدم كاملا غيرسياسي كه سرش به كار و زندگي خودش گرم
است، از سوي يكي از وابستگان به گروه هاي سياسي مدعي اصلاحات، مورد بي
حرمتي قرار گيرد و به خاطر تضييع حقوقش به تظلم خواهي برخيزد، همين آدم
غيرسياسي را نيز به سياسي كاري و اجير شدن از سوي رقباي حزبي متهم مي كنند و
با شانتاژ و فريبكاري اجازه نمي دهند كه حقوق پايمال شده اين فرد مستفاد
گردد. عمل زشت آن وزير مستعفي و جفايي كه در حق يكي از همسرانش روا داشته و
سياسي جلوه دادن اين موضوع از سوي يك روزنامه زنجيره اي و به تبع آن درج
جوابيه زني كه مورد ظلم واقع شده، جديدترين نمونه از اين رسوايي است، ولي
ديگر حناي سياسي كاران براي مردم، رنگ ندارد و اگر تا چند سال پيش با
جوسازي و تبليغات رسانه اي، برخي افراد زودباور را مي فريفتند، امروز برچسب
سياسي براي گول زدن مردم و فراري دادن خلافكاران مدعي اصلاحات، برچسبي
ناچسب است و ديگر از اين اجاق براي آنان آبي گرم نمي شود.
عليرضا ملكيان
بسم رب النور