دو سال بعد از چالش سخت و پرتنش درباره فعاليت هسته اي كشورمان كه با رفت و آمدها و بايدها و نبايدهاي فراواني همراه بود، اكنون بار ديگر به نقطه شروع رسيده ايم. در نشست پاريس- كه با توجه به شرايط از پيش تعيين شده، حضور هيئت ايراني در آن غيرقابل توجيه بود- آمريكا و لابي صهيونيست ها از زبان سه كشور اروپايي، انگليس، فرانسه و آلمان «حرف آخر» را زدند كه چيزي غير از همان حرف اولشان نبود. آنها با صراحت اعلام كردند كه خواستار محروميت ايران از فن آوري هسته اي و توقف كامل فعاليت هاي اتمي كشورمان هستند و تهديد كردند كه اگر جمهوري اسلامي ايران به اين خواسته آمريكا و متحدانش تن ندهد، پرونده هسته اي ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل مي فرستند، يعني همان تهديدي كه طي دو سال اخير با توسل به آن از كشورمان امتياز گرفته و بسياري از خواسته هاي غيرقانوني و قرون وسطايي خود را به ايران اسلامي تحميل كرده بودند.
اتحاديه اروپا كه برخي از مسئولان محترم كشورمان بر تفاوت هاي اساسي آن با آمريكا و لابي صهيونيست ها اصرار مي ورزيدند و تلاش ديپلماتيك در اين فاصله را كارساز تلقي مي كردند، امروزه درباره پرونده هسته اي جمهوري اسلامي ايران دقيقاً همان خواسته نامشروعي را دنبال مي كند كه آمريكا و لابي صهيونيست ها داشته و دنبال در پي آن بوده و هستند .
در نشست پاريس، سه كشور اروپايي اعلام كرده اند كه ايران بايد از چرخه توليد سوخت به طور كامل دست بكشد و سوخت مورد نياز خود براي راكتور اتمي بوشهر را از كشورهاي غربي و يا روسيه تهيه كند. مفهوم اين درخواست، آن است كه تمامي فعاليت هسته اي ايران متوقف و تأسيسات اتمي كشورمان براي هميشه تعطيل شود، چرا كه «چرخه توليد سوخت» با تعريف آژانس، تمامي مراحل چندگانه، استخراج سنگ معدني اورانيوم، تبديل كك زرد به فلوئوراورانيوم UF6- تأسيسات اصفهان- تزريق گاز UF6 به سانتريفيوژها- تأسيسات نطنز - پروژه توليد آب سنگين- تأسيسات اراك- ساخت سانتريفيوژ و قطعات مورد نياز آن و... را شامل مي شود.
در اين باره، اشاره به چند نكته ضروري است.
1-برخورد اخير سه كشور اروپايي انگليس، فرانسه و آلمان با پرونده هسته اي كشورمان و همخواني و همسويي كامل آنها با آمريكا و لابي صهيونيست ها، مي تواند و بايد درس عبرتي براي مسئولان محترم كشورمان باشد. كيهان از نخستين روزهاي آغاز اين چالش و در طول آن، با استناد به شواهد و قرائن فراوان و ارائه اسناد غيرقابل ترديد، رسيدن به نقطه كنوني را پيش بيني كرده بود و اين پيش بيني نه از جنس پيشگويي! بلكه از نوع نتيجه گيري براساس شواهد و اسناد و استدلال برپايه مباني حقوقي و مشاهده روال زورگويانه و غيرقانوني چالش مورد اشاره بود. اما، متأسفانه طي دو سال گذشته، آنچه البته به جايي نرسيد، اينگونه هشدارهاي دلسوزانه بود. و امروزه ديگر نبايد براي مسئولان محترم كشورمان كمترين ترديدي باقي مانده باشد كه در اين چالش به قول ملاي رومي بر «شتر مجنون» سوار بوده اند شتري كه برخلاف ميل مجنون، دل در گروي «كرّه» خود داشت و علي رغم اصرار مجنون، گامي به سوي كوي ليلي برنمي داشت. چاره كار نيز همان است كه «مجنون» انديشيد و براي رسيدن به كوي ليلي از همراهي شتري كه بر آن نشسته بود، دست كشيد و...
گفت اي ناقه، چو هر دوعاشقيم
ما دو ضد، بس همره نالايقيم
راه نزديك و بماندم سخت دير
سير گشتم زين سواري، سير سير
....
2-خوشبختانه مسئولان محترم كشورمان، در خواست غيرقانوني و نامشروع سه كشور اروپايي را با قاطعيت رد كرده و بر تصميم غيرقابل تغيير جمهوري اسلامي ايران در حفظ وگسترش فن آوري صلح آميز هسته اي و از جمله چرخه توليد سوخت براي رآكتورها تأكيد ورزيده اند. اين اقدام اگرچه دير، ولي در خور تقدير است و به يقين از حمايت گسترده و همراه با تحسين قاطبه مردم برخوردار خواهد بود.
البته بعيد نيست كه برخي از افراد و جريان هاي غفلت زده، آلوده و يا بي تفاوت نسبت به منافع ملي و جهش سرنوشت سازي كه فن آوري هسته اي در امور رفاهي و عرصه علمي و تكنولوژيك كشورمان در پي خواهد داشت، ساز مخالفت با اين تصميم را كوك كنند ولي باتوجه به تجربه دو ساله اخير، بايد اين نكته به وضوح درك شده باشد كه كمترين كوتاهي در اين زمينه، مي تواند عواقب پشيمان كننده اي در پي داشته باشد كه تهديد آمريكا و متحدانش در ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل، در مقايسه با خسارت جبران ناپذيري كه دست كشيدن كشورمان از فن آوري هسته اي به دنبال خواهد داشت، چيزي شبيه «هيچ» است و هيچ عاقلي براي «هيچ»، بيهوده نمي پيچد!
3-يكي از ايرادها و اعتراض هاي جدي سه كشور اروپايي به هيئت مذاكره كننده كشورمان، اين بوده است كه چرا علي رغم توافقنامه اجلاس مهر ماه تهران - اجلاس اكتبر- جمهوري اسلامي ايران براي تصويب پروتكل الحاقي در مجلس ششم اقدامي نكرده و با وقت كشي و فرصت سوزي تصويب آن را به مجلس هفتم كشانده است كه تركيبي اصولگرا دارد و از هم اكنون مخالفت خود را با تصويب پروتكل الحاقي اعلام كرده است؟!
اين اعتراض، ضمن آنكه نگراني و نارضايتي آمريكا ومتحدانش از تركيب اصولگراي مجلس هفتم را نشان مي دهد و از اقدام درخور تقدير دولت در خودداري از ارايه لايحه براي تصويب پروتكل الحاقي به مجلس ششم حكايت دارد، گوياي اين واقعيت نيز هست كه عدم تصويب پروتكل الحاقي، پاشنه آشيل دشمن است و مجلس هفتم نبايد تحت هيچ شرايطي به تصويب آن تن بدهد.
4-ماده 4 معاهده منع توليد و گسترش سلاح هاي هسته اي NPT تأكيد مي كند كه «هيچ يك از مواد اين پيمان به نحوي تفسير نخواهد شد كه به حقوق غيرقابل انكار اعضاي اين پيمان به منظور توسعه تحقيقات، توليد و بهره برداري از انرژي هسته اي جهت اهداف صلح جويانه بدون هر نوع تبعيض و براساس مواد 1 و 2 اين پيمان، خللي وارد شود.»
براساس ماده فوق از معاهده NPT، اصرار آمريكا و متحدانش مبني بر محروميت ايران از فن آوري صلح آميز هسته اي به مفهوم خارج كردن جمهوري اسلامي ايران از پيمان NPT است... آيا غير از اين است؟!
از سوي ديگر، ماده 1 پيمان تأكيد مي كند «هر يك از اعضاي اين پيمان كه داراي سلاح هسته اي مي باشند متعهد مي شوند از واگذاري مستقيم يا غيرمستقيم سلاح هاي هسته اي يا ساير ادوات و تجهيزات هسته اي به كشورهاي ديگر خودداري كنند...»
برپايه اين ماده از معاهده مزبور، آمريكا، انگليس و فرانسه كه با صراحت اعتراف مي كنند رژيم صهيونيستي را به سلاح هاي هسته اي تجهيز كرده اند نيز به طور قانوني و منطقي از پيمان NPT خارج شده اند... آيا اين واقعيت قابل انكار است؟!
بنابراين اگر چالش بر سر معاهده NPT است كه آمريكا، فرانسه و انگليس قبلا از اين پيمان خارج شده اند و اكنون درخواست خروج ايران از اين پيمان را نيز دارند ! و...
حسين شريعتمداري