پروفسور حميد مولانا - قسمت اول

در 26 بهمن ماه امسال (15 فوريه 2011 ميلادي) يك كنفرانس بين المللي به رهبري كشورهاي غيرمتعهد در مركز يونسكو (سازمان آموزش و علمي و فرهنگي سازمان ملل متحد) در پاريس تشكيل خواهد شد تا بحث جهاني مربوط به رسانه ها و نظام جديد اطلاعاتي و ارتباطي جهاني را احيا كند كه چهاردهه قبل در سال 1969 ميلادي آغاز شده ولي از اواخر سال 1980 ميلادي مسكوت مانده است.
در دهه هاي بعد از خاتمه جنگ جهاني دوم و مبارزات ضد استعماري و استقلال طلبانه كشورهاي آسيائي، آفريقائي و آمريكاي لاتين كه جهان سوم آن روز را تشكيل مي دادند، به اين نتيجه رسيدند كه استقلال سياسي، اقتصادي و نظامي بدون به دست آوردن استقلال اطلاعاتي و ارتباطي امكان ندارد و بنابراين بايد رژيم حاكم جهاني در اين حوزه شكسته شده و نظام نوين و منصفانه اي كه بتواند حقوق كشورهاي مستعمره شده را برقرار كند، ايجاد شود.
نتيجه اين بود كه در دهه 1970 ميلادي، به مدت 10 سال ، بحث درباره «جريان آزاد اطلاعات»، «يكسويه بودن اخبار و اطلاعات»، «انحصار و كنترل پوشش وقايع روز توسط رسانه هاي غول آساي غرب و خبرگزاري هاي بزرگ اروپا و آمريكا»، و ضعف و كمبود زيرساخت هاي اطلاعاتي و ارتباطي در كشورهاي عضو عدم تعهد (خارج از دو بلوك شرق و غرب به رهبري آمريكا و شوروي سابق)، و نياز براي ايجاد يك نظام عادلانه اطلاعاتي و ارتباطي جهاني، در دستور روز سازمان ملل متحد(يونسكو)، سازمان مخابرات جهاني و صدها مؤسسات بين المللي دولتي و غيردولتي خصوصي قرار گرفت. ولي اين بحث هاي داغ ملي و بين المللي و منطقه اي در حوزه رسانه ها و اطلاعات و ارتباطات به نتيجه اي نرسيد و هدف ايجاد يك نظام جديد اطلاعاتي و ارتباطي جهاني كه خواسته هاي جهان سوم را برآورده كند در سطح تئوري باقي ماند.
در سال 1980 ميلادي كميسيوني در يونسكو به رياست شون مك برايد (وزيرخارجه اسبق ايرلند و برنده جايزه هاي صلح نوبل و لنين) به مسئله مشكلات و مسائل اطلاعاتي و ارتباطي دنيا پرداخت و گزارشي تحت عنوان «يك جهان، چندين صدا» منتشر كرد. «گزارش مك برايد» پس از رسيدگي و مطالعات زياد به نابرابري اطلاعاتي و ارتباطي در دنيا اعتراف كرد ولي پيشنهادات ملموسي كه ضمانت اجرايي داشته و جامعه بين المللي به ويژه غرب را وادار به تجديدنظر در رژيم اطلاعاتي و ارتباطي دنيا كند، نداشت. بزرگترين توصيه گزارش مك برايد براي جهان سوم اين بود كه كشورها و دولت هاي ملي بايد سياست گذاري مستقل و جامعي در اين حوزه داشته باشند همان طوري كه در امور اقتصاد، تجارت، سياست و گمرگ معمول است.
بزرگترين دستاورد تاثير بحث دهه 1970 و سال هاي بعد، اين بود كه موضوع و اهميت اطلاعات و ارتباطات در روابط بين الملل براي اولين بار در تاريخ معاصر در دستور روز سازمان هاي بين المللي قرار گرفت و بدان مشروعيت بخشيد. يونسكو به عنوان اولين سازمان بين الملل در دنيا و براي اولين بار «قطعنامه مربوط به نقش رسانه ها در روابط بين الملل» را تصويب و اعلام كرد و افكار عمومي دنيا متوجه اهميت هرچه بيشتر اطلاعات و ارتباطات در زندگي روزانه شهروندان و جامعه گرديد. توجه كشورهاي عدم متعهد به اين موضوع باعث گرديد كه جهان سوم (خارج از بلوك امريكا و شوروي) حداقل در يونسكو و در برخي از سازمان هاي بين المللي صدا و قدرت بيشتري كسب كند. در اين دهه بود كه صهيونيسم از طرف سازمان ملل متحد به عنوان يك ايدئولوژي نژادپرست اعلام گرديد. بزرگترين و مهم ترين وقايع اين دهه پيروزي انقلاب اسلامي ايران، بيداري مسلمانان و كشورهاي ستمديده، اهميت زيرساخت هاي اطلاعاتي و ارتباطي سنتي در بسيج عمومي و جايگاه رفيع و شناخته شده دين، فرهنگ و انديشه در روابط بين الملل بود.
با انتخاب رونالدريگان به رياست جمهوري امريكا در سال 1980، ايالات متحده همراه با انگليس و سنگاپور در اعتراض به مواضع كشورهاي عضو عدم تعهد، خود را از يونسكو كنار كشيدند. چندي بعد با روي كار آمدن مارگارت تاچر به نخست وزيري انگليس، دولت هاي محافظه كار غرب كوشش كردند تا مي توانند همبستگي كشورهاي غيرمتعهد را درهم بشكنند و موضوع بحث رسانه ها و اطلاعات و ارتباطات را از دستور سازمان هاي بين المللي خارج كنند.
پس از دهه ها دنيا تحولات بزرگي را تجربه كرد. نه تنها اهميت و زيرساخت هاي اطلاعاتي و ارتباطي در جهان گسترش پيدا كرد،بلكه از زمان انتشار گزارش مك برايد تا امروز، وقايع سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي بسيار مهمي صورت گرفته است، كه احياي بحث اطلاعات و ارتباطات را در جهان اجتناب ناپذير مي كند:(1) انقلاب اسلامي ايران و بيداري دنياي اسلام و نقش دين و فرهنگ در روابط بين الملل، (2) سقوط نظام شوروي و دگرگوني هاي مهم در اروپاي مركزي و شرقي از جمله نسل كشي در منطقه بالكان،(3) توسعه و خصوصي شدن شبكه اينترنت و تكنولوژي هاي جديد ديجيتال سمعي و بصري،(4) توسعه شبكه هاي تلويزيون بين الملل، (5) افزايش تروريسم و نقض حقوق بشر، (6)تخريب محيط زيست فيزيكي و فرهنگي، (7)دين ستيزي، انگاره سازي و قوم گرائي، (8)گسترش فساد مالي و اخلاقي، (9) بحران عظيم اقتصادي، و (10) جنگ هاي بين المللي و منطقه اي در عراق، افغانستان، پاكستان، خليج فارس، منطقه بالكان و جنگ تحميلي ايران و عراق.
ما اكنون در همه جا شاهد پديده بي سابقه دگرگوني اجتماعي هستيم كه نمي توان آن را صرفا براساس نظريه هاي سياسي و اقتصادي تبيين كرد. ما وارد يك عصر ناشناخته شده ايم كه در آن روابط انساني و سياست بين الملل به دنياي پيچيده و متغيري تبديل شده است.