آمريكا طي يك سناريوي از پيش طراحي شده، از صدام يك ديكتاتور تمام عيار ساخت و با حمايت هاي مالي، تسليحاتي و تبليغاتي خود، زمينه را براي جنايات او در داخل و خارج عراق فراهم كرد تا مرحله دوم سناريويي كه در آينده قصد اجراي آن را داشت كاملا طبيعي جلوه كند و تمامي جهانيان و ملت عراق از آمريكا به عنوان يك منجي و پيام آور دموكراسي و آزادي ياد كرده و به استقبال او بروند.
مرحله اول سناريوي آمريكا براي خونخوار نشان دادن صدام به طور كامل اجرا شد و در جريان جنگ تحميلي 8 ساله عراق عليه ايران، صدام از تمامي امكانات اهدايي غرب و شرق بهره جست و وحشيگري را به اوج خود رساند، به گونه اي كه به ملت عراق نيز رحم نكرد و با بمباران شيميايي حلبچه بسياري از زنان، كودكان و پير و جوان بي گناه آن ديار را به خاك و خون كشيد. در آن زمان، امريكا و متحدان اروپايي اش با سكوت و لبخند از كنار اين جنايات گذشتند. حمله صدام به كويت نيز پس از اطلاع به سفارت آمريكا در بغداد انجام شد و همان زمان سفير آمريكا در عراق رسماً اعلام كرد كه صدام ما را در جريان حمله به كويت قرار داده بود. صورتجلسه ديدار صدام و خانم «ايپل گلاسپي» سفير آمريكا در بغداد و مذاكرات آنان كه بر روي نوار ضبط شده بود در اواخر شهريورماه 69 از سوي برخي خبرگزاري ها از جمله راديو دولتي انگليس منتشر شد. در اين جلسه كه 8 روز قبل از حمله عراق به كويت تشكيل شده است، صدام اعلام مي كند: «چنانچه گفت و گوهاي عراق و كويت با ميانجيگري عربستان سعودي به نتيجه دلخواه نرسد، عراق عليه كويت از نيروهاي نظامي استفاده خواهد كرد». خانم «گلاسپي» مي گويد: «آمريكا در مناقشات اعراب با يكديگر داراي نظر خاصي نيست» و بدينوسيله به صدام براي حمله به كويت چراغ سبز نشان مي دهد. مقامات وزارت خارجه آمريكا پس از انتشار محتواي مذاكرات اين جلسه در رسانه ها مي گويند: «اظهارات و موضع خانم گلاسپي در آن گفت و گو با توجه به دستوراتي كه به وي داده شده بود، درست بوده است». ريچارد بوچر سخنگوي وقت وزارت خارجه آمريكا نيز مي گويد: «صحت صورتجلسه را انكار نمي كند» (مشروح اين خبر در كيهان مورخ 24/6/69 درج شده است).
همان زمان بسياري از آگاهان سياسي و چهره هاي مطرح بين المللي، جنگ خليج فارس را توطئه مشترك صدام و «سيا» براي نجات اقتصاد ورشكسته آمريكا خواندند. به عنوان مثال در ميزگردي كه از سوي شبكه تلويزيوني «اينترنشنال كيبل نيوز» برگزار شد، اعلام گرديد كه صدام به دستور «سيا» به كويت لشكركشي كرد و به فرمان اين سازمان چاه هاي نفت را به آتش كشيد تا ضمن محروم كردن كويت از صدور نفت، بازار مناسبي براي شركت هاي آمريكايي كه دچار مشكلات مالي شده اند، ايجاد كند.
گفتني است كه پس از خاتمه جنگ بيش از 70درصد قراردادهاي بازسازي كويت با شركت هاي آمريكايي منعقد شد. قراردادهايي كه به اين شركت هاي ورشكسته، جان تازه اي بخشيد.
آمريكا در اين مرحله از سناريوي خود در خاورميانه علاوه بر اين كه اقتصاد ورشكسته خويش را رونق بخشيد، صدام را به عنوان يك مستبد و چهره خطرناك منطقه و عامل جنگ و خونريزي تثبيت كرد تا در موقع مقتضي از اين وجهه او نيز بهره لازم را ببرد و اين زمان پس از حمله مشكوك 11 سپتامبر و فرو ريختن برج هاي دو قلوي نيويورك فراهم آمد و ديري نپاييد كه آمريكا به بهانه وجود سلاح هاي كشتار جمعي در عراق، به اين كشور حمله كرد و مطابق قول و قرارهاي انجام شده با صدام و سران ارتش آن كشور، با كمترين تلفات بر عراق مسلط شد.
آمريكا در مرحله دوم پياده كردن سناريوي خود در عراق گمان مي كرد كه مردم اين كشور از سربازان امريكايي به عنوان كساني كه آزادي را به آنان هديه كرده اند، استقبال خواهند كرد و كاخ سفيد بدون هيچ مانع و بي آنكه كمترين رنج و زحمتي را متحمل شود، اداره حكومت عراق را در اختيار خواهد گرفت و علاوه بر چپاول منابع نفتي اين كشور موقعيت سياسي و نظامي خويش را در منطقه تحكيم خواهد بخشيد و راه را براي تحقق بخشيدن آرزوي ديرينه صهيونيست ها و فراهم كردن گسترش اسرائيل بزرگ از نيل تا فرات هموار خواهد كرد، اما اين تصور باطل بيش از چند روز دوام نياورد و شروع قيام هاي مردمي در شهرهاي مختلف عراق، كار را بر آمريكايي ها و انگليسي هاي متجاوز و اشغالگر دشوار ساخت.
ابتدا سعي كردند كه مقاومت هاي مردمي عليه اشغالگران را به بقاياي حزب بعث و طرفداران صدام نسبت بدهند، سپس پاي القاعده را به ميان كشيده و اعلام كردند كه اين مقاومت ها و عمليات انتحاري از سوي گروه هاي تندرو از جمله القاعده صورت مي گيرد. در برهه اي ديگر، شيعيان را مسئول ناآرامي ها و درگيري با اشغالگران به ويژه در شهرهاي مذهبي معرفي كردند، اما واقعيت آن است كه آنچه در عراق رخ مي دهد، حكايت از يك قيام سراسري عليه اشغالگران دارد و خروج متجاوزان آمريكايي و انگليسي، نخستين و اصلي ترين خواسته ملت مسلمان عراق به شمار مي رود.
گستردگي درگيري ها و حضور قشرهاي مختلف مردم عراق در جنگ با اشغالگران، سردمداران آمريكا را ناچار به اعتراف كرده است، تا آنجا كه ژنرال پاول وزيرخارجه آمريكا در گفت و گو با روزنامه واشنگتن تايمز، ناآرامي هاي عراق را حركت خودجوش مردمي عنوان مي كند و در مقاله اي در روزنامه «يواس اي تودي» مي نويسد كه هيچ تضميني براي موفقيت آمريكا در عراق وجود ندارد! كالين پاول در حالي اين عبارات را بر زبان و قلم خود جاري ساخته است كه در جاي جاي عراق از بصره گرفته تا موصل، بغداد، الرمادي و ... درگيري نيروهاي مردمي با اشغالگران به شدت ادامه دارد و سربازان آمريكايي و انگليسي در دايره خشم مردم گرفتار شده و هر روز تعدادي از آنان به هلاكت مي رسند.
از سوي ديگر پزشك شخصي صدام ادعا كرده است كه هويت صدام براي او به راحتي قابل تشخيص است و يقين دارد كسي كه در بغداد در برابر قاضي جوان عراقي قرار گرفت، صدام نبوده است و نشانه اي كه صدام روي صورتش داشته، در چهره اين فرد وجود ندارد و همين موضوع نشان مي دهد كه او يكي از بدل هاي صدام است! در همين حال تظاهرات ملت هاي جهان در كشورهاي مختلف عليه سياست هاي جنگ طلبانه بوش ادامه دارد و خواستار خروج فوري اشغالگران و توقف جنگ در عراق هستند. در آمريكا نيز هر روز به بهانه اي مردم به خيابان ها مي ريزند و بوش را به بي كفايتي متهم كرده و از او مي خواهند كه هرچه سريعتر فرزندانشان را به آمريكا برگرداند. مادر يك افسر آمريكايي كه فرزند جوانش در عراق كشته شده است در ميتينگ انتخاباتي بوش در نيوجرسي همسر وي را مورد خطاب قرار داده و با فريادهاي خشم آلود خود مي گويد: «خانم بوش! شوهر تو پسر مرا كشت» اما نيروهاي امنيتي مستقر در مراسم به اين مادر داغديده دستبند مي زنند و با خشونت او را از صحنه خارج مي كنند تا خانم باربارا بوش از آزادي و دموكراسي و خدمات شوهرش عليه تروريسم بگويد!
آمريكا در باتلاق عراق هر روز بيشتر از روز قبل فرو مي رود و ضربه هاي پياپي از داخل و خارج عراق همراه با فشارهاي افكار عمومي آمريكا، دولتمردان كاخ سفيد را كاملا گيج و منگ كرده است، به گونه اي كه حتي فرصت چاره جويي براي گريز از معركه اي كه در آن گرفتار آمده اند، از آنان سلب شده است. دولت فرمايشي عراق نيز همانند آمريكا سردرگم است و تاب مقاومت در برابر نيروهاي مردمي را ندارد و پرواضح است كه چنين دولتي هرگز قادر نخواهد بود زمينه را براي حكومت بلامنازع آمريكا در عراق فراهم آورد. سياستمداران كهنه كار آمريكا از جمله «رابرت مك نامارا» وزير دفاع آمريكا در جنگ ويتنام ضمن اشتباه خواندن حمله آمريكا به عراق اين پرسش را مطرح مي كنند كه اين مسئله وحشتناك چگونه پايان خواهد گرفت؟! آيا رسوايي ديگري بر رسوايي هاي آمريكا افزوده خواهد شد؟! آيا سناريو مطابق ميل آمريكا پيش خواهد رفت، يا پرده آخر را مردم عراق آن گونه كه خود مي پسندند خواهند نوشت؟ آينده همه چيز را روشن خواهد كرد.
عليرضا ملكيان