بازخواني نقش خاتمي در فتنه 88 ـ بخش دوم ترديد يا تدبير؟!

سيد ياسر جبرائيلي
اولين كاري كه افراطيون در عملياتي كردن پروژه كودتاي سبز بايد مي كردند، انتخاب كانديدايي بود كه بتواند پس از شكست، در قالب رهبر اپوزيسيون ظاهر شده و علاوه بر ايستادگي در مقابل «ساخت سياسي»، شورش هاي اجتماعي عليه حاكميت را نيز با چهره و وجهه كاريزماي خود سازماندهي و هدايت كند. «احمد پورنجاتي» يكي از سخنگويان اين طيف در ديماه 87 طي سخناني تصريح مي كند: »حقيقت اين است كه دولت به مفهوم قوه مجريه و يكي از سه قوه نظام تا اطلاع ثانوي جايگاهي در حد و اندازه مديريت اجرايي كشور دارد كه مفهوم بي تعارف آن، همان «كارگزار»، «تداركاتچي» و «مدير پروژه» و كارپرداز است. پس تكليف مطالبات اساسي جامعه از قيبل دموكراسي خواهي و حقوق بشر و توسعه سياسي و گسترش آزادي هاي قانوني و از اين دست چه مي شود؟ نشاني اين گونه كالاها را نه در «خيابان دولت » و نه در «ميدان انقلاب»، بلكه در «بزرگراه جامعه مدني» بايد گرفت.»1
براي دستيابي به اين مطالبات حداكثري و به معناي دقيق تر كلمه، اجراي يك پروژه براندازي نرم، خاتمي اولين شخصي بود كه طيف تندرو جريان دوم خرداد سراغش را گرفت.
خاتمي اما مانند دوستان خود از يك سو نيك مي دانست كه از پيروزي در ميدان انتخابات دهم خبري نيست و به گفته «محمدحسين صفار هرندي»، او «در بازگشت از ژنو به آقاي علي احمدي وزير سابق آموزش وپرورش گفته بود احمدي نژاد بدون ترديد در دور دوم رياست جمهوري هم راي مي آورد».2
اوايل سال 87 وقتي بحث هاي محفلي درباره اينكه «چه كسي جريان دوم خرداد را نمايندگي خواهد كرد» داغ بود، خاتمي از بازنشستگي خود سخن به ميان آورد. او زماني كه روز ششم ارديبهشت 87 و در دور دوم انتخابات مجلس هشتم راي خود را در صندوق مي انداخت به خبرنگاران گفت كه از فعاليت هاي سياسي بازنشسته شده است.3 اما دقيقا 53 روز بعد با نگارش نامه اي به 13 شخصيت سياسي (از جمله عبدالواحد موسوي لاري، هادي خانيكي، علي ربيعي، محمد علي ابطحي، محمدرضا عارف، آيت الله نورمفيدي، حسن صانعي و محسن ميردامادي) از آنها خواست «ارزيابي خود را در خصوص آمدن و يا نيامدن» وي به عرصه رقابت انتخابات رياست جمهوري دهم اعلام كنند. 4
سخنان خاتمي درباره حضور در انتخابات همواره به دور از قاطعيت بود و تا بهمن ماه 87 كه او رسما اعلام كانديداتوري كرد، حرف هايي مبني بر اينكه «تصميم خود را گرفته ام، ولي بايد منتظر آينده بود»5 يا «اگر بخواهم در انتخابات آينده حضور يابم به خواستي كه فكر مي كنم در اقشار مختلف مردم است، جواب مي دهم و اگر بنا باشد نيايم به وضوح و شفاف دلايل را به مردم خواهم گفت»6 از او شنيده مي شد.
تيرماه 87 نخستين جلسه اصلاح طلبان براي تصميم گيري درباره انتخابات رياست جمهوري دهم برگزار شد. در آن جلسه اصلاح طلبان به اين نتيجه رسيدند كه حتما بايد با يك كانديدا پا به عرصه بگذارند. اين ايده اما مخالفاني داشت و »مهدي كروبي« كه از سال 1384 با انشعاب از مجمع روحانيون مبارز، حزب اعتماد ملي را تاسيس و براي كانديداتوري دورخيز كرده بود، شاخص ترين مخالف بود. به طوريكه با بالا گرفتن بحث هاي درون حزبي درباره وحدت حول يك كانديدا، آبانماه 87 او تلويحا اعلام كرد كه به هيچ وجه از كانديداتوري انصراف نخواهد داد: «آيا ايرادي دارد نامزدهاي جبهه اصلاحات، همه با هم وارد فضاي انتخابات شوند، با هم رقابت كنند و سپس براساس يك مكانيزم خاص و در يك زمان مشخص، آن كه اقبال بيشتري داشت، بماند و ديگران كنار بروند؟»7 به هر صورت، كروبي در تاريخ 21 مهرماه 87 طي يك كنفرانس خبري كانديداتوري خود را اعلام كرد و 15 بهمن ماه نيز با صدور بيانيه اي به آن رسميت بخشيد.
به نظر مي رسيد با اوضاع موجود مسئله اجماع اصلاح طلبان بر سر يك كانديدا منتفي است. به ويژه آنكه بحث بر سر كانديداتوري كروبي يا خاتمي به جدال لفظي نيز كشيده شده بود. در اين رابطه بهزاد نبوي (عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين) در اظهاراتي كساني را كه به دنبال معرفي شخصي به غير از خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري جهت رقابت با احمدي نژاد هستند «فاقد حداقلي از شعور» دانست. اين اظهارات با واكنش هاي احزاب ديگر دوم خرداد - از جمله حزب اعتماد ملي - روبه رو شد. سيد هادي ميرهادي (ازاعضاي شوراي مركزي حزب اعتماد ملي) در واكنش به سخنان نبوي گفت: «كساني كه حرف از آمدن خاتمي مي زنند، دوستداران واقعي او نيستند، چرا كه آنها عده اي انحصارطلبند كه تنها به فكر اختلاف افكني ميان اصلاح طلبان هستند»8. از سوي ديگر در برخي محافل سياسي اصولگرايان- از جمله روزنامه كيهان9- از احتمال رد صلاحيت خاتمي سخن به ميان آمد. بنياد باران متعلق به خاتمي نيز در پاسخ به كيهان اين روزنامه را دچار بيماري «خاتمي هراسي» دانست.
در نيمه دوم سال 87 اشخاص، تشكل ها و گروه هاي اصلاح طلب بسياري از نامزدي خاتمي حمايت و با او براي آمدن رايزني كردند. اعضاي حزب كارگزاران، ملي-مذهبي ها، اعضاي مشاركت، جبهه ملي، مجمع روحانيون مبارز و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از جمله اين گروه هاي سياسي بودند.
خاتمي نيز سرانجام با بيان اينكه «مي آيم، اما آمدنم جاي كسي را تنگ نمي كند»10 براي ورود به عرصه انتخابات دهم دو پيش شرط اعلام كرد:
«به اعتقاد من خواست قلبي و تاريخي مردم ايران آزادي، پيشرفت و عدالت است در عين سازگاري اين امور با دين و ارزش هاي معنوي و فرهنگي، اين همان گفتمان اصيل اصلاح طلبي است كه در آينده تلاش مي كنم به صورت مدون آن را به جامعه ارائه نمايم. اگر بر سر اين موضوع بتوانم با جامعه به تفاهمي روشن دست يابم و اين خواسته ها در ميان اقشار مختلف جامعه جنبه خودآگاهي يابد به پيش شرط نخست خود دست يافته ام. پيش شرط دوم؛ با سازوكارهاي موجود تا چه حد امكان عملي كردن برنامه ها براي رئيس جمهوري فراهم است؟ اگر واقعاً امكان اجراي برنامه ها وجود نداشته باشد و موانعي بر سر راه قرار گيرند، ارائه بهترين و كامل ترين برنامه به مردم نيز به منزله اغوا و فريب مردم است.»
اين پيش شرط ها با واكنش هايي از سوي هر دو جناح همراه بود. «محمدنبي حبيبي» دبيركل حزب مؤتلفه اسلامي در واكنش به اظهارات اخير خاتمي گفت«نامزدهاي انتخاباتي نمي توانند براي مردم و نظام پيش شرط تعيين كنند؛ اين مردم و نظام هستند كه براي آن ها پيش شرط مي گذارند».11 «ماشاءالله شمس الواعظين» نيز با بيان اين كه از شخصيتي مثل خاتمي كه هشت سال رياست جمهوري اين كشور را بر عهده داشته، بعيد است كه اين حرف ها را بزند، گفت «گذاشتن پيش شرط نشانه ننربازي آقاي خاتمي است.»12
از ديگر سو، ترديدها خاتمي را رها نمي كرد . او كه بارها در جلسات مختلف از«مير حسين موسوي» براي آمدن به صحنه انتخابات دهم دعوت كرده بود، زماني صريحا تاكيد كرد كه «يا من مي آيم يا مهندس موسوي».13 او اما در دوازدهم بهمن ماه با اشاره به ديدار خود با مير حسين سخناني مطرح كرد كه در آن نشانه هاي انصراف موسوي از كانديدتوري ديده مي شد:
« بنده در اين ملاقات احساس كردم متأسفانه جناب مهندس موسوي هنوز به تصميم نرسيده اند و معتقدم طولاني شدن اين مسئله به نفع هيچكس نيست و يك نوع ناراحتي، نگراني و دلهره در جامعه ايجاد مي شود... دلايل ترديد يا امتناع مهندس موسوي براي من قابل فهم است ولي بنده بسياري از آن دلايل را قبول ندارم . با توجه به اينكه مهندس موسوي هنوز به تصميم نرسيده اند و در اين زمينه تأملاتي دارد، اگر مهندس موسوي به هر دليلي نيايد من با اينكه مشكلات اين راه را رصد كرده ام و مي دانم بايد دل به خدا بسپارم و در عرصه بيايم .»14
سرانجام هشت روز بعد، يعني در عصر روز بيستم بهمن ماه، « سيد محمد خاتمي» در آئين آغاز به كار وب سايت مجمع روحانيون مبارز، در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي، رسما نامزدي خود را در انتخابات رياست جمهوري دهم اعلام كرد . خاتمي اما در سخنان خود وجود هرگونه ترديد در او براي قدم گذاشتن در عرصه انتخابات را رد كرد و گفت: «احياناً گفته شده است كه بنده دچار ترديد بوده ام در اعلام اين مسأله. بنده اعلام مي كنم كه هيچگاه ترديد نداشتم، گرچه تدبير خاصي براي حضور در صحنه انتخابات و اينكه چه كسي و به چه صورتي شركت بكند داشتم .»15 خاتمي بعدها خود گفت كه قبل از تصميم گيري براي شركت در انتخابات، با رهبري نيز در اين باره ديدار داشته است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 - احمد پور نجاتي، ضميمه اعتماد ملي، 14/10/87
2 - روزنامه جوان. ويژه نامه نوروزي. اسفند 1388
3 - خبرگزاري فارس، 6/2/1387
4 - همان، 28/3/1387
5- همان، 30/4/1387
6 - همان 23/6/1387
7 - هفته نامه شهروند امروز، سال سوم، شماره 71
8 - روزنامه ايران، 2/6/1387
9 - روزنامه كيهان، 7/5/1387
10 - سايت عصر ايران، 13/7/1387
11- خبرگزاري فارس، 16/7/1387
12 - همان، 14/7/1387
13- همان، 1/11/1387
14 - سايت تابناك، 12/11/1387
15- سايت رسمي خاتمي 20/11/1387