دادائيسم در ايستگاه هاي مترو
سيدياسر جبرائيلي

مدت ها بود كه در مسير روزنامه به منزل و بالعكس، مناظري در ايستگاه هاي مترو مي ديدم كه از آنها هيچ نمي فهميدم. هر چه دقيق تر مي شدم، مفاهيم اين مناظر پوچ تر مي شد. خطوطي بي هدف و نقش و نگارهايي «بي كلام» كه با روح هنر ما ناسازگار بود.
از «حكمت باروت چوغيل» هنرمند مسلمان تركيه اي جمله اي در ذهنم نقش بسته بود كه «هنر غربي با ديده و ظاهر سروكار دارد و آن را فقط بايد با چشم تفسير كرد، در حالي كه هنر شرقي با عقل سر و كار دارد و براي تفسير آن بايد به درون نگريست»؛ و من نمي توانستم فقط به ظاهر اين خطوط و نقوش بسنده كنم و عقلم را براي تفسير آن تعطيل.
از چندين نفر در مورد مفاهيم اين خطوط نامنظم كه كاملا بي هدف و بي منطق در كنار هم قرار گرفته بودند، پرسيدم، اما آنها هم از پوچي و نامفهومي اين «تابلوهاي زينت بخش ايستگاه هاي متروي ما» گفتند.
كند و كاو بيشترم مرا به سمت يك «مكتب هنري» سوق داد كه زاده هرج و مرج و اضطراب ناشي از جنگ جهاني اول بوده است. «دادائيسم» مكتبي است كه بين سال هاي 1916 تا 1922 در اكثر كشورهاي اروپايي رواج يافت و به نوعي يك مكتب نهيليستي بود. يكي از شعارهاي اين مكتب اين است كه «ما نه ادبيات مي خواهيم و نه اديب، نه هنر مي خواهيم و نه هنرمند، ما عقل و خرد نمي خواهيم، وطن و سياست نمي خواهيم، ما «هيچ» مي خواهيم اينگونه به تازگي خواهيم رسيد»!
دادائيست ها بهترين نظام را بي نظمي مي دانند و از اين نظر مي توان آنها را شبيه آنارشيست ها دانست. آنها خلاقيت را در خلق خود به خودي مي دانند و مي گويند هنرمند بايد هر چه به ذهنش مي رسد را بدون دخالت عقل و منطق پياده كند. حال به راحتي مي توانستم «هنر»ي را كه در معرض ديد شهروندان ما قرار گرفته بود، تفسير كه نه، بفهمم. نقش و نگارهاي آنارشيستي برخي تابلوهاي زينتي در ايستگاه هاي مترو، هنر ما را، عقل ما را، منطق و فرهنگ ما را نشانه رفته است.

جوابيه مديرعامل مترو تهران به نكته كيهان
مديرعامل محترم مترو تهران در پاسخ به نكته صفحه 14 كيهان 87.1.24-دادائيسم در ايستگاههاي مترو-جوابيه زير را ارسال داشته است؛
جناب آقاي شريعتمداري
مديرمسئول محترم روزنامه كيهان
سلام عليكم
ضمن تبريك حلول سال نو و آرزوي موفقيت و سربلندي براي جنابعالي و همكاران محترم و با تشكر از پوشش اخبار مربوط به شركت راه آهن شهري تهران و حومه(مترو)، درخصوص مطلب مندرج در روزنامه كيهان شنبه 24 فروردين 87 با عنوان «دادائيسم در ايستگاههاي مترو» نوشته آقاي سيدياسر جبرائيلي، همكار محترم سرويس خارجي آن روزنامه، به پيوست كتاب«هنر در مترو» حاوي تابلوهاي نصب شده در ايستگاهها ارسال مي گردد.
همان گونه كه در كتاب ملاحظه مي فرمائيد در حدود 400 تابلو از مفاهيم مذهبي، اهل بيت عليهم السلام، دفاع مقدس، سرداران شهيد انقلاب اسلامي، آداب و سنن مذهبي و ملي، طبيعت زيباي ميهن اسلامي و بيش از 50 تابلوي هنرمندانه (بسم ا...) جهت تلطيف فضاي ايستگاهها و چشم نوازي مسافران، از هنرمندان داخلي در ايستگاههاي مترو نصب شده است. بنا به گفته دست اندركاران هنري و بازديدكنندگان، اين مجموعه در خاورميانه بي نظير است و در بيش از ده سال بهره برداري از مترو، مسافران نيز از اين گنجينه گرانبها كه همچون موزه اي فرهنگ و تمدن اسلامي و ايراني را در خود جاي داده و قابل دسترس و در معرض ديد همگان است، راضي و خوشنود هستند.
ممنون مي شوم دستور فرمائيد، ضمن انعكاس شايسته اين مطلب در آن روزنامه وزين، با چاپ نمونه اي از اين تابلوها، موجبات دلگرمي بيشتر همكاراني كه با تلاش و ممارست و همكاري خالصانه هنرمندان، اين گنجينه ملي و معنوي را پديد آورده اند، فراهم گردد.
محسن هاشمي
رئيس هيئت مديره و مديرعامل
كيهان:ضمن تشكر از حساسيت شركت راه آهن شهري تهران(مترو)، بايد گفت؛ همانگونه كه مديرعامل محترم مترو نيز در جوابيه خود يادآور شده است، روزنامه كيهان نه فقط از انعكاس خدمات مترو و ابراز رضايتمندي مردم از اين خدمات كوتاهي نكرده بلكه بر آن اصرار نيز داشته و دارد و طبيعي است كه انتقاد به تابلوي مورد اشاره (دادائيسم) به مفهوم نفي ساير تابلوهاي تبليغاتي مترو كه درجوابيه فوق ياد شده، نيست بلكه مقصود اصلي، اصلاح خطايي است كه مي تواند در برخي از موارد به ساير خدمات برجسته متروي تهران خدشه واردكند.

کیهان ، 31 فروردین 1387 ، ص 14