آنچه روز پنجشنبه هفته گذشته در اهواز اتفاق افتاد و خشم توأم با نفرت مردم را در پي داشت، يك اتفاق معمولي و يا رخدادي اتفاقي و صرفاً ضداخلاقي نبود. بعدازظهر آن روز در مراسم اختتاميه جشنواره تئاتر ايران زمين كه در تالار اجتماعات شهرك نفت اهواز برپا شده بود، تعدادي از زنان و مردان هرزه و بي شخصيت، صحنه هاي زشت و مشمئزكننده اي از هرزگي و هنجارشكني اخلاقي را در پوشش «هنر»! به صحنه آوردند. رقص زنان با تك پيراهن توري و بدن نما در حالي كه پروژكتورهاي پرنور اين صحنه را همراهي مي كرد، رقص مختلط زنان و مردان و صحنه هاي زشت ديگري كه شرح آن نيز غيراخلاقي است، از جمله رخدادهاي فضيحت بار آن روز بوده است. اما اين، همه ماجرا نيست و اگر چنين بود، ماجراي بعدازظهر پنجشنبه اهواز مي توانست در حد و اندازه يك رخداد ضداخلاقي و هنجارشكني معمولي تلقي شود كه هراز چندگاه نمونه هاي ديگري از اين دست در برخي از نقاط ديگر كشور اتفاق مي افتد و...
آنچه ماجراي مورد اشاره را از يك رخداد ضداخلاقي و هنجارشكني ساده و معمولي جدا مي كند، اين كه، مراسم آن روز يك برنامه رسمي بوده است و برخي از مقامات مسئول، نظير استاندار اهواز، معاون وزير ارشاد و تعدادي از مديران كل استان در مراسم حضور داشته اند، مسئولان حاضر در اين مراسم فضاحت بار نه فقط لب به اعتراض نگشوده اند بلكه طي سخناني از برنامه هاي زشت و غيراخلاقي تقدير و تمجيد نيز كرده اند!...
بسيار بديهي و طبيعي است كه مردم با مشاهده و يا اطلاع از اين رخداد كه سلامت اخلاقي جامعه و آرامش خود و خانواده آنها را تهديد مي كند، به خشم آمده و عليه آنچه اتفاق افتاده و مسئولاني كه در برپايي و برگزاري مراسم دخالت داشته و از آن حمايت كرده اند، دست به اعتراض زده و خروش بردارند. يعني همان واكنشي كه مردم شريف اهواز از خود نشان دادند و به وضوح قابل انتظار هم بود...
و اما، پاسخ اين سؤال كه برپايي مراسمي نظير مراسم نفرت انگيز مورد اشاره، چرا و با چه انگيزه اي صورت مي پذيرد، دقيقاً در همين نقطه قابل جستجو است. مسئولان شركت كننده در مراسم بعدازظهر پنجشنبه اهواز، به يقين از زشتي ماجرا و عكس العمل مردم در مقابل اين اقدام زشت و نفرت انگيز باخبر بوده اند بنابراين، اولين و كليدي ترين سؤال اين است كه چرا علي رغم اطلاع از خشم و خروش مردم با برپايي اين مراسم موافقت كرده و از كيسه بيت المال و كانون آبروي نظام براي آن هزينه كرده اند؟... پاسخ در يك جمله اين است كه برپاكنندگان و طراحان ماجرا به غائله آفريني و فضاي متشنج و ناآرام احتياج داشته و دارند. آنها، به يقين و باتوجه به شواهد و قرائن و اسناد موجود، غائله و تشنج را سوخت موتور از كارافتاده خود مي دانند... چرا...؟!
همه سرنخ ها به انتخابات آينده رياست جمهوري ختم مي شود. جريان خزنده اي كه به گواهي اسناد غيرقابل انكار، سر در آخور بيگانه دارد، و بارها نشان داده است با سازي كه از آن سوي مرزها كوك مي شود، مي رقصد، اين روزها، پايان عمر خود را نزديك مي بيند. اين جريان كه «خط نفاق جديد» گوياترين نام براي آن است، از رويكرد مردم به اصولگرايان «پيام مرگ» دريافت كرده است و انتخاب يك رئيس جمهور اصولگرا در انتخابات آينده را «آخرين ميخ» بر تابوت خود تلقي مي كند. زمينه سازي اين جريان براي غائله آفريني و ايجاد جو متشنج و ناآرام كه به بهانه هاي مختلف صورت مي پذيرد، اگرچه در سرنوشت انتخابات آينده رياست جمهوري تأثير چنداني ندارد و نمي تواند مرگ «خط نفاق جديد» را به تأخير بياندازد، ولي نبايد از آسيب هاي پيراموني اين توطئه غافل بود و مردم را در مقابل هجوم ناجوانمردانه ستون پنجم آمريكا بي پناه رها كرد. چرا كه، بي تفاوتي مسئولان مي تواند، نااميدي مردم از آنان را در پي داشته باشد و اين بخش ديگري از توطئه مورد اشاره است.
و اما، اكنون چه بايد كرد؟ اگر در مقابل اقدامات «خط نفاق جديد» كه آشكارا و بي پرده از سوي بيگانگان حمايت مي شود، سكوت اختيار شود، ستون پنجم دشمن در ادامه توطئه خود جرأت پيدا كرده و چند گام ديگر به جلو برمي دارد. و اگر مردم، با خشم و نفرتي كه از آنان دارند -و حق دارند- خود دست به كار شوند، فضاي متشنج بعدي همان مقصودي است كه در اين سلسله اقدامات توطئه آميز دنبال مي شود... بنابراين، اگر راه كار و چاره اصلي دعوت مردم به سكوت و خويشتن داري نيست، پس چاره چيست؟
چاره كار را بايستي در اقدام قاطعانه، بدون ملاحظه و قانوني مسئولان و مراكز مربوط با اين توطئه جستجو كرد و از مردم نيز براي اين مقابله ياري خواست.
به عنوان اولين گام -و البته فقط اولين گام و نه همه آن- مي توان بدون فوت وقت و بي آنكه با اين دست و آن دست كردن، فرصت از دست برود، مسئولان شركت كننده در مراسم مورد اشاره و حمايت كننده از آن را بركنار و به شدت مجازات كرد.
فيلم مستندي از مراسم ضداخلاقي و مشمئزكننده بعدازظهر پنجشنبه اهواز در اختيار كيهان است كه در صورت درخواست كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، اين فيلم را در اختيار كميسيون مزبور قرار مي دهيم. اعضاي كميسيون مي توانند و بايد از وزراي ارشاد و كشور دعوت كنند و باتفاق يكديگر اين فيلم را مشاهده كنند و بعد از مشاهده فيلم، از جناب آقاي لاري و جناب آقاي مسجدجامعي كه اولي، مسئوليت مستقيم استانداري اهواز و دومي، مسئوليت مستقيم معاون خود را برعهده دارند، سؤال شود كه براي اين آقاي استاندار و آن آقاي معاون چه مجازاتي را پيشنهاد مي كنند؟ بركناري، بازداشت و بازخواست از اين دو باصطلاح مسئول و ساير مسئولان حاضر در مراسم مزبور، كمترين اقدامي است كه به يقين آقايان لاري و مسجدجامعي، خود خواستار آن خواهند شد، اگر چه، استعفاي دو وزير مورد اشاره نيز، براي خود آقايان و براي مردم و نظام آبرومندانه تر است.
حسين شريعتمداري