سوت زن هاي ديروز فحاشان امروز
امروز با توجه به اين كه در آستانه سالروز شهادت امام جعفرصادق«ع» قرار
داريم، قصد داشتم درباره اوضاع سياسي- اجتماعي آن دوران و مقايسه آن با
شرايط امروز جامعه اسلامي، مطالبي را به محضر هموطنان عزيز ارائه كنم.از
جمله اين كه چرا آن حضرت به انبوه درخواست هايي كه از سوي مردم براي قيام
عليه خلفاي جور صورت گرفت، اعتنايي نكرد و جلسات بحث و درس، بسط و گسترش
فقه اسلامي و اهتمام به علوم عقلي و نقلي را بر آن ترجيح داد و از اين
رهگذر شاگردان فراواني تربيت كرد كه هر يك از آنان سرآمد عصر خود و از علما
و دانشمندان بزرگ محسوب مي شدند؛ افرادي چون مالك ابن انس، ابوحنيفه، ابن
جريح، يحيي ابن سعيد انصاري و جابرابن حيان كوفي كه اين شخص، كتابي در هزار
برگ تأليف كرده و پانصد رساله از امام جعفرصادق«ع» را در آن گرد آورده
است.
تمامي امامان بزرگوار ما در مواجهه با شرايط روزگار خود و نحوه
تعامل با خلفاي وقت، بهترين تصميم را اتخاذ كرده و به آن عمل نمودند و از
اين طريق مكتب اسلام، احكام قرآن و سنت پيامبر گرامي اسلام«ص» را زنده نگه
داشتند. امام علي«ع»، پس از رحلت حضرت محمد«ص» و ماجراي سقيفه، 25سال سكوت
مي كند، امام حسن«ع» در برابر معاويه سياس و حيله گر، صلح را بر مي گزيند،
امام حسين«ع» تن به بيعت با يزيد نمي دهد و حماسه كربلا را مي آفريند و
امام صادق«ع» كه ششمين امام معصوم و در واقع حلقه واسط دو دوره تاريخي قبل و
بعد از خود و پرچمدار فقه جعفري است، نياز اساسي عصر خود را علم و معرفت
تشخيص داده و به تحكيم و ترويج علوم و معارف مي پردازد و با اين اقدام
هوشمندانه كه يك نمونه آن تربيت چندين هزار شاگرد است، اسلام و قرآن را
بيمه مي كند و سنت پيامبر گرامي اسلام، سيره مولا علي«ع» و قيام خونين جدش
حضرت امام حسين«ع» را جاودانه مي سازد.
امروز، ما نيز پس از گذشت ربع
قرن از پيروزي انقلاب اسلامي، بيش از هرچيز نيازمند بسط و گسترش علم و
معرفت و تحقيق و پژوهش در علوم گوناگون هستيم و شرايط نيز از هر نظر براي
يك جهش علمي فراهم است و نيروهاي مستعد و توانمند هم بحمدالله در تمامي
عرصه ها وجود دارند و همان گونه كه رهبر معظم انقلاب مطرح فرمودند، بايد
«نهضت علمي» را جدي بگيريم و از موانعي كه دشمن براي جلوگيري از رسيدن ما
به قله هاي توسعه و پيشرفت تدارك ديده، نهراسيم و ايمان داشته باشيم كه هر
اختراع، ابتكار، خلاقيت، نوآوري و هر پيشرفت علمي به منزله تيري است كه بر
قلب دشمن مي نشيند. حتي اگر معتقد به توسعه سياسي در محيط هاي علمي و
دانشگاهي هستيم، باور كنيم كه امروز فعال سياسي و چهره انقلابي، كسي است كه
در راه توسعه و پيشرفت كشور، گام بر مي دارد و تداوم بخش نهضت علمي است.
بگذريم؛
انشاءالله اگر عمري باقي باشد، در فرصتي ديگر درباره نهضت علمي امام
جعفرصادق«ع» و شرايط سياسي- اجتماعي آن دوران و نيز ضرورت توجه مسئولان
كشور و مجامع دانشگاهي و حوزوي به نهضت علمي سخن خواهيم گفت.
اكنون با
توجه به ويژگي ستون يادداشت روز كه موضوعات مهم و رخدادهاي روز كشور را
مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي دهد، به سراغ سخنان رياست محترم جمهوري
در اجتماع دانشجويان و مراسمي كه به مناسبت 16آذر (روز دانشجو) در سالن
شهيد چمران دانشكده فني دانشگاه تهران برگزار شد مي رويم تا ببينيم خاتمي
چه گفت و چرا برخي دانشجويان كه زماني براي هر كلمه و جمله اي كه بر زبان
ايشان جاري مي شد، سوت مي كشيدند و كف مي زدند و بوسه نثار رئيس جمهور مي
كردند، ديروز حرمت شكني كردند و آزادگي، عطوفت و مهرباني خاتمي را با
ناسپاسي پاسخ گفتند.
خاتمي ابتدا از 16آذر 32گفت، از پيشتازي دانشگاه در
مبارزات ضداستكباري و از 3دانشجوي شهيد كه نخستين قربانيان سلطه گر تازه
به دوران رسيده آمريكا بودند. از اين كه جنبش دانشجويي، ميراث دار 16آذر و
ضديت با بيگانگان است و امروز هم برپايه آرمان هاي انقلاب اسلامي مي تواند
پيشتاز دفاع از آزادي، استقلال و مردم سالاري باشد.
بنا به اظهارات
خبرنگاران و ديگر شاهدان عيني، گروهي 40-30 نفره كه در سالن حضور داشتند،
از همان ابتداي ورود رئيس جمهور با تك پراني هاي خود، شروع به هتاكي و
ناسزاگويي به ايشان كردند و بعد نيز در جريان سخنراني، به طور مرتب و به
صورت جمعي با شعارهاي اهانت آميز، سخنان رئيس جمهور را قطع مي كردند. اين
گروه اندك كه كاملاً مشخص بود با مأموريت ويژه از سوي برخي گروهك هاي مخالف
انقلاب و نظام و براي برهم زدن نظم جلسه، به سالن آمده بودند و شعارهاي
متناسب با ديدگاه اين دستجات ورشكسته را بر زبان مي راندند، خاتمي را به
دروغگويي متهم كرده و فرياد مي زدند: «آزادي بيان چه شد، خاتمي، خجالت،
خجالت»! خجالت از چي؟ خجالت به خاطر دفاع از استقلال كشور در برابر
بيگانگان؟! خجالت به خاطر دفاع از مردم سالاري ديني؟! خجالت به خاطر دفاع
از آزادي كه امروز همين گروه چند ده نفره به بركت وجود آزادي، رئيس جمهور
منتخب ملت را به سخره مي گيرند و حقوق صدها دانشجوي ديگر داخل سالن را به
هيچ مي انگارند؟! اگر اين آزادي نيست، پس چيست؟ نكند در قاموس اينان، آزادي
همان است كه جنايتكاران كاخ سفيد از آن دم مي زنند و حمله به كشورها،
اشغال يك كشور مستقل، قتل عام مردم بي گناه، غارت اموال مردم، شكنجه هاي
قرون وسطايي و سركوب و تجاوز را دموكراسي معني مي كنند؟!
خاتمي در پاسخ
به برخي از شعارهاي اين گروه اندك كه بوي ضديت با دين و نظام از آن استشمام
مي شود، مي گويد: «راه درست، حركت كردن در درون نظام جمهوري اسلامي است.
مطمئن باشيد آن سوي جمهوري اسلامي، نظام دموكراتيك به معني واقعي كلمه
نخواهد بود. بنابراين گول رانده شدگان از انقلاب را كه مي خواهند براي ما
سوغات آزادي و دموكراسي بياورند نخوريد».
در حالي كه آن گروه اندك، جو
سالن را به هم زده و مرتباً سخنان خاتمي را قطع مي كنند، او با همان متانت
هميشگي لبخند مي زند و از آنان مي خواهد كه آزادي و حقوق ديگران و روش هاي
دموكراتيك كه خود شعار آن را مي دهند، محترم بشمارند و اجازه بدهند كه
سخنانش را ادامه دهد، اما آن جماعت وقيح كه خود را به اصطلاح متمدن و اصلاح
طلب مي دانند، شروع به «هو» كردن مي كنند! و اينجاست كه خاتمي مي گويد:
«بخشي از اصلاح طلبان، همه مطالبات مردم را در توسعه سياسي خلاصه كردند و
امروز هم كه مي خواهيم توضيح بدهيم با هو و جنجال، جلوي اين توضيح را مي
گيرند. اين دسته از اصلاح طلبان با رفتار خود، كاري كردند كه پايگاه خويش
را در ميان اكثريت مردم از دست دادند و متأسفانه امروز در اردوگاه اصلاح
طلبان، صداهايي مي شنويم كه دشمنان اين ملك و ملت، آن را بيان مي كنند».
خاتمي
باز هم اصلاح طلبان را مخاطب قرار مي دهد و مي گويد: «نبايد كار به جايي
برسد كه در متن جنبش اصلاحات، تجربه اي كه در سال هاي 52و 53 از عملكرد
گروه هاي پيكار و مجاهدين خلق (منافقين) به دست آمد، تكرار شود و كساني
بخواهند با نام دين عليه آن قيام كنند».
جمعيت دانشجويان حاضر در سالن
با اين كه تاب مقاومت در برابر ناسزاگويي آن گروه اندك را از دست داده است،
با اين حال از مسير منطق و شيوه برخورد احسن خارج نمي شود و فقط براي
خاموش كردن ياوه گويي هاي آنان با كف زدن و تأئيد سخنان رياست جمهوري نشان
مي دهد كه موافق هرزه گويي هاي آن گروه اندك نسبت به نظام اسلامي، قانون
اساسي، ملت آگاه ايران و رئيس جمهور منتخب مردم نيست.
پس از پايان
مراسم، گروه مخالف خوان داخل سالن به بيرون مي آيند و با چند نفري كه از
جنس خودشان هستند يك جمع 50نفره را تشكيل مي دهند و در ادامه ناسزاگويي و
فحاشي به رئيس جمهور و شعار عليه مجلس به سمت در اصلي دانشگاه تهران حركت
مي كنند و با شعار «اي ملت با غيرت، حمايت، حمايت» از مردم مي خواهند كه به
آنان ملحق شوند! و چون جوابي نمي شنوند، دست از پا درازتر، مجدداً به طرف
دانشكده فني مي روند و دست آخر با شعار «فروهر، فروهر، راهت ادامه دارد»
نشان مي دهند كه از چه خاستگاه و جايگاهي عليه ملت ايران، رئيس جمهور و
نظام اسلامي شعار داده اند!
كلام آخر اين كه، همان گونه كه رئيس جمهور
محترم اشاره كرد: «مدعيان اصلاح طلبي تا دير نشده بايد بنشينند و به انتقاد
از خود بپردازند و ببينند چه به دست آورده اند و چه از دست داده اند و چرا
از دست داده اند»؟!
عليرضا ملكيان
بسم رب النور