اعتماد و همراهي - حمید امیدی

با اتمام مرحله واريز يارانه هاي نقدي به حساب خانوارها، حالا نوبت به اصلاح قيمت ها در فاز جديد اجراي قانون هدفمندي يارانه ها رسيده است. براساس اعلام برخي منابع خبري، دولت قصد دارد در اين مرحله به اصلاح قيمت 7 حامل انرژي بنزين، گازوئيل، نفت سفيد، نفت كوره، گاز مايع، گازطبيعي و برق بپردازد. مسئولان دولتي گفته اند كه قيمت هاي جديد حامل هاي انرژي بطور همزمان اعلام شده و تنها چند ساعت مانده به آغاز رسمي اصلاح قيمت ها، امكان برداشت يارانه نقدي از حسابها ميسر خواهد شد. ظاهراً دولتمردان تصميم گرفته اند در سال اول آزادسازي قيمت ها، «آب» مصرفي خانوارها از اين قاعده مستثني شود.
به هر حال هر چه به پايان آبان ماه نزديك تر مي شويم، شيب اجراي قانون هدفمندي يارانه ها تندتر شده و موتور دستگاه اجرايي كشور دور بيشتري به خود مي گيرد. در اين باره چند نكته گفتني است؛
1-دهها هزار ساعت، كارشناسان اقتصادي دولت در طراحي طرح هدفمندي و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در بررسي و تصويب آن وقت گذاشته اند. اكنون تمامي مسئولان كشور و مردم شريف ايران اسلامي به اين «ضرورت» رسيده اند كه جراحي اقتصاد كشور و بازتوزيع عادلانه يارانه ها يكي از نيازهاي مبرم و حياتي كشور است. اما اگر بپذيريم كه در طراحي و بررسي اين طرح تمام جوانب خرد و كلان ديده شده و از هر حيث طرحي جامع و كامل است؛ باز اين 50 درصد مسأله بوده و 50 درصد ديگر اجراي صحيح آن است.
دولتمردان بپذيرند كه در فقدان اطلاع رساني صحيح و اكتفا به كلي گويي ها و عدم آگاهي مردم از كم و كيف ماجرا مي تواند زمينه رشد شايعات و نفوذ انديشه هاي مسموم را فراهم كرده و بخشي از بدنه جامعه را آلوده كند. اجراي صحيح و بي نقص اين قانون و تحقق وعده هايي كه دولتمردان مبني بر تأمين رفاه، آسايش و امنيت معيشت و اقتصاد مردم از روز اول اجراي طرح داده اند، مي تواند شرايط رواني و اعتماد جامعه را متعادل و متناسب با اهداف طرح نمايد.
وزير رفاه روز گذشته در جمع خبرنگاران تاكيد كرد؛ بيشتر منابع حاصل از اجراي قانون هدفمندي يارانه ها به سمت تأمين اجتماعي سوق پيدا مي كند. وي مي گويد: مردم بايد بدانند كه تمام مسير هدفمندسازي يارانه ها در جهت توانمند كردن اقشار مختلف كشور تدوين و تعبيه شده است. مردم اميدوارند دولت خدمتگزار و عدالت محور بتواند با همت و همدلي تمام مسئولان و ياري خود مردم به اهداف بلندي كه براي اين طرح پيش بيني كرده اند، دست پيدا كند.
تجربه سهميه بندي بنزين ثابت كرد كه در اجراي اين قبيل طرحها بايد هم دولت و هم مردم به يكديگر «فرصت» كافي بدهند. همانطور كه دولت براي عملياتي كردن طرحهاي خود نياز به زمان دارد تا بتواند به اهداف از پيش تعيين شده برسد، مردم هم براي «تطبيق» خود با شرايط جديد نياز به زمان دارند.
در طرح سهميه بندي بنزين چند ماه طول كشيد تا جامعه توانست خود را با اجراي اين طرح تطبيق دهد. در مورد اجراي قانون هدفمندي يارانه ها كه طرحي بسيار جامع تر و وسيعتر از سهميه بندي بنزين است، بطور طبيعي مردم زمان بيشتري براي تطبيق نياز دارند. در اين فاصله بايستي دولتمردان براي چالش هايي كه ايجاد مي شود برنامه داشته و تا جاي ممكن طرح را به گونه اي پيش ببرند كه كمترين فشار به مردم وارد شود و از سوي ديگر مردم نيز با سعه صدر و همدلي، سختي هاي احتمالي ناشي از اين مساله را تحمل كرده و دولت را در اجراي موفق تر طرح ياري نمايند.
2- طبق آماري كه از سوي دولت اعلام شده، چيزي نزديك به 95 درصد از يارانه كشور به بخش انرژي تعلق مي گيرد. مصرف بي رويه و اسراف گونه در كشور ما به حدي است كه بين 3 تا 5 برابر ميانگين جهاني انرژي مصرف مي كنيم. يكي از علت هاي اجراي قانون هدفمندي يارانه ها همين مصرف بي رويه است. «اصلاح الگوي مصرف» به عنوان يكي از اهداف طرح ديده شده و دولت اميدوار است با اصلاح قيمت حامل هاي انرژي، شاخص «مصرف» را در كشور تعديل كرده و تحت كنترل درآورد.
اما سوال اينجاست كه آيا در تحقق اين هدف بزرگ به غير از جنبه اقتصادي، ساير ابعاد اجتماعي و فرهنگي موضوع نيز ديده شده يا نه؟ به عبارت ديگر آيا گران شدن حامل هاي انرژي لاجرم به اصلاح الگوي مصرف منجر خواهد شد؟
اگر بخواهيم به اين پرسش از زاويه عقل معيشت مردم و اقتصاد خانواده پاسخ بدهيم، جواب مثبت است چرا كه وقتي قرار است بابت مصرف بيشتر هزينه هاي بيشتري صورت پذيرد، قطعاً در ميزان مصرف مردم تاثيرگذاشته و علي القاعده بايد مصرف بهينه تري داشته باشند، اما مساله به همين جا ختم نمي شود. برخي از مولفه هاي مصرف در جامعه ما ريشه در «باورها» و «خرده فرهنگ»هايي دارد كه جداي از درست يا نادرست بودنشان، نقش مهمي ايفا مي كنند.
باور و فرهنگ مردم كشور ما اين است كه «چراغ خانه مان روشن بماند» روشن بودن چراغ خانه براي ما به معناي وجود حيات و زندگي است. ما ايراني ها «نان را بركت سفره مي دانيم» و معتقديم بايد حتماً در سفره مان نان باشد و اگر روزي نبود آن را «نشانه» بي بركتي و رفتن روزي از خانه مان مي پنداريم. در باور مردم كشور ما «اجاق خانه بايد هميشه روشن و گرم باشد» اجاق گرم را موجب بركت خانه دانسته و در فرهنگ و افواه خودمان كسي را كه «ثمره» اي ندارد «اجاق كور» مي خوانيم.
به نظر شما در اين شرايط، گران شدن برق و نان و گاز، بدون اينكه برنامه اي براي تغيير و اصلاح اين خرده فرهنگ ها داشته باشيم، به تنهايي قادر خواهد بود الگوي مصرف ما را دچار تغيير «بنيادين» و هميشگي كرده و اصلاح نمايد؟ يادمان باشد در روزهاي آغازين اجراي طرح سهميه بندي بنزين، خيابانهاي شهر آنچنان خلوت شده بود كه يك شرايط آرماني را به تصوير مي كشيد، اما به مرور باز هم اتومبيل ها به خيابان آمدند و شلوغي و ترافيك هم به جاي خود بازگشت.
توضيح آنكه مي بايست سالها پيش از اين براي اصلاح فرهنگ جامعه و تغيير برخي از آداب اجتماعي و نگاههاي سنتي، فكري مي شد تا به مرور زمان و با تغيير اين قبيل خرده فرهنگ ها و باورها، شرايط اجراي اين طرح بزرگ فراهم مي شد. به نظر مي رسد حالا هم بايستي همزمان با اجراي طرح هدفمندي و اصلاح قيمت ها و در راستاي اصلاح الگوي مصرف - خصوصاً در زمينه انرژي- در كنار مولفه هاي اقتصادي، مسئولان بخش هاي فرهنگي و اجتماعي جامعه نيز آستين همت بالا زده و با طرحهاي مدون و البته درازمدت در تحقق اين هدف بزرگ بكوشند.
مصرف بي اندازه انرژي باعث مي شود هزينه بيشتري به خانواده بار شده و در نتيجه پول بيشتري از جيب خانواده پرداخت شود. نتيجه طبيعي اين معادله كاهش مصرف انرژي به منظور كاهش هزينه هاست. اما بايد فرهنگ و آداب جامعه به گونه اي تغيير كند كه اگر مردم پول مصرف زياد انرژي را هم داشته باشند و هزينه هاي گزاف در اين زمينه مسأله اي برايشان نباشد، باز هم به اندازه مصرف كنند. هدفمندي يارانه ها بيش از آنكه يك اقدام اقتصادي تلقي شود بايد نوعي فرهنگ سازي براي مصرف بهينه انرژي و ساير منابع را در اختيار بگذارد.
3- يك مقام دولتي چندي پيش با اشاره به هجمه گسترده و هدفمند عليه اين طرح بزرگ خاطرنشان كرد؛ طبق بررسي هاي انجام شده و مستند بيش از 230 سايت و بنگاه خبري در برابر اجراي طرح هدفمندي يارانه ها ايستاده اند. در كنار آن نيز عوامل ضد انقلاب، رانت خواران، جريان فتنه و همچنين استكبار جهاني علي الدوام بر طبل ناكارآمدي اين طرح مي كوبند.
اين يك واقعيت انكارناپذير است. دشمنان، خصوصاً جريان فتنه با تغيير ادبيات و مشي تقابل خود از سياست به اقتصاد تلاش مي كنند تا با سمپاشي و طرح شايعات بي اساس دولت را در اجراي طرحهاي اقتصادي - به ويژه طرح هدفمندي يارانه ها- بي كفايت جلوه دهند. آنان قصد دارند با تاكيد بر «تحريم» و انداختن آن به گردن دولت، اعتماد مردم را نسبت به توان اجرايي و اقتصادي دولت اصولگرا مخدوش كنند.
اما، تاريخ انقلاب اسلامي به دفعات ثابت كرده كه مردم ايران هوشيار تر از آن هستند كه در دام تبليغاتي و جنگ رواني دشمن اسير شوند. مردم به پاك دستي و شهامت و قصد عدالت گستري دولت اصولگرا، ايمان دارند. از اين رو مشاركت و همدلي در اجراي اصولي اين طرح بزرگ را براي خود تكليف شرعي و انساني و يك افتخار ملي مي دانند. مردم دست در دست دولتمردان خود و شانه به شانه يكديگر و با اعتماد و اتحاد اين «بار» را نيز به منزل خواهند رساند و آن را براي خود «جهادي ديگر» مي دانند.