نام ها و نشانه ها
با وجود اين كه از سخنان رئيس جمهور در اجتماع دانشجويان كه به مناسبت
گراميداشت 16آذر در دانشگاه تهران برگزار شد، بيش از يك هفته مي گذرد، با
اين حال تجزيه و تحليل اين سخنان در رسانه ها و محافل سياسي همچنان ادامه
دارد و موافقان و مخالفان كماكان به طرح ديدگاه ها و نظرات خود پيرامون
حاشيه ها و متن آن مراسم مي پردازند.
در آن مراسم، موضوعات متنوع و
گوناگوني در سخنان نمايندگان گروه هاي دانشجويي و اظهارات آقاي خاتمي و
همچنين شعارهاي افراد حاضر در سالن مطرح شد كه به فراخور هر يك از اين
موضوعات، نويسندگان مطبوعات و صاحب نظران سياسي، ديدگاه هاي خود را مطرح
كردند، ولي آنچه بيش از همه توجه محافل رسانه اي و سياسي داخل و خارج را به
خود معطوف ساخت، تغيير رويكرد خاتمي و اعتراض شديداللحن وي به عملكرد
مدعيان اصلاحات و همچنين تغيير نگرش گروهي از دانشجويان نسبت به خاتمي بود
كه تا چندي قبل شعار حمايت از وي سر مي دادند، ولي امروز در نقطه مقابل
رئيس جمهور قرار گرفته و كار را به اهانت و فحاشي عليه او كشاندند! اين دو،
پديده هاي جديدي بودند كه از يك طرف رئيس جمهور براي نخستين بار طي يك
سخنراني علني، عملكرد مدعيان اصلاحات را تخطئه كرد و گفت: «من از اردوگاه
اصلاح طلبان، صداي دشمن را مي شنوم» و از طرف ديگر گروهي 40-30 نفره از
دانشجويان، ادب ميزباني را زيرپا گذاشته و ميهمان گرانقدر خويش را به باد
اهانت و ناسزا گرفتند.
همچنان كه انتظار مي رفت، اين بخش از سخنان آقاي
خاتمي كه به قهر مردم از مدعيان اصلاحات و دعوت جبهه دوم خرداد به بازنگري
در عملكرد و رفتار گذشته اختصاص داشت با بي مهري روزنامه هاي زنجيره اي رو
به رو شد و مثل چند سال گذشته كه سخنان رئيس جمهور محترم را درباره معنويت،
ايثار و شهادت، ايستادگي در برابر قدرت هاي سلطه گر، احترام به اعتقادات و
باورهاي ديني مردم و ديگر موارد آرماني و ارزشي از اين قبيل را سانسور
كرده و يا بسيار ضعيف و كمرنگ مطرح مي كردند، اين بخش از اظهارات آقاي
خاتمي در مراسم 16آذر را هم در صفحات اول خود منعكس نكردند و بعضاً در
صفحات داخلي نيز با تقطيع اين سخنان، محورهاي اساسي و مهم آن را كم اثر
جلوه دادند.
شنيده شده كه جريان افراطي درون جبهه دوم خرداد از اين هم
فراتر رفته و سيدمحمد خاتمي را به خاطر اين سخنان مورد نكوهش قرار داده و
مدعي شده اند كه چنين اظهاراتي، پايگاه و موقعيت اصلاح طلبان را در جامعه
بيش از پيش تضعيف مي كند. البته عده اي از مدعيان اصلاحات هم به استقبال
اين سخنان رفته و اهانت جمعي از دانشجويان به خاتمي را علامت به ثمررسيدن
اصلاحات و توسعه دموكراسي خوانده اند!
اصولگرايان نيز اين بخش از
اظهارات آقاي خاتمي را حجتي بر صحت و درستي گفته ها و نوشته هاي خويش طي
8سال گذشته دانسته و از اين كه ايشان -هرچند دير- به اين واقعيت رسيده است
كه غريبه ها و كساني كه صداي دشمن از حلقوم آنها شنيده مي شود، در اردوگاه
مدعيان اصلاحات نفوذ كرده اند، ابراز خرسندي نموده و خداي رحمان را به خاطر
طلوع آفتاب حقيقت و اثبات حقانيتي كه 8سال آن را فرياد مي زدند، سپاس گفته
اند و در عين حال از رئيس جمهور محترم پرسشي دارند:
خاتمي عزيز؛ شما با
وجود دارابودن بسياري از ويژگي هاي مثبت اخلاقي و رفتاري از قبيل سعه صدر،
حلم، بردباري و شكيبايي، نقدپذيري و تحمل مخالفان، سرانجام در برابر فحاشي
ها و اهانت هاي آن گروه 40-30 نفره، طاقت از كف داديد و خطاب به آنان
فرياد برآورديد كه چنانچه ساكت نشويد، دستور مي دهم از سالن بيرونتان كنند.
شما سرد و گرم روزگار را چشيده و سال ها در كوران انقلاب و مباحث حساس
فرهنگي و سياسي بوده ايد و تجربه مديريت اجرايي در سطوح مختلف را داريد،
ولي فحاشي آن عده و بي منطقي آنان را بر نمي تابيد، حال خود را بگذاريد جاي
چند جوان متدين، انقلابي، عاشق اسلام، نظام، امام و رهبر و دلباخته اسلام و
قرآن كه باورها و مقدسات آنان از سوي برخي افراد و جريان ها به بدترين وجه
ممكن هتك حرمت مي شود.
آيا اين جوان پرشور و نورسته بايد دم فرو بندد و
دست ها را به علامت تسليم بالا ببرد، يا به او هم حق مي دهيد كه در مقابل
هتاكان به ارزش هاي ديني و شرف و حيثيت ملي، بايستد و اهانت كنندگان را
سرجايشان بنشاند؟!
در سال هاي اخير مواردي پيش آمد كه نه تنها به
انقلاب، نظام و امام اهانت شد، بلكه جماعتي هتاك و عامل بيگانه، حرمت
پيامبر گرامي اسلام و ائمه معصومين«ع» را نيز شكستند و فقه اسلامي و آيات
انسان ساز و آزادي بخش قرآن كريم را مغاير حقوق بشر قلمداد كردند. آيا به
آن جوانان پرشور، معتقد و سراپاسوز و عشق كه به مقابله با اين هتاكان
برخاستند، مي توان خرده گرفت كه چرا چنين كرديد؟ اگر پاسخ منفي است، پس چرا
در اين سال ها از سوي دستگاه هاي دولتي و جناح سياسي حاكم هيچ حركت و سخني
در دفاع از اين جوانان و محكوميت هتاكان ديده نشد؟!
بگذريم؛ رئيس جمهور
محترم در سخنراني 16آذر، گروه هاي مدعي اصلاحات را مخاطب قرارداد و گفت
اصلاح طلبان بايد به بررسي رفتار و عملكرد خود بپردازند و ببينند كه چرا
پايگاهي در جامعه به ويژه در ميان اقشار متدين ندارند و مردم از آنها روي
برگردانده اند. گمان مي كرديم اين گروه ها در نخستين اجلاس خود پس از سخنان
رياست محترم جمهوري، براي راهبردي كردن سخنان ايشان و جبران خطاها و
اشتباهات گذشته، طرح هاي فوريت دار و راه كارهاي اساسي ارائه دهند، اما
گمان باطلي از آب درآمد! شوراي هماهنگي گروه هاي جبهه دوم خرداد، يكشنبه شب
گذشته تشكيل جلسه داد و دبيركل سازمان مجاهدين در پايان اين جلسه در گفت
وگو با خبرگزاري فارس تنها مصوبه گروه هاي هجده گانه جبهه دوم خرداد را
چنين اعلام كرد. «شوراي هماهنگي جبهه دوم خرداد به شوراي هماهنگي جبهه
اصلاحات تغيير يافت»!
واقعاً كه بايد به خاطر اين همه تلاش و تحمل سختي و
مشقت به ايشان آفرين گفت! بعد از 8سال له له زدن درباره اصلاحات و چماق
اصلاح طلبي را بر سر مردم كوفتن، تازه به صرافت افتاده و اسم خود را جبهه
اصلاحات گذاشته اند؛ دست مريزاد، مبارك است! آقاي سعيد حجاريان حدود 2سال
پيش گفته بود كه اصلاحات سر ندارد. شايد جبهه دوم خرداد با اين تغيير نام
خواسته است كه اصلاحات را صاحب سر كند و سر اصلاحات همين جبهه باشد!
بي
خود نيست كه در اين 8سال، مردم هيچ بهره و خيري از اصلاحات جز گراني، تورم،
افزايش فاصله طبقاتي و... نديدند، لابد دليلش اين بوده كه اصلاحات وجود
ماهوي نداشته است. حالا ديگر با اين اسم گذاري، كولاك خواهند كرد! اما از
كجا معلوم كه چند سال بعد هم براي جبران ناكامي ها تنها كاري كه خواهند
كرد، تغيير نام جبهه اصلاحات نباشد؟!
عليرضا ملكيان
بسم رب النور