درباره مرغ
غلامرضا صادقيان
چند روز پيش مديركل طيور وزارت جهادكشاورزي هشدار
داد كه مرغ درشت مصرف نكنيد زيرا باقيمانده دارو در لاشه مرغ، تبعات سوء
بسياري براي سلامتي مصرف كننده دارد. پس از آن از يك كارخانه دار كالباس
شنيدم كه مرغ داري ها براي او مرغ 7 كيلويي مي آورند، فرض كنيد اندازه بره
گوسفند!
مردم ما چون هنوز خاطره مرغ و خروس باغچه خانه هاي قديمي را
دارند، مرغ درشت را بهتر مي پسندند. در باغچه، مرغ لاغر، مرغ مريض بود و
مرغ درشت، توانسته بود با غلبه بر بيماري ها، درشت و سالم بماند. آن جا بحث
درشت شدن با هورمون نبود اما در مرغداري ها، قضيه برعكس است، مرغ كوچك
سالم است و مرغ درشت، مرغي است كه به موقع فروش نرفته و حالا سم مهلك است.
مرغ
هاي قديمي، دانه گل و گياه مي خوردند، تفريحشان را هم مي كردند. به امور
خروسداري و جوجه داري هم مي رسيدند و بانشاط بزرگ مي شدند اما مرغ هاي
امروزي در يك جا زنداني مي شوند تا كمتر حركت كنند و زودتر بزرگ شوند. آنها
افسرده خاطرند و گوشتشان هم بي مزه است.
در نگاه اجتماعي، امروزه مرغ
يك غذاي فانتزي مجالس است. يعني كمتر سرسفره كساني است كه مرغ را به نيش مي
كشند و تا آخر مي خورند، بيشتر در جايي به كار گرفته مي شود كه مصرف كننده
براي آن كه پرستيژ را رعايت كرده باشد، مقداري از آن را در سفره باقي مي
گذارد. براي باوركردن ادعاي من بايد تجربه زيادي از حضور در هر دوگونه
مجالس داشته باشيد. مرغ ما خوب نيست و همان مرغ بد هم هدر مي رود.
مطبوعات
دولتي نيز حرص مردم را از مرغ خوردن در مي آورند. اگر قيمت مرغ 50تومان
كمتر شد، با تيتر درشت مي نويسند: «مرغ ارزان شد» و اگر قيمت مرغ 300تومان
افزايش يافت، با تيتر كوچك تري مي نويسند: «مرغ فقط 20درصد گران شد».
اين
جور مرغ خريدن و خوردن به دل هيچ كس نمي چسبد. به خصوص اگر بدانيم براي
خانواده هايي كه زير خط معيشت- كه بسيار بالاتر از خط فقر ادعايي است- قرار
دارند، خريد يك دانه مرغ، موفقيتي بزرگ در زندگي به حساب مي آيد.
بسم رب النور