محمدجعفر بهداد
مي دانيد چرا بعضي بزرگان سياسي كشورمان از ضرورت به صحنه آمدن «جوان ترها» سخن مي گويند؟ چون مردم ما چنين مي خواهند.
واقعيت آن است كه مردم ايران در اين دوره به شدت خواستار روي كارآمدن افرادي غير سالخورده، متعهد و تحول آفرين هستند و به همين شدت با سپردن مجدد امور به مديريت هاي غير تحول خواه و امتحان پس داده مخالفند.
اصولگراها طي دو سال گذشته به اين ميل عمومي پاسخ مثبت و صادقانه داده و براي انتخابات رياست جمهوري نيز چنين سازوكاري را تدارك ديده اند، اما شيطنت عناصري كه كارنامه مديريتي شان سرشار از بندگي براي بانك جهاني و صندوق بين المللي پول مي باشد، آغاز شده است.
ماجرا از اين قرار است كه تأكيد بزرگان سياسي بر لزوم رويكرد جوانگرايي در انتخابات رياست جمهوري، ريزه خواران خوان آنها را بيمناك كرده و اين جماعت را به چاره انديشي براي حفظ سهمي از قدرت در دولت آينده واداشته است.
عناصر مذكور طي دوهفته اخير درصدد برآمده اند تا از ميان نامزدهاي مطرح جريان اصولگرايان، يكي را كه از نظر تفكر و روش هاي كاري، كاملاً به باشگاه بزرگترها وابستگي و ارادت دارد به جبهه اصولگرايي تحميل كنند و آنگاه در گام بعدي وي را به كناره گيري به نفع نامزد بزرگتر يا واگذاري اختيار چينش كابينه به جريان مذكور متقاعد سازند.
نشانه هايي از وادادگي و همراهي با مخالفان تفكر جوانگرايي و تحول خواهي در بعضي گروه هاي همپيمان جريان اصولگرا پديدار شده كه بخشي از آن ناشي از رايزني هاي شيطنت آميز غيرتحول گراهاست.
شيفتگي عناصر مذكور در برابر نسخه هاي اقتصادي و بازرگاني مراكز اقتصادي استعماري نظير صندوق بين المللي پول و بانك جهاني، به حدي است كه در مذاكرات خود با «نامزد محللي» از وي خواسته اند در دولت بعدي فقط(!) وزارتين اقتصاد و نفت، و سازمان مديريت و برنامه ريزي را به آنها بسپارد!
توطئه گران در نظر دارند سهم اصولگرايان را صرفاً در بخش مديريت سياسي و فرهنگي دولت آينده به رسميت بشناسند، زيرا به خوبي مي دانند وابستگي دست اندركاران فرهنگي و سياسي به مديريت مالي و اقتصادي كشور آنها را از پياده كردن انديشه هاي ناب خويش باز مي دارد.
... اما اصولگراها خواهند توانست در ميانه ميدان نامردي ها و نيرنگ بازي ها، تصميم مستقل و قاطعي براي تامين نظر مردم اتخاذ كنند. چنين باد.