براي مشاهده چهره واقعي ليبراليسم و دموكراسي ليبرال لطفاً اين روزها سري به فرانسه بزنيد. تا قرائت فرانسوي آزادي نوع بشر را از زبان بالاترين مرجع تصميم گيري در آن كشور بشنويد.
همچنان كه در خبرها آمده است، شوراي دولتي فرانسه، چند روز پيش طي حكمي صريح و قاطع از گردانندگان ماهواره «اوتل ست» خواست كه پخش شبكه تلويزيوني «المنار» را متوقف كنند و براي ضمانت اجرايي اين حكم بابت هر روز تأخير، پنج هزار يورو جريمه در نظر گرفته است. اين كار يعني نقض ابتدايي ترين اصول ادعايي ليبرال ها در مفهوم آزادي. البته آنها در توجيه اقدام خود دلايلي هم اقامه مي كنند كه اصلي ترين آنها، اتهام شبكه المنار به يهودي ستيزي است.
راه دور نرويم. براي رؤيت جمال بي مثال دموكراسي مي توان از رنج سفر دور و دراز به اروپا و آمريكا صرف نظر كرد و سري به افغانستان و عراق زد. آخر، سربازان اردوگاه دموكراسي ليبرال اين روزها در همسايگي ما خيمه زده اند و در مطبخ دموكراسي غربي، در حال تهيه يك وعده خوراك آزادي ليبراليستي براي شهروندان عراقي و افغاني هستند. البته براي افغان هاي كم توقع و خسته از جنگ داخلي، اين دست پخت، خيلي زود مهيا شد؛ همبرگرفروش ديروز شيكاگو، رداي رياست جمهوري كشورش را در حالي برتن كرده است كه در هيچ كدام از ميدان هاي سخت جدال براي رهايي از چنگ كمونيست هاي متجاوز روسي و فرقه پرستان متعصب طالباني كنار مردم خود نبوده و فقط به يمن قرائت آمريكايي از دموكراسي، حقوق بشر و آزادي، عنوان پرزيدنت منتخب را بر پيشاني خود حك شده مي بيند.حالا چه باك كه در روز انتخابات، 16 نامزد و رقيب وي با مشاهده تقلب سازمان يافته، اعلام انصراف دهند و همبرگرفروش مهاجر شيكاگو را با دست پخت ارباب آمريكايي اش تنها گذارند.
آن از افغانستان و حالا نوبت عراق رسيده است. جايي كه اگر قرار بر آداب معمول دموكراسي باشد، قاعدتاً رأي اكثريت 70 درصدي شيعيان بايد محترم شمرده شود اما مگر مي شود چنين ساده لوحانه با دموكراسي برخورد كرد تا اين اكثريت
با لقوه متحد ايران اسلامي بيايند و قدرت را قبضه كنند؟ پس چاره چيست ؟ تدبير اين است: به عراق كه مي رسد دموكراسي بي دموكراسي، اينجا قواعد طايفه گري بايد حاكم باشد. لذا شيعيان با وجود سهم 70-60درصدي از جمعيت، فقط صاحب دوسوم صندلي هاي حكومت بايد باشند-آن هم فقط روي كاغذ- و بقيه كرسي ها، انگار قبل از رأي گيري به طوايف و اقوام ديگر اجاره داده شده است!
هركس مي خواهد چهره واقعي دموكراسي را ببيند بايد سري به تصاوير هولناك غروب چهارشنبه (ديروز) كربلا در نزديكي
در غربي حرم سيدالشهدا(ع) بزند؛ جايي كه ده ها تن از محبان اهل بيت- منجمله نماينده آيت الله سيستاني- فقط به جرم اكثريت داشتن در صحنه سياسي اجتماعي عراق تكه تكه شدند و اين دقيقاً همان چيزي است كه پيش بيني مي شد. يعني آمريكايي هاي دلسوز حقوق بشر در خاورميانه، حتي همين دموكراسي نيم بند طايفه گرانه را هم بر مردم عراق نمي پسندند لذا هرچه به روز انتخابات در اين كشور نزديك تر مي شويم، صداي انفجارها، بيشتر گوش را مي خراشد.
آبرويي كه از جماعت آويزان شده به اسافل شعارهاي غرب در اين سال ها ريخته شد، هر موردش براي خانه نشين كردن اين مدعيان كافي بوده است، اما گويا پرده هاي شرم و حيا در ميان غلامان حلقه به گوش ليبرال دموكراسي در ايران چنان دريده شد ه كه با وجود آن همه بي آبرويي ، هنوز سنگ ارباب بي آبروتر از خود را به سينه مي زنند. ائتلاف داخل و خارج در دارودسته مضحكي كه اين روزها، علم شكسته رفراندوم را بار ديگر بر دوش گرفتند، كاري به اين حرف ها ندارد كه مثلا چه طور وقتي طرفداران آمريكا در اوكراين پرچم اعتراض به نتايج انتخابات را بلند مي كنند، سربازان دموكراسي محسوب و با ارسال كمك 42 ميليون دلاري واشنگتن به استقامت در برابر حكومت مركزي تشويق مي شوند اما اعتراض 16 نامزد-از 17 كانديدا- در انتخابات افغانستان اساساً محلي از اعراب ندارد! و يا چگونه است كه بستن يك شبكه تلويزيوني در مهد دموكراسي، امري طبيعي تلقي مي شود اما احضار صاحبان متخلف روزنامه ها به دادگاه براي پاسخگويي در قبال قانون شكني هاشان، تجاوز به آزادي و حقوق بشر است؟
اين تناقضات فراوان در ادعا و عمل سردمداران آمريكا و اروپا، چنان روشنفكرنماها و احزاب ايراني شيفته غرب را در افكار عمومي رسوا كرده كه امروز خود نيز معترفند مرجعيت فكري اين جماعت نزد ملت ايران به شدت كاهش يافته است. ماجراي فناوري هسته اي، آزمون بزرگي بود كه بي آبرويي كامل را براي عوامل سياسي اجتماعي غرب در ايران به ارمغان آورد. در حالي كه نام جوانان دانشمند و افتخارآفرين هسته اي ايران در حافظه تاريخي ملت به مثابه قهرمانان ملي ثبت شد، روشنفكرنماها و بازيگران سياست پيشه اي كه براي خوش خدمتي به آمريكا با سران كاخ سفيد همداستان شدند و رسماً اعلام كردند كه ايران فناوري هسته اي مي خواهد چه كند، در نگاه مردم خائنان ملي لقب گرفتند.
جوان پاك نهاد ايراني، اين تصاوير را در ذهن خود مرور مي كند. ديگر مثل سابق نيست كه بشود در تاريكي و خلأ اطلاعات، سر آدم ها كلاه گذاشت و فريبشان داد. حالا دموكراسي غربي با همه قامت و در سيماي واقعي اش پيش روي جهانيان قرار گرفته است.
اين ديو متعفن و كريه المنظر را ديگر با هزار من عطر و ادوكلن و كرم پودر هم نمي توان بزك كرد و در قيافه فرشته نجات به خورد تشنگان آزادي و مردم سالاري داد هر چند عمله اينترنتي آنها در عملياتي همانند جناب «اهورا- هخا» هزاران امضاي تأييدآميز براي وصالش فراهم و به پايش نثار كنند!
حسين صفارهرندي