بابك اسماعيلي
ژانويه سال 2011 ميلادي در حالي با آغاز رياست ايران بر سازمان اوپك، آن هم پس از گذشت 36 سال همراه شد كه بازار تحليل و تفسير اين اتفاق همچنان داغ است. طي دو ماه اخير، هر يك از رسانه ها و ناظران سياسي و اقتصادي وابسته به آن ها، از منظر و زاويه اي خاص موضوع مذكور را مورد توجه قرار داده اند.
برخي رسانه ها، همزماني انتخاب ايران به عنوان رئيس دوره اي اوپك آن هم با موافقت تمامي اعضاي اين سازمان را در كنار استقبال تاريخي از رئيس جمهور در لبنان، نشانه اي از موفقيت و پيروزي ديپلماسي كشورمان خوانده اند.
در اين ميان، برخي ناظران و رسانه هاي خبري وابسته به اردوگاه غرب اينگونه موضوع مذكور را مورد ارزيابي قرار مي دهند كه رياست ايران بر اوپك بيشتر جنبه اي سمبليك دارد و نبايد منتظر اتفاقي خاص بود. اين در حالي است كه بنا به دلايلي چند، تكيه زدن جمهوري اسلامي ايران بر جايگاه رياست بزرگترين كارتل و سازمان نفتي جهان، آن هم در مقطع كنوني كه اقتصاد جهاني با بحران دست به گريبان است، بسيار قابل اعتناست:
1- نيم قرن از تولد سازمان كشورهاي صادركننده نفت موسوم به «اوپك» مي گذرد. سازمان مهمي كه براساس آنچه كه در اساسنامه اش ذكر شده، با هدف هماهنگي و يكپارچه سازي سياست هاي نفتي كشورهاي عضو و تعيين بهترين راه براي كسب منافع جمعي يا فردي آن ها، طراحي شيوه هايي براي تضمين ثبات قيمت نفت در بازار بين المللي به منظور از بين بردن نوسانات مضر و غيرضروري؛ عنايت و توجه ويژه به كشورهاي توليدكننده نفت و توجه خاص به ضرورت فراهم كردن درآمد ثابت براي اين كشورها و بالاخره تامين نفت كشورهاي مصرف كننده به صورت كارآمد، مقرون به صرفه و هميشگي تشكيل شد.
اگرچه ايران نيز در كنار كشورهاي عراق، عربستان، كويت و ونزوئلا، 5 عضو موسس اوپك و به اذعان شواهد تاريخي يكي از تاثيرگذارترين كشورها در تاسيس اين سازمان به شمار مي رود، اما متاسفانه به دليل برخي مسائل سياسي، شاهد بوده ايم كه در سال هاي اخير، كشورمان نقش چندان جدي در تصميمات اين سازمان نداشته است. اين در حالي است كه اگر نگاهي به وضعيت ذخاير و منابع نفتي جمهوري اسلامي ايران بيندازيم، اهميت جايگاه ايران در اوپك مشخص مي شود. ايران با در اختيار داشتن بيش از 132 ميليارد بشكه نفت خام قابل استحصال، سومين ذخاير نفتي جهان را در اختيار دارد و با توجه به دارا بودن 971 تريليون فوت مكعب گاز جهان، از تاثيرگذارترين كشورهاي جهان به حساب مي آيد. بنابراين بايد گفت با راي همه 12 كشور عضو سازمان اوپك، توفيق بزرگي پس از 36 سال، با لابي هاي صورت گرفته نصيب كشورمان شده است.
2- برخلاف برخي اظهارات ناظران سياسي و اقتصادي و رسانه هاي غربي كه سعي دارند موضوع رياست ايران بر اوپك را بي اهميت جلوه دهند، بايد گفت كه اگر ديپلماسي فعال نفتي و انرژي داشته باشيم، با توجه به واقعيات روز جهان در حوزه انرژي مي توانيم با استراتژي توازن براي كسب منافع حداكثري، حركت هاي مثبتي را انجام دهيم.
در واقع كشورمان مي تواند از فرصت تاريخي به وجود آمده براي ارائه و بازنشر نقطه نظرات خود استفاده كند. زيرا در طول يك سال آينده، هر مجمع و جلسه اي كه بخواهد در اوپك برگزار شود، رياست جلسه آن با جمهوري اسلامي ايران خواهد بود و ابتكار عمل، تعيين خط مشي مجامع و جلسات و چگونگي پيشبرد نظرات، همه و همه بر عهده رئيس ايراني جلسه خواهد بود. حال اگر تيم ايران در اوپك و شخص وزير نفت كشورمان به عنوان رئيس اين سازمان، راهبرد و ديپلماسي نفتي مشخص و كارآمدي داشته باشد، مي تواند تا حد زيادي بر روي خط مشي و نوع تصميم گيري ها تاثير بگذارد.
بالاترين ركن در تشكيلات اوپك، اجلاس وزراست كه در واقع يك مرجع تصميم گيري است و رياست آن با ايران است. همچنين براساس سنتي هميشگي افتتاح اجلاس اوپك، همواره با سخنراني رياست سازمان آغاز مي شود كه با توجه به رياست ايران بر اوپك، وزير نفت كشورمان مي تواند نقطه نظرات خود را اعمال كند و مواضع رسمي جمهوري اسلامي ايران را به طور شفاف ارائه دهد.
فرصت ديگري نيز كه طي يك سال اخير در اختيار ايران قرار گرفته، حضور در تمامي مذاكرات دو يا چند جانبه كشورهاي عضو و تمام مجامع و محافل صنعت نفت با اوپك است كه ايران مي تواند از اين فرصت براي ايراد نقطه نظرات و ديدگاه هاي خود و معرفي ديدگاه و جايگاه كشورمان به ديگر كشورها استفاده كند.
معمولا در جلساتي كه ميان اوپك و ديگر سازمان ها و مجامع برگزار مي شود، رئيس اوپك و دبير كل مشتركا شركت دارند. حضور ايران در اين سازمان ها، آن هم به عنوان رئيس اوپك علاوه بر كسب منافع براي اوپك از نقطه نظري ديگر نيز داراي اهميت است و آن منافع كشورمان در مسائل مختلف است. به عنوان مثال، در جلسات ميان اين سازمان با تشكل هايي نظير اتحاديه اروپايي، سازمان تجارت جهاني و يا سازمان هاي اقتصادي وابسته به سازمان ملل متحد، ايران به عنوان رئيس اوپك مي تواند علاوه بر مذاكرات اصلي، مذاكراتي نيز در حاشيه موضوعات اصلي جلسه داشته باشد و در برخي ديگر از مسائل نيز رايزني كند. همچنين اين موضوع نيز چندان دور از ذهن نيست كه براي جلب نظر ايران در تصميم گيري ها و يا همكاري هايي كه به عنوان نتيجه اين جلسات بايد حاصل شود، طرف مقابل حاضر باشد در مقابل كشورمان در زمينه هاي ديگر سياسي و اقتصادي نيز ناچار به امتيازدهي باشد تا نظر ايران به عنوان رئيس دوره اي اوپك جلب شود.
3- نكته مهم و درخور اهميت ديگر در كنار مسأله رياست اوپك، پست دبيركلي اوپك است. ايران با رأي هر 12 كشور عضو اوپك، تنها به عنوان رياست اوپك انتخاب شده و پست دبير كلي كه به صورت دوره اي و براي مدت دو سال تعيين مي شود، تنها يك بار آن هم در سال هاي آغازين تأسيس اين سازمان به ايران رسيده است.
دبير كل اوپك در كنار رياست اين سازمان از وجهه جهاني و قدرت اجرايي بسيار بالايي برخوردار است. واقعيت آن است كه كارآمدي و شايستگي نماينده معرفي شده از سوي هر كشور در انتخاب دبير كل اوپك كه با اجماع و انتخاب همه اعضا تعيين مي شود نقش قابل توجهي دارد. اگرچه معادلات يا به بيان ديگر، نامعادلات سياسي نيز در اين گزينش بي تأثير نيست. اما، اگر ايران نيز در اين دوره كه رياست اوپك را برعهده دارد، بتواند عملكرد خوبي در عرصه همگرايي و تعامل با ساير اعضاء به ويژه اعضاي تأثيرگذار داشته باشد انكار شايستگي و توانمندي آن براي دبير كلي اوپك به آساني قابل انكار نخواهد بود و اين اميد مي رود كه حق از دست رفته جمهوري اسلامي ايران براي كسب كرسي دبير كلي اوپك نيز احيا شود. البته نبايد فراموش كرد كه اين امر منوط به آن است كه كشورمان فردي فني، متخصص و شناخته شده را به عنوان گزينه دبير كلي پيشنهاد دهد.
4- ايران به عنوان رياست اوپك با دو مشكل دروني و بيروني در اين سازمان مواجه است. نخست دودستگي ميان اعضاي اوپك پيرامون خواسته ها و نوع فعاليتي كه اوپك بايد داشته باشد. هم اكنون برخي از اعضا همانند عربستان با تشويق قدرت هاي خارجي نظير آمريكا معتقد به توسعه بازار و افزايش توليد هستند. در كنار اين ديدگاه، اعضاي ديگر اوپك معتقد به افزايش توليد متناسب با نياز بازار هستند. اين دودستگي سبب شده تا سهم اوپك در بازار توليد از 40 درصد به كمتر از 30 درصد تنزل يابد كه خود به نقش اين سازمان مهم بين المللي در سال هاي اخير آسيب زده است.
علاوه بر اين، كشورهايي مثل كشورهاي عضو سازمان OECD يا ديگر كشورها به هيچ وجه علاقه ندارند كه اوپك در بازار توليد نفت، قوي، مهم و تاثيرگذار باشد. زيرا علاوه بر دشمني قدرت هاي استكباري با جمهوري اسلامي ايران، يك اوپك قوي نيز هيچگاه موردنظر مصرف كنندگان نيست و اين كشورها همواره به دنبال كم كردن نقش آن هستند. هر نهاد يا سازماني و حتي كشوري كه بتواند اين نقش را پررنگ تر ايفا كند، مي تواند در قيمت، سياست گذاري و استراتژي هاي نفتي نقش هدايت كنندگي را در اختيار داشته باشد. در چنين شرايطي، ايران بايد از فرصت پيش آمده به بهترين وجه استفاده كند و با توجه به روابط خوبي كه با كشورهاي عضو اوپك دارد، انسجام موجود را كه در حال گسست است بيشتر كند. زيرا اين انسجام، بسيار به نقش گذاري آينده اوپك كمك خواهد كرد. اين امر سبب خواهد شد تا از يك سو اوپك قدرت تاثيرگذاري بيشتري پيدا كند و از سوي ديگر روابط ما با كشورهاي عضو اوپك تسهيل شود.
پس از 36 سال شاهديم كه رياست دوره اي اوپك بر عهده جمهوري اسلامي ايران نهاده شده است، در انتخاب ايران به رياست اوپك ضمن آن كه ديپلماسي نفتي كشورمان و اقتدار منطقه اي آن بي نقش نبوده است، نشان دهنده اين نكته نيز هست كه مواضع بسياري از كشورهاي در حال توسعه به جمهوري اسلامي ايران نزديك شده و توطئه ها و دخالت هاي آمريكا و متحدان غربي اين كشور و همچنين تحريم هاي به اصطلاح هدفمند آنها عليه ملت ايران رنگ باخته است.